حجاریان: بايد به فكر «فتح سنگر به سنگر» بود
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
به گزارش نامه نیوز، حجاريان به «ديدهبان» ميگويد كه روحاني بهترين گزينه براي رياستجمهوري ۹۶ تا ۱۴۰۰ است. در ادامه بخشي از اين گفتوگو را ميخوانيد: فكر ميكنيد جريان اصلاحات به اهداف مورد نظر رسيده يا نه؟ ببنيد، من هم يك نفر هستم مثل بقيه و در حقيقت براي پيشبرد اسلام و دموكراسي تلاش كردم و تا حدودي هم به آن رسيديم. الان ببینيد مسير دموكراسي در ايران از صندوق راي ميگذرد و همه دارند به آن استناد ميكنند، حتي جريان مخالف اصلاحات. آنها هم كم و بيش اين مسير را پذيرفتهاند، جز عده قليلي كه مخالف اصلاحات هستند. اينكه قواعد بازي رعايت شود، صندوق راي بين ما حكم باشد و خيلي از شعارهايي كه جريان اصلاحات داده، امروز بين مردم جاري است. آن عدهاي كه اشاره كرديد اين مسير را نپذيرفتهاند، منظورتان چه جرياني است؟ جريان افراطي راست. همانهايي كه ميگويند قانون چيست. مثلا يك هفتهنامهاي را قاضي بسته، اما ميگويند من بالاتر از حكم قاضي هم ميتوانم اقدام كنم. آيا اين حرف قانوني است؟ يا به طرف ميگويند چرا رفتهاي و سفارت را آتش زدهاي؟ پاسخ ميدهد من عصباني شدم يا من حساس شده بودم و متاسفانه برخي تصميمگيران ميگويند خوب
حالا چون حساس و عصباني بودهاند، نبايد با اين افراد برخورد كنيم! يكي از اين كارها را اگر يك اصلاحطلب كرده بود، با ما چه كاري ميكردند؟ يا مثلا طرف از جانب خودش به اوباما نامه مينويسد. اگر من به اوباما نامه بنويسم با بنده چه برخوردي خواهند كرد؟ مگر طرف جز يك شهروند عادي بيشتر است؟ شما اگر به اوباما نامه بنويسيد چه برخوردي با شما خواهند كرد؟ چرا، چقدر و مگر ميشود اينقدر يك بام و دو هوا؟ يا برخي ميگويند شايد تبليغات را شروع كردهاند. به چه زباني بايد بگوييم، انتخابات رياستجمهوري چند ماه ديگر برگزار خواهد شد، چرا عدهاي از الان تبليغات ميكنند؟ چه خبر شده است؟ يا ميبينيم كه خراسان براي خودش كشوري جدا شده، طرف ميگويد «تا من اينجا هستم برگزاري كنسرت ممنوع است» انگار خراسان جزو ايران نيست! متاسفانه در حال شنيدن حرفهاي عجيب و غريبي هستيم. شما در برههاي پروژهاي با عنوان «دموكراتيزاسيون كردن كشور» تحت عنوان «توسعه و نوسازي سياسي» را مطرح كرديد كه شعارهايي نظير «فتح سنگر به سنگر تا رسيدن به سنگر فرماندهي» در آن مطرح شد؛ آيا اين موضوع نوعي باور نادرست براي پيشبرد طرح مورد نظر شما نبود؟ و آيا هنوز به آن
معتقديد؟ بخش آخر موضوع «فتح سنگر به سنگر» متعلق به من نيست و من چنين چيزي نگفتهام. اين بخش «تا رسيدن به سنگر فرماندهي» را من نگفتهام، عدهاي آن را اضافه كرده و دست بردهاند توي اين شعار. من چنين چيزي نگفتهام و تنها اشاره به «فتح سنگر به سنگر كردهام». منظور شما از «فتح سنگر به سنگر» چه بود؟ «فتح سنگر به سنگر» يعني اينكه از طرق قانوني و از راه صندوق راي، اصلاحطلبان ابتدا به شوراها و بعد از آن به رياستجمهوري برسند. بالاخره ما حزب بوديم و حق داشتيم كه اين موضوع را تا رسيدن به هدف پيش ببريم. البته نه فقط ما، بلكه همه حق دارند به اين مساله فكر و براي رسيدن به آن تلاش كنند؛ اصلا قاعده سياسي در تمام دنيا همين است، مگر اين جرم است؟ پس شما همچنان معتقديد كه بايد به فكر «فتح سنگر به سنگر» باشيد؟ بله، ما همين الان هم به فكر اين هستيم كه در دوره بعد انتخابات شوراها و رياستجمهوري را ببريم. اين را به صراحت ميگويم. پس از حرف شما تعبير اشتباهي صورت گرفته بود؟ بله، دقيقا همينطور است. درباره موضوع «ايجاد دو قطبي شديد در فضاي كشور» چطور؟ اين را هم من نگفتهام و اساسا دنبال چنين موضوعي نبودهايم. حريف خودتان را چه كسي
