کد خبر: 382383
تاریخ انتشار :

محمدرضا باهنر: برخی می‌خواهند حسن روحانی رد صلاحیت شود/ آنقدر حواسم جمع هست که نام کاندیدای نهایی اصولگرایان را نگویم/ تمرکزمان بر انتخابات 96 است

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

به سراغ کسی رفتیم که اندیشه‌های سیاسی‌اش زمین تا آسمان با ما فرق دارد. کسی که بارها علیه تفکراتش گفتیم و او نیز همین طور. وی همان غایب بزرگ مجلس دهم است همان که وقتی خبرعدم ثبت نامش برای کاندیداتوری در انتخابات مجلس جدید به گوش رسید غوغایی به پا شد. به گزارش نامه نیوز، همه می‌گفتند مگر می‌شود؟ مگر می‌شود محمدرضا باهنر همان پدرخوانده جریان اصولگرایی و مرد لابی‌های پارلمان که 30 سال از عمرخود را در قوه مقننه گذرانده و سالیان سال نایب‌رئیس مجلس به‌شمار می‌آمده، اکنون خانه ملت را رها کند و به خانه خویش بازگردد؟! اهم مصاحبه محمدرضا باهنر با روزنامه آفتاب یزد را می‌خوانید: در نبود و غیبت آیت الله، سپهر سیاسی کشور را چگونه ترسیم می‌کنید و اکنون جناحین سیاسی دچار چه تغییراتی خواهد شد؟ مرحوم آقای‌ها‌شمی عموما در زندگی سعی می‌کرد معتدل باشد و بر مشی اعتدال رفتار کند. حتی جالب است اگر تاریخ چندسال گذشته را مرور کنیم، اولین انتقادات و حملات تندی که نسبت به وی انجام شد از سوی تندروهای جناح اصلاح طلب بوده است. اما به هرحال ایشان چون علاقه‌مند به فضای اعتدالی در کشور بود با صبوری با بسیاری از رفتارها کنار آمد. علی ایحال فکر می‌کنم بهترین کار برای جناحین سیاسی حرکت به سمت وحدت است. البته این به آن معنی نیست که همه اختلافات در حوزه‌ها‌ی مختلف فکری، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... پاک شود بلکه منظور من این است که می‌توان رقابتی توام با رفاقت داشت و به جای اینکه همدیگر را دشمن فرض کنیم، رقیب بدانیم. البته بازهم تکرار می‌کنم قطعا لازم است برخی‌ها‌ طرفیّت خود را با جریاناتی مثل فتنه و امثالهم مشخص کنند. اگر کسی در چارچوب نظام به رقابت می‌پردازد هیچ‌گاه دشمن نیست بلکه یک رقیب است که می‌توان در موارد بسیاری در مسائل کلان فارغ از جنجال‌ها‌ی سیاسی برای مصالح و منافع کشور و ملت وحدت داشت. اما کسانی که چارچوب‌ها‌ی نظام را نمی‌پذیرند و به اصطلاح در جریان مسابقه، داور را قبول ندارند، نمی‌توانند در این رقابت شرکت کنند و این امر بدیهی است. آیا ما توانستیم از پتانسیل ‌ها‌شمی استفاده کنیم؟ قطعا در نظام جمهوری اسلامی ایران از ظرفیت‌ها‌ی مرحوم آیت ا...‌ها‌شمی استفاده شده است. به هرحال مناصب و مسئولیت‌ها‌ی بسیار مهم و تاثیرگذاری ایشان پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و استقرار نظام جمهوری اسلامی برعهده داشتند که برخی از آنها یا با رای مستقیم مردم بود یا با حکم حضرت امام خمینی(ره) مانند سمت جانشینی فرماندهی کل قوا یا با حکم مقام معظم رهبری(حفظه ا...) مانند ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام که در همه این موارد از ظرفیت بالای ایشان در نظام جمهوری اسلامی استفاده شده است و ایشان هم همواره خود را در خدمت نظام و منویات امام راحل و مقام معظم رهبری می‌دانست. خیلی‌ها می‌گویند آقای باهنر برای این نشست‌ها‌ی مختلف خبری می‌گذارد، چون خودش را یکه‌تاز و سخنگوی جناح راست می‌داند. در واقع گفته می‌شود شما در تلاش هستید با بودن در صدر اخبار، خود را ریش‌سفید جریان راست معرفی کنید؟ اتفاقا من بعضا مورد نقد رسانه‌ها قرار می‌گیرم که چرا در خیلی جاها صحبت نمی‌کنم. در بسیاری موارد خبرنگارانی که یک سوال یا یک حرفی دارند به سراغ من می‌آیند یا سعی می‌کنند درباره یک اتفاق و رویداد نظر من را بپرسند عمدتاً این گونه مصاحبه‌ها را رد می‌کنم و با آن موافق نیستم. تقریبا خبرنگاران نیز با این روحیه من آشنایی دارند. خبرنگاران هر جایی که یک آدم مشهور- حتی در جلسه ختم باشد- را پیدا کنند، ردیف می‌ایستند و می‌خواهند یک سوالی از او بپرسند، سوالاتشان هم از حضرت آدم هست تا بقیه‌الله الاعظم! اما من معمولا اینگونه مصاحبه‌های سرپایی یا تلفنی را انجام نمی‌دهم. ولی ماهی یکبار کنفرانس خبری دارم و در حد توانمندی یک مورد یا دو مورد مصاحبه اختصاصی می‌گذارم، برنامه‌ام در این رابطه منظم است و بعضی‌ها هم که درخواست مصاحبه می‌کنند دو تا سه ماه در نوبت می‌مانند، برای همین از من بعضا می‌پرسند که تو این قدر وقتت کم است!؟ من هم می‌گویم نه وقتم کم نیست، اما قرار هم نیست خیلی حرف بزنم. فکر می‌کنم در ماه، دوبار صحبت رسمی کردن، کفایت می‌کند وگرنه اگر بخواهم به همه درخواست‌های مصاحبه اختصاصی جواب بدهم من هر روز باید پاسخ سوالات خبرنگاران رابدهم، به هر حال رسانه‌های زیادی هم در کشور داریم. بسیاری تشتت آرایی که در بین اصولگرایان وجود دارد را ناشی از فقدان یک رهبر مقبول در این جریان یا همان «ریش سفید» بیان می‌کنند. برای همین وقتی یک اصولگرا از سوی جریان راست اعلام کاندیداتوری می‌کند، همین جریان علیه او موضع منفی نشان می‌دهد. یا بسیاری از چهره‌ها از جمله خود شما به عنوان لیدر جریان راست یا پدرخوانده اصولگرایی شناخته می‌شوید اما باز هم نظر تان قابل پذیرش اصولگرایان نیست. آیا می‌پذیرید که جریان اصولگرا فاقد یک لیدر واحد است و هرگز مثل جریان اصلاح‌طلب نتوانسته عمل کند. جریان اصلاح‌طلبی که علی‌رغم برخی اختلاف نظرها زیر بیرق یک نفر قرار می‌گیرند؟ آیا می‌پذیریداصولگرایان چنین "نفری" را ندارند؟ همان طور که عرض کردم، چون ما خیلی تجربه حزبی نداریم بعضا چنین مسائلی برای ما مشکل به حساب می‌آید.اما مشکلی که شما درباره اصولگرایان بیان می‌کنید در بسیاری از کشورهای دنیا طبیعی است. مثلا شما آمریکا را در نظر بگیرید. دراین کشور دو حزب اصلی وجود دارد اما دو سال مانده به انتخابات، 10 نفر در حزب جمهوری خواه و 10نفر هم در حزب دموکرات کاندیدا می‌شوند. تمام 10کاندیداهای هم حزبی، تا می‌توانند همدیگر را نقد می‌کنند، هماورد می‌طلبند. علیه یکدیگر صحبت می‌کنند و در جهت حذف هم حزبی شان هرچه از دستشان برمی‌آید انجام می‌دهند. اما ضابطه یا قانون همان حزب این است که آخر به یک کاندیدا می‌رسند. وقتی حزب دموکرات آمریکا 10 کاندیدا معرفی می‌کند کسی نمی‌گوید در حزب دموکرات اختلاف وجود دارد. در ایران اما وضعیت فرق دارد اشکال ما این است که در کشورمان ضابطه‌ای وجود ندارد که