کد خبر: 387357
تاریخ انتشار :

هشدار جدی باهنر به سعید جلیلی/ اینکه کسی تصور کند با ۵ الی ۶ میلیون رای می‌تواند سبد رای فلان جریان را بشکند اشتباه است/ کسانی که زیرآبی بروند، با افت سنگین مواجه خواهند شد

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

دیده بان ایران گفتگویی با مشاور رئیس مجلس و عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت منتشر کرد. در این گفت و گو به تحلیل ایشان از اوضاع سیاسی کشور و وضعیت جناح متبوعش پرداخته شد. به گزارش نامه نیوز، بخشی از مصاحبه با محمدرضا باهنر در ادامه می آید:

حمایت جناح راست از آقای هاشمی در انتخابات مجلس ششم، با علم به نقش و تاثیر مواضع و خطبه‌های وی پیش از انتخابات ۷۶ در جهت رای آوری آقای خاتمی بود؟ یعنی شما که معتقد بودید هاشمی در آن خطبه معروفش با سخن گفتن از احتمال تقلب، سبد رای خاتمی اصلاح طلب را فراخ گردانید، باز هم دو سال بعد برای سرلیستی به سراغش رفتید؟

پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶، آقای هاشمی یک اشتباه استراتژیک انجام داد؛ ایشان تصور می‌کرد که اگر آقای ناطق به ریاست جمهوری برسد، تبعیت و پیروی زیادی از او به عمل نخواهد آورد و راه او را ادامه نخواهد داد؛ در صورتیکه این تصور اشتباه بود؛ آقای ناطق تا لحظه آخر به آقای هاشمی ارادت داشت. استنباط آقای هاشمی این بود که چون آقای خاتمی تجربه و نفوذ کمتری در مناصب و ارکان قدرت نظام دارد، نسبت به آقای ناطق گوش به فرمان تر است و بر همین مبنا بود که ایشان پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۷۶ در آن خطبه معروف اعلام کردند «مراقب باشیم تقلب صورت نگیرد»؛ خطبه و سخنی که موجب شد به بخشی از افکار عمومی چنین القاء شود«می نویسیم خاتمی؛ می‌خوانند ناطق».

البته باید تاکید کنم که آن خطبه آقای هاشمی در عدم رای آوری آقای ناطق و رییس جمهور شدن آقای خاتمی چندان موثر نبود؛ در آن مقطع زمانی یک سونامی ایجاد شد و شرایط به سمتی رفت که آقای خاتمی رای آورد چه با موضع گیری حمایت آمیز آقای هاشمی و چه بدون آن.

آقای ناطق در آن مقطع زمانی از آقای هاشمی به خاطر آن خطبه، مکدر شده بود؟

بله؛ در آن مقطع آقای ناطق از آقای هاشمی دلخور شد و گلایه داشت اما شهادت می‌دهم که در جلسات خصوصی حتی یک مورد نسبت به آقای هاشمی حرمت شکنی نکرد.

آیا آقای ناطق می‌تواند در فقدان آقای هاشمی، نقش حلقه وصل جریان‌های سیاسی کشور را ایفا کند؟ به هر حال با عنایت به واگرایی‌های جریانات سیاسی کشور، وجود یک شخصیت فراجناحی و مرضی‌الطرفین ضروری به نظر می‌رسد.

باید به این نکته توجه داشت که رویش‌های نظام ما همواره بر ریزش‌هایش غلبه دارد؛ در دید نخست چنین به نظر می‌آید که جایگزینی برای آقای هاشمی وجود ندارد؛ شخصیتی که ۵۹ سال سابقه رفاقت و همکاری با مقام معظم رهبری داشت؛ شخصیتی که در عالی‌ترین مناصب و کلیدی‌ترین پست‌های نظام خدمت کرده بود؛ اما باید توجه داشت که سرمایه‌های نظام ما فراوان است؛ آقای ناطق حتما یک سری از مشخصات آقای هاشمی را دارا می‌باشد که البته باید تکمیل شود.

زمانیکه آقای عسگراولادی رحلت کردند، اعضای جبهه پیروان من را به عنوان جانشین ایشان انتخاب کردند؛ من بارها اعلام کرده‌ام که تا ابد هم نمی‌توانم جانشین آقای عسگراولادی با آن همه سجایا و اخلاق پسندیده باشم؛ اما به هر ترتیب با مساعدت و همراهی دوستان و سایر اعضاء امور پیش می‌رود و کارها معطل نمی‌ماند؛ در مورد جانشینی آقای هاشمی هم این قضیه صادق است؛ آقای ناطق قطعا یک سری از ویژگی ها و مشخصات آقای هاشمی را دارا می باشند اما قطعا کپی آقای هاشمی نیست و علی رغم بهره مندی از تجارب فراوان اما سابقه و تجارب ارزشمند آقای هاشمی نظیر اداره جنگ و ریاست قوه مجریه را در کارنامه خود ندارد.