ميدانيد و سنگر مستحكم را در مقابل چه گروه، جريان و افرادي ميخواستيد و ميخواهيد بنا كنيد؟ جامعه مدني سنگر مستحكمي است و ما به دنبال ايجاد سنگرهاي مستحكم از طريق جامعه مدني هستيم. اگر جامعه مدني نبود، سازمان منافقين تا تهران آمده بود. آنها در شهرها با مردم درگير شدند و لذا اگر جامعه مدني نباشد، قاعدتا سنگري وجود نخواهد داشت. برخي تندرویهايي كه از سوي عدهاي از فعالان سياسي تندرو جريان اصلاحات صورت گرفت را عامل سلب شدن اعتماد مردم از اين جريان و در نهايت ظهور «پديده احمدينژاد» عنوان ميكنند، شما اين برداشت را صحيح ميدانيد؟ نه، من اين را درست نميدانم. من نميدانم تندروي اينها بود يا قتلهاي زنجيرهاي يا مسائلي نظير بستن فلهاي روزنامهها؟ آن زمان اتفاقا مردم از ما و جريان اصلاحات شاكي شده بودند كه شما چرا ساكت هستيد. خوب برخي معتقدند كه اتفاقا اين رفتارها برآمده از جريان اصلاحات است و در زمان زمامدار بودن دولت اصلاحطلبان چنين اتفاقي افتاده است؟ بله، اينها در دوره اصلاحات اتفاق افتاده، اما عامل اين اتفاقات چه كساني بودند؟ اينها بحرانهاي ساختگي در مقابل دولت اصلاحات بود، همانطور كه الان در دولت يازدهم
عدهاي بحرانسازي ميكنند. برخي مقابل پاي آقاي روحاني سنگهاي بزرگ مياندازند و بعد ميگويند چرا راه نميروي؟ چرا كارها رو به جلو حركت نميكند. روحاني در مقابل اين اقدامات ميگويد، شما سفارتخانه را آتش زدهايد يا فلان كار و فلان كار را كرده ايد؛ چطور انتظار داريد سرمايهگذار خارجي وارد ايران بشود؟آقاي احمدينژاد در زمان شهرداري پولهاي زيادي بين مداحان خرج كرد كه هنوز پرونده شهرداري ايشان مفتوح است. آنها هم اين طرف و آن طرف رفتند و با پول شهرداري شروع كردند به بيان برخی مسائل. احمدينژاد هم شروع كرد به شعار و شعار دادن، شعارهايي نظير يارانه و آوردن نفت سر سفرههاي مردم را مطرح كرد. آن موقع هم اتفاقا زماني بود كه قيمت نفت اوج گرفت. به قول دوستان احمدينژاد بشكه نفت بود كه اگر ترمز قيمتش را بكشند، ديگر نميتواند شعار بدهد. اگر پول نفت ۱۰، ۲۰ و ۳۰ دلار بود، هيچوقت نميتوانست شعار بدهد و تدليس كند؛ وقتي بنده ميگويم تدليس يك معنياش همين است. مثل چاوز، چاوز چه كار كرد؟ از همين قبيل كارها. چاوز را ببينيد، اقدامات احمدينژاد دقيقا مثل اوست و مو نميزند با كارهايي كه چاوز انجام داد. الان شما ونزوئلا را ببينيد،
بدبخت شده، الان ونزوئلا يكسره درگير بحران است و مادورو هم نميتواند از پس اين بحرانها بر بيايد. البته ما هم بحران داشتيم، اما رئيس دولت اصلاحات با پول نفت ۲۰ دلار و ۳۰ دلار يكي از بهترين عملكردهاي اقتصادي را بر جاي گذاشت و حتي صندوق ذخيرهاي داشت كه به احمدينژاد تحويل داد. دولت اصلاحات از اين جهت مشكلي نداشت، ضمن اينكه فساد هم نداشت. بالاخره در ظهور پديدههاي نظير احمدينژاد، عوامل محيطي هم دخيل است، شما حاشيهنشيني را در كشور ما ببينيد، ميدانيد چقدر حاشيه نشين در تهران، مشهد و اصفهان داريم. از نظر شما چه ايرادي بر سيستم فعلي انتخابات مجلس وارد است كه بايد به سمت تغيير آن برويم؟ يكي از مهمترين مشكلات فعلي اين است كه هر نماينده به فكر رفع مشكلات محلي و حوزه انتخابيه خود است، اما در انتخابات استاني گمان ميكنم نمايندههاي قويتري وارد مجلس ميشوند. در حقيقت كاري كه در حال حاضر نمايندگان ما انجام ميدهند، كاري است كه شوراها وظيفه آن را برعهده دارند. شوراي شهر وظيفهاش انجام كارهاي محلي و رفع مشكلات شهر است، الان دقيقا نمايندگان ما چنين كارهايي انجام ميدهند. در حقيقت نمايندگان ما به اين دليل دنبال رفع
مشكلات شهري و حوزه انتخابيه خود ميافتند كه بتوانند براي دوره بعدي نيز راي بياورند. مجلس ضعيف هيچگاه در راس امور قرار نخواهد گرفت، اگر ميخواهيم اين اتفاق بيفتد، بايد مجلس قوي تشكيل بدهيم كه در راس امور قرار بگيرد. مثلا شما مجالس هفتم، هشتم و نهم را ببينيد؛ من در جايي گفتم حتي اگر مجلس منحل بشود، اتفاقي نميافتد. آقاي احمدينژاد در حقيقت به مجلس توجه نميكرد و اهميتي براي آن قائل نبود و اصلا به حرف و قانوني كه مجلس گذاشته بود، توجهي نميكرد؛ تا جايي كه مجلس قانون ميگذاشت، اما او كار خودش را ميكرد. مجلس در آن زمان بيكار بود و كار به جايي رسيد كه من گفتم اگر تعطيل هم بشود، اتفاقي نميافتد. عدهاي ايراد گرفتند و گفتند چرا گفتي مجلس تعطيل بشود، اما عملا كارهاي نبود، چون رئيسجمهور وقت و دولت كار خودش را ميكرد و به مجلس توجهي نداشت. اين شرايط، يعني ضعيف بودن مجلس، باعث شده بود تا آقاي احمدينژاد با خودش بگويد، قانون يعني من. ببينيد كه چقدر قوانين را دور زد. مگر آقاي احمدينژاد قوانين را اجرا كرد؟ مگر به مجلس اجازه نظارت داد؟ و مگر مجلس نظارتي كرد بر احمدينژاد و دولتش؟ اگر نظارت كرده بود كه اين اتفاقات
نميافتاد. بابك زنجانيها حاصل همين عدم نظارت و جلوگيري از نظارت بودند. در ارتباط با اصلاح قانون انتخابات آيتا... جنتي دبير و آقاي كدخدايي سخنگوي شوراي نگهبان اخيرا تاكيدات بسياري درباره ضعفهاي قانون انتخابات و لزوم اصلاح آن داشتهاند و به عنوان مثال «بحث خريد و فروش راي را يكي از اين ايرادات مهم عنوان كردهاند» شما فكر ميكنيد در شرايط فعلي چقدر لازم است قانون انتخابات اصلاح شود؟ مشكل شوراي نگهبان با قانون انتخابات، مشكلي جزئي است، اما مشكل من عمده است. موضوعي كه درباره «خريد و فروش راي» عنوان شده، درست است و ما اين مشكل را داريم، منتهي در همين انتخابات اخير برخي خيلي خرج كردند، اما راي نياوردند، مثلا در همين تهران براي مجلس اخير عمده امكانات و ظرفيتهاي انتخاباتي در اختيار اصلاحطلبان نبود و ما بيشتر از ظرفيت شبكههاي اجتماعي استفاده كرديم و اگرچه راي نخريديم، اما راي آورديم. وقتي انتخابات حزبي شود، كمكم فساد هم كم ميشود. عملكرد دولت آقاي روحاني طي سه سال اخير را چطور ارزيابي ميكنيد و فكر ميكنيد در چند ماه باقي مانده از عمر دولت مهمترين كارها و اقدامات بر زمين مانده چيست كه بايد انجام بشود؟ دولت و