طبق آن مثلا از تعدادزیاد کاندیداهای اصولگرایان به یک شخص واحد برسیم، بلکه می‌بینیم 5 کاندیدا از یک جناح تا پایان رقابت ریاست جمهوری می‌مانند و رای هم حزبی خودشان راهم می‌شکنند. یا خیلی از این کاندیداها به راحتی، تغییر حزب می‌دهند. مثلا در مجلس دهم می‌بینیم که 130 تا 140 نفر با نرد‌بان لیست امید به مجلس می‌روند اما موقع رای‌دادن هیئت رئیسه که می‌شود، رئیس فراکسیون امید برای ریاست مجلس رای نمی‌آورد. پس آنهایی که با نردبان لیست امید به مجلس رفتند ولی به رئیس لیست!رای ندادند، چه کسانی هستند؟ این اتفاقات همه اش برای این است که ما چیزی به اسم حزب نداریم، بلکه یکسری جریانات بدون ضابطه وجود دارد. اینکه می‌گویید اصولگرایان فاقد یک لیدر هستند بله! من قبول دارم که فاقد یک لیدر واحد در جریان اصولگرا هستیم. اما در جریان اصلاح‌طلبی نیز تا همین حد این مطلب صدق می‌کند. شما همین انتخابات ریاست جمهوری سال 92 را ببینید.بالاخره آقای عارف یکی از کاندیداهای مشهور و امیدهای اصلاح طلبان بود اما در آخر با فشار و دعوا کنار رفت. ایشان حتی بعد از کنار رفتن از ریاست جمهوری باز هم گلایه‌مندی خودش را از این فشار ابراز کرد و گفت که من را به زور کنار گذاشتند. البته من می‌پذیرم که یک جریان سیاسی در برخی مواقع درجهت ائتلاف باید چنین فشارهایی برای کنار رفتن یک فرد وارد کند! درواقع یک وقت‌هایی این کنار رفتن‌ها با فشار است و یک وقت‌هایی قلبی است. هر دو مدل آن وجود دارد. متاسفانه ما در طیف اصولگرا آن ضابطه‌ای که بتواند با فشار بر یک کاندیدا، او را وادار به کناره‌گیری کند یا تشتت را پایان دهد نداریم. من هم این موضوع را در جریان اصولگرا، به عنوان یک نقطه‌ضعف قبول دارم. اگر بنا باشد که حزب یا جریان اصولگرا فعالیت کند باید این نقیصه را برطرف نماید. در نشست خبری‌ اخیرتان اعلام کردید که بنا ندارید کاندیداهای اصولگرایان را معرفی کنید، اینکه به طور صریح کاندیدای اصولگرایان را معرفی نمی‌کنید و در قبال کاندیداتوری زاهدی یا آقای میرسلیم می‌گویید آن را تایید یا تکذیب نمی‌کنید چه معنایی دارد؟ چرا 3 ماه مانده به انتخابات هنوز هم همان حرف‌ها‌ی چندماه پیش از جمله وجود یک لیست 30 نفره از کاندیداهای اصولگرای ریاست جمهوری را مطرح می‌کنید به نظر می‌آید این رفتار شما یک نوع بازی سیاسی است. ما اصلا تا به امروز به یک کاندیدای واحد اصولگرا نرسیدیم. این هم یکی از نقدهای جدی به خود ما است که انتخابات ریاست جمهوری در همان یکی، دو ماه آخر شکل می‌گیرد. بسیاری از نظرسنجی‌های مردمی در فاصله 15 روز مانده به انتخابات به طور کلی تغییر پیدا می‌کند. مثلا درحالی که بسیاری یک کاندیدارا برنده احتمالی انتخابات می‌دانند در فاصله یک هفته مانده به انتخابات، معادلات به طور کلی به هم می‌ریزدورقیب او از وی پیشی می‌گیرد. روندهای انتخاباتی در کشور، روندهای عادی و طبیعی نیست بلکه این روندها بسیار متشنج است. متاسفانه به طور معمول، انتخابات در ایران در یک فضای هیجانی شکل می‌گیرد و نه در یک فضای منطقی که در آن بحث، صحبت و مقایسه برنامه‌ها وجود داشته باشد. من بارها و بارها گفتم که اگر نگاهی به سه رئیس‌جمهور گذشته داشته باشیم درمی‌یابیم که تا دو ماه قبل از انتخابات کسی پیش‌بینی نمی‌کردکه آنها انتخاب شوند، چه کسی فکر می‌کرد سال 76 رئیس دولت اصلاحات یا سال 84 آقای احمدی‌نژاد انتخاب شود؟