بعنوان یکی از اعضای حقیقی مجمع تشخیص مصلحت، کدام شخص را شایسته جانشینی آیت الله هاشمی در این سمت خطیر می دانید؟

در این رابطه شایعات و گمانه زنی‌های رسانه‌ای زیادی مطرح است؛ باید بار دیگر تاکید کنم که ما هیچکس را نداریم که مجموعه مشخصات آقای هاشمی را برای تصدی جانشینی ایشان در مجمع دارا باشد؛ همچنین ذکر این نکته ضروری است که بهره مندی از یک سری ویژگی‌ها برای ریاست بر مجمع تشخیص اجتناب ناپذیر است؛ در این مجمع روسای قوای سه گانه عضویت دارند؛ در شرایط فعلی ما کسی را نداریم که همچون آقای هاشمی بر کرسی چنین مجمعی تکیه زند و روسای قوا از او تبعیت داشته و تمکین کنند.

حتی خودِ آقای هاشمی هم که رئیس مجمع بود، در موارد و سیاست‌هایی، اختلافات عدیده میان ایشان و رئیس جمهور بروز می‌کرد؛ این اختلافات میان رئیس مجمع تشخیص و رئیس جمهور هم تنها منحصر به دوره آقای احمدی نژاد نبود بلکه در همین دوره ریاست جمهوری آقای روحانی نیز علی رغم اینکه وی از لحاظ سیاسی وام دار و علاقه مند آقای هاشمی بود اما بعضا اختلافاتی در جلسات مجمع میان آنها ایجاد می‌شد و برای ما که در جلسات حضور داشتیم کاملا ملموس بود که آقای روحانی ریاست آقای هاشمی را برنمی‌تابند.

البته شاید ساختار مجمع تغییر کند؛ برای مثال ریاست مجمع تشخیص نواب ندارد؛ قاعدتا ساختار مجمع باید به گونه‌ای تغییر کند که برای آن، نواب رئیس تعریف شود و جلسات مجمع حتی در زمان غیبت رئیس هم دایر گردد؛ این احتمال وجود دارد که ساختار مجمع تشخیص به گونه‌ای تغییر یابد که محور فعالیت‌های آن همچون شورای عالی انقلاب فرهنگی با دبیرخانه باشد و رئیس مجمع هم به همراه نایبان رئیس صرفا جلسه را اداره کنند.

دورنمای به اجماع رسیدن اصولگرایان چندان روشن نیست؛ از یک سو آقای قالیباف اعلام کرده تنها در صورت اجماع، کاندیدا می‌شود؛ از سوی دیگر اقوال و اعمال آقای جلیلی نیز کاملا سمت و سوی انتخاباتی دارد؛ به این ملغمه باید مریدان علامه مصباح را نیز بیفزاییم؛ نگران شکسته شدن سبد رای تان با این تکثر نامزدها نیستید؟

لیست اصولگرایانی که در مظان کاندیداتوری هستند و یا اعلام آمادگی کرده‌اند، تکمیل شده است؛ عده دیگری هم در کنار زمین در حال گرم کردن خود هستند؛ ما احساس کردیم اگر بخواهیم با تک تک این افراد مذاکره کنیم، حداکثر ۱۰ الی ۱۵ نفرشان تمکین می‌کنند و مابقی راه خود را در پیش می‌گیرند؛ اتفاق مبارک و خوشایندی که در اعمال و رفتار سیاسی رای‌دهندگان انتخاباتی در ایران ظهور و بروز یافته و نمونه آشکارش در انتخابات اخیر مجلس در حوزه انتخابیه تهران نمایان شد، رای دادن بر مبنای لیست و تایید مراجع سیاسی است؛ شما در انتخابات مجلس دهم در تهران دیدید که بسیاری از چهره‌های سرشناس رای نیاوردند و در مقابل بسیاری از افرادی که حتی کسبه محل شان هم آنها را نمی‌شناختند، وارد مجلس شدند؛ که از نظر من اتفاقا امر پسندیده ای هم هست چرا که رای دهنده باید جریان سیاسی را شناسایی کند و لزوما شناخت کاندیداها چندان اهمیتی ندارد.

دوستان ما باید متوجه باشند که انتخابات ریاست جمهوری پیش‌رو، تنها دو کاندیدای شاخص خواهد داشت و کسانیکه می‌خواهند زیرآبی بروند، با یک افت سنگین مواجه خواهند شد؛ اینکه کسی تصور کند با ۵ الی ۶ میلیون رای می‌تواند مزاحمت ایجاد کند و سبد رای فلان جریان را بشکند، چنین چیزی نیست و چنین کاندیدایی نهایتا می‌تواند ۵۰۰ هزار الی ۶۰۰ هزار رای کاندیدای یک جریان را خراب کند.

استنباط من این است که شما با گفتن این سخن، تلویحا به آقای جلیلی گوشزد کردید؛ درست است؟

بله من این گوشزد را می‌دهم؛ البته نه تنها به آقای جلیلی بلکه به همه اشخاص اصولگرا این هشدار را می دهم که اگر فردی با این جریان و سازوکار همراه نشود، به قول معروف بیلش بسیار کم گِل برخواهد داشت!

اخیرا آقای غلامعلی رجایی گفته که در روزهای آغازین بهار ۹۳ آیت الله هاشمی اعلام داشتند که بنا بود پیرامون رفع حصر اتفاقاتی بیفتد، که ظاهرا میسر نشد؛ آیا شما در این رابطه اطلاعی دارید؟

من در این رابطه اطلاعی ندارم.

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها

پیشنهاد ما