آقاي روحاني تلاش كردند كه شرايط را عادي كنند؛ چراكه شرايط در دولت قبل خيلي غيرعادي بود و در حقيقت شرايط خيلي غيرعادي بود. پولهاي زيادي گم شد، وزير يك شبه عزل ميشد، يعني شب ميخوابيد وزير بود، اما صبح كه از خواب پا ميشد، ديگر وزير نبود. وزير امور خارجه در سنگال در حال مذاكره بود كه به او ميگفتند ديگر وزير نيستي. اين كارها خيلي آنرمال و غيرعادي است. در دولت قبل از اين قبيل اقدامات غيرعادي بسيار زياد انجام شد و اگر بخواهم تعداد آن را بشمارم خيلي خواهد بود. روحاني تلاش كرد اين شرايط را عادي كند. حالا يك عده هم هستند كه نميگذارند شرايط عادي شود. مشكل آقاي روحاني اين است. رئيسجمهور يك مشكل ديگري كه در پيش رو دارد اين است كه بايد تلاش كند نرخ رشد را بالاي ۲درصد ببرد. يكي از مهمترين عملكردهاي اقتصادي كه منجر به ديده شدن ملموس ساير تغييرات اقتصادي ميشود، نرخ رشد است. يكي از مهمترين كارهايي ديگري كه بايد دولت آن را به سرانجام برساند، نظام جديد قراردادهاي نفتي است كه منجر به جذب سرمايهگذاران بيشتر ميشود. در ارتباط با موضوع تغييرات در دولت، برخي همفكران شما در جناح اصلاحات معتقدند بايد براي پيشبرد بهتر
اهداف دولت تغييرات در بدنه قوه مجريه صورت بگيرد، البته برخي اين را به عنوان سهم خواهي اصلاحطلبان از دولت تلقي ميكنند، شما معتقديد كه اين تغييرات لازم است انجام بشود يا نه؟ بستگي به اين دارد كه آقاي روحاني چطور اوضاع را ببيند. اينكه در دوره بعدي همچنان رئيسجمهور است يا نه و اينكه آيا دولت او ماندگار است يا نه. در اين صورت باتوجه به اينكه چند ماه ديگر براي به پايان رساندن دولت يازدهم فرصت دارد، ميتواند برنامهريزي خود را براي ۵ سال آينده مفروض بداند. در اين صورت با همراهي مجلس فعلي ميتواند تغييراتي را ايجاد كند، معاش مردم برنامه دراز مدت ميطلبد و در حال حاضر هم كسي در كشور جز آقاي روحاني وجود ندارد كه بتواند اينبار را بردارد. شايد هم آقاي روحاني نخواهد دوباره كانديدا بشود، به دليل فشارهايي كه هم از داخل و هم از خارج بر او وارد ميشود. شايد، البته و من خبري ندارم. همين اخيرا ديديد كه سيد حميد زيارتي (روحاني) به آقاي روحاني گفت شما انگليسي هستيد. چرا بايد بماند؟ آيا كسي با فرد توهينكننده برخورد كرد؟ اين توهين مستقيم به رئيسجمهور است و جرم عمومي تلقي ميشود، همين الان دستگاه قضائی بايد زيارتي (روحاني)
را بگيرد و ببرند دادگاه ويژه روحانيت او را محاكمه كنند. الان افراد زيادي نظير احمدينژاد، عباسي، سيد حميد روحاني و... را آزاد گذاشتهاند تا هرچه ميتوانند نسبت به رئيسجمهور بگويند، آن طرف آمريكا و خارجيها شرايط را ميبينند و با خود ميگويند كه اوضاع اين كشور قمر در عقرب است و چرا بايد سرمايهگذار خارجي به ايران بياورند. سرمايهگذار خارجي وقتي ميبيند اوضاع به اين صورت است با خود ميگويد چرا بايد به چنين جايي رفت. آقاي روحاني نبايد دغدغهاي داشته باشد و براي كانديداتوري دوباره بايد ناز كند، خيلي هم دلشان بخواهد كه فردي مثل او دوباره در اين شرايط حاضر باشد كانديدا بشود و عنان كار را در دست بگيرد. با اين شرايط شما فكر ميكنيد كه شاهد تغيير دولت خواهيم بود يا اينكه همچنان اعتقاد داريد كسي جز روحاني نميتواند كار را بهتر پيش ببرد؟ من فكر ميكنم روحاني بهترين فرد براي ادامه راه است و كسي جز او نميتواند كار را در شرايط فعلي جمع كند. نه ما (اصلاحطلبان) و نه آنها (اصولگرايان) كسي را براي رياستجمهوري نداريم.
منبع: روزنامه آرمان
دیدگاه تان را بنویسید