یاحتی در سال 92 چه کسی به آقای روحانی به عنوان رئیس‌جمهور فکر می‌کرد؟ هیچ‌کس چنین تصوری نداشت، چه مقامات بالای حکومتی و چه مردم چنین پیش‌بینی نداشتند. موقعی که رئیس‌ دولت اصلاحات انتخاب شد به ایشان گفتم که شما برنامه‌هایتان برای ریاست دولت چیست؟! از آنجایی که ایشان آدم خوش مشربی است از ته دل زیرخنده زدو گفت: «مگر من فکر می‌کردم که رئیس‌جمهور بشوم که برای کابینه‌ام فکری کرده باشم!» این حرف خود ایشان است، الان هم چنین جمله‌ای را تکذیب نمی‌کند. آقای احمدی‌نژاد هم فقط خودش باورش می‌شد که رئیس‌جمهور می‌شود وگرنه هیچ‌کس دیگر فکر نمی‌کرد که او رای بیاورد. حتی آقای روحانی هم همین طور بود! در مورد آقای روحانی نیز اگر یکسری اتفاقات پشت سر هم نمی‌افتاد، قطعا آقای روحانی رئیس‌جمهور نمی‌شد. کما اینکه چند وقت قبل، مرحوم آقای‌ها‌شمی گفتند که اگر ماها از آقای روحانی حمایت نمی‌کردیم او 3 تا 4 درصد بیشتر رای نداشت، جمله‌ای که به رسانه‌ها نیز کشیده شد! البته به نظر من اگر آقای روحانی از سوی آقای‌ها‌شمی و اصلاحات حمایت نمی‌شد، 10- 12 درصد رای می‌آورد! که آقای‌ها‌شمی این رقم را 3 تا 4درصد اعلام کردند. اما در هر صورت بین دیدگاه من و آقای‌ها‌شمی این اتفاق نظر وجود داشت که اگر اتفاقات قبل از سال 92 نمی‌افتاد، تعداد آرای روحانی هیچ وقت به 50 درصد نمی‌رسید. اینکه می‌گویید چرا کاندیدای اصولگرایان را لو نمی‌دهید اولا به این خاطر است که چنین فردی وجود ندارد. بنابراین اگر تصور دارید اصولگرایان فرد قطعی خود را مشخص کرده‌اند ولی نمی‌خواهند آن را لو دهند قطعا چنین چیزی نیست. اخیرا درباره جبهه مردمی انقلاب اسلامی هم اظهار نظر کردید. در حالی که بسیاری این جبهه را قل دوم جبهه پایداری و آن را یک جبهه تندرو می‌دانند، شما از محوریت این جبهه برای اصولگرایان گفتید. این صحبت و دفاع شما از این جبهه بسیار نگران‌کننده است و به نظر می‌رسد که جریان اصولگرا به سمت و سویی پیش می‌رود که جبهه تندرو، علم اصولگرایان را در دست خواهد گرفت!پس محوریت جامعه روحانیت چه شد؟ حرفهای شما و استدلال‌تان صرفا جنبه سیاسی، جناحی دارد. حداقل این 10 نفری که تابلو جبهه مردمی نیروهای انقلاب را بالا برده‌اند نمی‌شود تندرو دانست. اصولا شما اصلاح طلبان شگردی غیر از اینکه رقبای خودتان را متهم به تندروی کنید، ندارید. چون راه‌حل دیگر ی ندارید. اما به شما می‌گویم باید این 10 نفر را خارج از برنامه جناحی و سیاسی بررسی کنید. اینها تندرو نیستند. ولی دونفر از این اعضا در جبهه پایداری قرار داشتند؟ می‌دانم! ولی شما دو نفر از یک گروه را می‌بینید. من همه 10 نفرشان را می‌گویم در بین این 10 نفر، مهدی چمران، مرضیه وحیددستجردی هم هست... البته این افراد هم پرونده معتدلی ندارند و از همان طیف اصولگرایان خاص هستند. بله! اصلا از همه این 10 نفر بهتر همان آقای روحانی است که شما می‌گویید! شما دفاع‌تان را از روحانی بکنید! طبیعی است که شما اصلاح‌طلب هستید و باید از حسن روحانی دفاع کنید و بقیه رقبا را تندرو بدانید! من هم نمی‌خواهم کاندیدای شما را کوچک بکنم. اما اینکه همه 10 نفر هیئت رئیسه جبهه مردمی نیروهای انقلاب را بخواهید با چوب تندروی بزنید خیلی ساده‌انگارانه است و مطمئن باشید این شگرد شما اصلا در جامعه جواب نمی‌دهد. البته ممکن است هر یک از این 10 نفر در یک جایی یک پرونده تندروی داشته باشند. اما من به عنوان مسئول جبهه پیروان خط امام و رهبری می‌گویم ما در حال حاضر با یک نگاه مثبت این جبهه جدید را بررسی می‌کنیم. هنوز هم نگفتیم جبهه پیروان قرار است به جبهه مردمی نیروهای انقلاب بپیوندد. پس قرار است به طور رسمی اعلام بکنید که به این جبهه پیوستید؟ باید رای بگیریم! این طور نیست که من تصمیم بگیرم، از امروز به این جبهه بپیوندیم. به هر حال جبهه پیروان یک تشکیلات با 17، 18 گروه است. در این جبهه، شورای مرکزی و سیاست راهبردی داریم. اما می‌گویم که جبهه پیروان با نظر مثبت، جبهه مردمی نیروهای انقلاب را بررسی می‌کند و جبهه نیروهای انقلاب را هم جزء پایداری نمی‌دانیم. امیدواریم این جریانی که جدیدا راه افتاده است جریانی باشد که ان‌شاءالله همه در آن قرار بگیرند. حتی پایداری‌ها نیز باید در آن حضور داشته باشند. امیدمان این است تا شرایطی به وجود بیاید که همه آن طیف صف طولانی اصولگرا که مجموعه‌ای از تندروها و محافظه‌کاران اصولگرا هستند، در زیر چتری مشترک قرار بگیرند. در انتخابات مجلس هم همین اتفاق افتاد، در انتخابات مجلس هم همه اصولگرایان بودند. و از قرار معلوم جبهه پیروان هم مایل به پیوستن به این جبهه است؟ گفتم هنوز تصمیم کلی در این باره نگرفتیم، اما قصد هیچ پنهان‌کاری در این زمینه نداریم و به محض اینکه مسجل شد، مطمئن باشید که آن موضوع را رسما اعلام خواهیم کرد و ابایی هم از پیوستن به جبهه مردمی نیروهای انقلاب نداریم. قبول دارید که جریان راست به خاطر آنکه گفتمان جدیدی ندارد و قادر به جذب نفرات جدید نیست، یکسری از جریاناتی مثل جبهه پایداری و تندروها به جذب اصولگرایان دست زده اند؟ اگر کسی بتواند آرا و ادبیات خودش را بازنگری و آن را مجدداً اصلاح بکند، کار خوبی است و همه اعضای آن باید این کار را انجام دهند، اینکه احزاب و سیاسیون فقط بخواهند در تاریخ گذشته خودشان بمانند این شروع اضمحلال و ضعف است. به روز شدن جزء هنر احزاب است اصولگرایان هم باید این کار را بکنند. درسال 94 گفتید برای این کاندیدای مجلس نشدید چون خیالتان از پیروزی اصولگرایان در مجلس راحت است.هنوزهم خیالتان راحت است؟ من قبل از هفتم اسفند (94) اعلام کردم که روز نهم اسفند کنفرانس خبری دارم. کنفرانس خبری من زمانی بود که آن اتفاق غیرمترقبه افتاد و در هفتم اسفند هیچ یک از اعضای طیف ما در تهران رای نیاوردند. بعضی از آقایان تصور می‌کردند که ما کنفرانس خبری نهم اسفند را به دلیل این شکست، لغو می‌کنیم. اما من گفتم، کنفرانس سرجایش خواهد بود و من می‌آیم! آنجا در کنفرانس گفتم که در تهران اصلاح طلبان بردند ولی در کشور ما بردیم. بعضی‌ها خیلی نسبت به این موضوع حساس شدند و گفتند چرا باهنر این قدر اصرار به برد می‌کند. بعضی از دوستان مثل شماها که می‌خواهید بگویید ما با سیلی صورت خودمان را سرخ می‌کنیم و شما باختید، پافشاری می‌کردند که اصولگرایان باخته اند. من گفتم امروز 9 اسفند ماه است و 9 خرداد همدیگر را می‌بینیم یعنی همان موقع که رئیس مجلس انتخاب می‌شود. برجام زمانی برگ برنده آقای روحانی بود، آیا اکنون همان برگ برنده پاشنه آشیل دولت شده؟ وهجمه‌ها‌یی که برخی اصولگرایان به خصوص بعد ازتحریم‌ها‌ی ایسا به آن کردند بحق است؟ برجام نقاط مثبتی دارد و هنوز هم کسی نمی‌تواند این نقاط مثبت را نفی کند، اگر کسی بخواهد این نقاط مثبت را نادیده بگیرد ناعادلانه رفتار کرده است. اما اینکه روحانی همه تخم مرغ‌ها‌یش را درسبد برجام گذاشت یکی از اشتباهات استراتژیک دولت بود. در این مسیر سنگلاخ وجود دارد. ما هم در زمان مذاکره با یکسری کشورهای متخاصم مذاکره می‌کردیم، هم در زمان امضا و هم در زمان اجرای برجام. یعنی در هر صورت کشورهای طرف ایران، یا متعهد نمی‌شوند یا متعهد می‌شوند عمل نمی‌کنند، یا متعهد می‌شوند، امضا هم می‌کنند ولی بعد زیر آن می‌زنند.این موضوعی بود که مقام معظم رهبری از روز اول بارها به مردم گفتند. اما بعضی‌ها‌ بی انصافی می‌کنند که می‌گویند مگر چه تحریمی بعد از برجام برداشته شده است؟ واقعیت این است که تحریم‌ها‌ برداشته شده. قرار نبود که همه تحریم‌ها برداشته شود، قرار بود همه تحریم‌ها‌ یک روزی برداشته شود. این موضوع در تفاهمنامه بود، اینکه اکنون عده‌ای بخواهند برجام را خراب کنند و بگویند هیچ تحریمی برداشته نشده بی عدالتی است، چون همه می‌دانند که تحریم نفت ما برداشته شد، تحریم بیمه ما برداشته شد، تحریم بازرگانی هم برداشته شد. اما قرار بود در آخر همه تحریم‌ها‌ی کشور برداشته شود! ولی چنین نشد که هیچ بلکه یکسری تحریم‌ها‌ی دیگری هم دوباره وضع شد. خیلی‌ها‌ می‌گویند باهنر برای این امسال کاندیدا نشد تا کاندیداهای اصولگرای دیگری را در سال 96 جلو بیندازد گفته می‌شود شما با علم به اینکه آنها از روحانی در انتخابات شکست خواهند خورد و به نوعی برای چهارسال بعد می‌سوزند، خود را قدرت بلامنازع اصولگرایان در سال انتخابات 1400 خواهید کرد. اگر بخواهیم خیلی ریز شویم من اینگونه تحلیل‌ها‌ را ظلم به انقلاب می‌دانم. یعنی اگر کسی فرض کند من سیاست‌ها‌ی روحانی را قبول ندارم، اما کاری می‌کنم که ایشان دوباره رای بیاورد تا بعد معلوم شود که او در چهار سال دوم موفق نیست و از سویی اصولگرایان دیگر هم رای آور نخواهند بود و ازاین طریق خودم را سر فرصت در سال 1400 کاندیدا می‌کنم، باید بگویم اصلا نظام ما اینقدر وقت ندارد که بخواهد 4، 5 سال با این موضع‌گیری، اقتصادمان را به قهقرا ببرد. البته ممکن است عده ای مترصد این باشند که نظام به قهقرا رود تا بعد خودشان را به عنوان یک ناجی معرفی کنند و بتوانند با این حربه رای جمع کنند، اما این کار نوعی خیانت است. یعنی هیچ تصمیمی برای سال 1400 و کاندیداتوری ندارید؟ الان بحث این موضوع زود است ما تمرکزمان را روی سال 96 گذاشتیم. احمدی‌نژاد 1400 چه طور؟ حالا ببینیم چه خواهد شد!
منبع: روزنامه آفتاب

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها