کد خبر: 412728
تاریخ انتشار :

انقلاب ها پیر می شوند؟!

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) : حبیب الله فتاحی اردکانی: برخی دانشمندان علوم سیاسی و جامعه شناسان از لحاظ فلسفی معتقد به این پدیده در مورد انقلاب ها هستند و این اعتقاد وجود دارد همچنانکه یک موجود خلق می شود - رشد و بالندگی می یابد - مریض و پیر می شود، می تواند به ناکارآمدی و سستی و ضعف و بیماری منجر شود لذا یک بحث عادی و پذیرفته شده ای در مباحث سیاسی و اجتماعی قلمداد می شود.(هگل - بورکهارت - ادورادز)

در مقابل اعتقاد دیگری به صورت ساختاری وجود دارد که می­گوید: در حالت سازمان یافتگی (نه گسیختگی) توالی نسل ها - دست بدست شدن معرفت ها - تجربه ها نمی­گذارد سازمان پیر شود و دائما تجدید حیات و رشد پیدا می کند. وقتی تشکیلات و نظم ساختاری هست انسانها دائما در درون آن تربیت می شوند و عناصر فهمیده و کارآمد بوجود می آیند. (آیت الله خامنه ای در دیدار فرماندهان سپاه - 1394)

در این جا یک تقسیم بندی در مورد انواع انقلاب ها برمبنای ساختار فلسفی و سیاسی - اعتقادات و اهداف - جنبه های آرمانی و ایدئولوژیک بودن آن وجود دارد که در حد یک نظریه است اما پیامدهای آن در نوع نگاه و نحوه عملکرد مطابق معیارهای اعلام شده دخیل اند.

در یک تقسیم بندی می توان انقلاب ها را به انواع گوناگونی ( از جمله 9 گانه) تقسیم کرد: نظیر انقلاب­های توده ای - بزرگ - اجتماعی - سیاسی - اقتصادی - علمی - صنعتی - فرهنگی - اسلامی که به نظر می­رسد 3 نوع اخیر با آنها متفاوت بوده و نظریه فوق را با چالش روبرو می سازد. در تاریخ بوده اند انقلاب های سیاسی و اجتماعی و حتی اقتصادی که ظهور و بروز یافته و منجر به تغییرات و دگردیسی­های فراوان شده اند اما امروز جز نامی از آنها نمانده است. با این حال سه نوع انقلاب شامل: علمی - فرهنگی - اسلامی در تقابل به سرنوشت محتوم بیماری و مرگ دچار نشده اند. نمونه آن انقلاب علمی، صنعتی جهان است که ادامه آن رشد و توسعه امروز را بدنبال داشته است و انقلاب فرهنگی که دست آورد آن شرایط امروزین جوامع از لحاظ آموزشی و فرهنگی دنیاست و انقلاب اسلامی که می توان نمود اولیه آن در نهضت های انبیاء الهی دانست تا به امروز با همه شدت و ضعف هایش ادامه یافته و هیچگاه به نابودی و افول منجر نشده است.

انقلاب­های فرهنگی، الهی دارای معیارها و شاخص هایی در نوع پیدایش و انگیزه و عمل هستند که با دیگران فرق دارند.

1- ارزش های الهی، مبانی دینی و انگیزه های مردمی دارند.

2- متناسب با نیازهای فطری و طبیعی بشر به جنبه های معنوی و مادی هر دو توجه دارند.

3- هدف نهایی آنها رشد واعتلای جامعه، عدالت اجتماعی و خدمت به نوع انسان است.

4- در این انقلاب ها اخلاق - صداقت - درستی ارزشی های واقعی محسوب می شوند.

5- بدنبال مبارزه ومقاومت ، استکبار ستیزی و مبارزه با اشکال استضعاف هستند.

6- ایدئولوژی محور بوده و آرمانهای عمومی خیر و مطلوب را دنبال می کنند و ...

بدیهی است تمام جنبش ها و انقلاب هایی که این معیارها و شاخص ها را سرلوحه کارخود قرار دهند می توانند از سرنوشت محتوم ماندگاری (با شدت و ضعف) برخوردار گردند. انقلاب اسلامی ایران در دنیای کنونی انقلابی است که در نظر افراد و اندیشمندان از چنین جنبه هایی (به شکل حداقلی یا حداکثری) برخوردار است و چنین پتانسیلی را دارا می باشد. با این حال این به معنای نداشتن هیچگونه ضعف و چالش نبوده و عمر 40 ساله آن نیز بیانگر این مدعاست.

تهاجمات خارجی - اختلافات داخلی - چالش های مدیریتی - مسائل اقتصادی - تهدیدات فرهنگی و... از آندسته مواردی هستندکه انقلاب را با مشکلاتی مواجه می­کنند، لذا بایستی برای فائق آمدن بر آنها با هدف تقویت و رشد و اعتلای پایه های آن استفاده کرد. معیارهایی که در پرتو معیارهای انقلابات جهانی انبیاء رگه هایی در این انقلاب دارندو در این مسیر اهداف اساسی را تسهیل می سازند. در حد شعارهای انقلاب اسلامی در این سالها مطرح بوده­اند و عبارتند از :

1- انگیزه های خدایی - باورهای اسلامی - عدالت محوری - خودکفایی اقتصادی.

2- نگرش ها و شعور و شعار های مردمی همچون: استقلال - آزادی - جمهوری اسلامی.

3- وجود رهبری دینی و حضور مردمی در سرتاسر نهضت اسلامی.

4- استکبار ستیزی و مبارزه با نماد های کفر و شرکت در عالم.

5- صدور انقلاب و حمایت جهانی از محرومین ، مستضعفین و ... .

شکی نیست که انقلاب اسلامی ایران با همه نقاط قوت - فرصت ها - منحصر بفرد بودن - جنبه الهی و مردمی بودن در طول عمر خود دوچار مشکلات و چالش هایی است که بایستی از این رویش ها و ریزش ها درس گرفت و برای تقویت آن کوشید. از میان همه این شاخصها که در این بحث مطرح است، مقوله: کیفی سازی طول عمر انقلاب - رشد و رویش توانمندی­های - جوانگرایی و نیروسازی­های جدید - تکثیر و جانشین پروری در اینجا بیشتر مورد توجه و امعان نظر است و درا ین باره می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- با توجه به دومحور اصلی انقلاب اسلامی ایران ( رهبری - مردم) باید به حفظ این دو جایگاه به صورت عنصرمعنوی رهبری و حضور حداکثری مردم در همه شرایط توجه ویژه داشت.

2- اصل انتشار و تکثیر متناسب جایگاه­های کلان و خرد نظام در تنظیم کادرهای راهبری و مدیریتی در سطو ح مختلف .

3- توجه به مقوله تربیت و جانشین پروری و بهره برداری از مدیران انقلابی در رده ها و بخش های مختلف اداری - اجرایی کشور.

4- افزایش رویه های رویشی (دیدگاه رحمانی اسلام) در رشد و پیدایش مدیران و نیروهای جدید و جوان و کاهش روند پیری از لحاظ ریزش نیروهای اصیل و انقلابی

5- رویکرد آسیب شناسی - رشد و اعتلاء - حراست از جایگاه راهبردی رهبری نظام به صورت مستمر و دائمی.

6- نگاه موسع و واقع گرایانه (مصلحت محور) به موضوع رشد و بکارگیری تمامی نیروهای مفید به حال نظام و مردم در کادرسازی و مدیریت آینده انقلاب.

انقلاب اسلامی از گردنه های سهمگین در طول عمر خود عبور واکنون به مرحله بالنگی خود رسیده است، اما بخشی از رهبران، مدیران و نیروهای انقلاب در این روند از طریق دشمنان خارجی و داخلی ترور فیزیکی و شخصیتی شده و در یک روند طبیعی نیز بخشی از عمر مادی آنان در حال سپری شدن است. لذا طبیعی است که به بحث تکثیر و پرورش - جانشین پروری - کادر سازی توجه ویژه ای شود. آهنگ رشد اهداف و آرمانهای انقلاب و از طرفی فرایند طبیعی اما روبه رشد خلاء وجودی رهبران ایجاب می نماید به صورت برنامه ای (کلان - کوتاه مدت) به این مقوله توجه و در فضایی گشوده به همه الزامات و رویکردهای آن توجه شود که این خود نیازمند روند و رویه های جدید و کارآمد در خلق فضای روانی - فرهنگی - سیاسی به صورت شایسته است که انشاءالله به آن توجه خواهد شد. این پدیده البته در مورد بدنه انقلاب یعنی جمعیت کشور نیز مطرح است و امروزه با برنامه هایی سعی می شود آهنگ رشد و توسعه (نسبت پیر - جوان جمعیت) متناسب سازی شود.

به نظر می رسد باید خطر از دست رفتن تدریجی رهبران و مدیران کلان نظام اسلامی را جدی گرفت و با سیاست ها و برنامه هایی درجهت رشد و پرورش افراد توانمند و جایگزینی و جانشین پروری آنان این روند طبیعی را به صوری شایسته کنترل و مدیریت نمود تا انقلاب اسلامی با پدیده سالخوردگی و پیری زودرس و چالش و سستی مواجه نشود و در یک روندی طبیعی فرآیند رشد و رویش نیروها و پتانسیل های آن شکل گیرد. بدیهی است پدیده سالخوردگی و پیری یک انقلاب فی نفسه تهدید و چالش نیست اما در صورتیکه این روند به صورت غیر طبیعی موجب کاهش قدرت و خلاء وجودی رهبران وکادرهای مورد نیاز خود شود می تواند چالش آفرین باشد .

این فرآیند در کشورهای دیگر چه دارای نظامات انقلابی و چه غیر انقلابی از طریق احزاب فراگیر و قدرتمند به صورت برنامه ریزی و زمان بندی شده ای شکل می گیرد اما در کشوری مثل ایران که احزاب جایگاه واقعی ندارند می تواند از طریق جریانات - گروه ها - افراد دارای جایگاه اجرایی و ساختارهای انقلابی انجام شود . چنانچه اقداماتی نیز در شرف انجام است اما باید گفت این کار نیز مانند هر گام مهم دیگری بایستی در قالب سیاستگذاری - هدف گزینی - برنامه ریزی - تدوین استراتژی های عملیاتی به صورت بلند مدت و کوتاه مدت و درا فق آرمان های کلان انقلابی باشدکه انگیزه های الهی و نگرش های روحی در افق جهانی دارد.

وقوع جریان انقلاب در سالهای قبل از پیروزی و بعد از آن خواستگاه اصلی پیدایش نیروها و کاردهای انقلاب بود ودر مرحله بعدی جنگ پتانسیل عظیمی برای رشد و ادامه آن فراهم نمود اما بایستی مراقبت کرد در دوران تثبیت که هیجانات اولیه انقلاب فرونشسته و دیگر از جنگ نیز خبری نیست، با استفاده از مواریث و معارف معنوی این دو حادثه، این واقعه حقیقی و طبیعی در بسترهای مجازی آن ادامه یافته ومنجر به نوزایی، نیروسازی و جوانگرایی گردد.

خوشبختانه مبانی و پایه­های استوار و کلانی در بحث کادرسازی و شناسایی و تربیت نیروها و مدیران حال و آینده جامعه اسلامی در سطوح مخلتف از جمله : دانشگاه ها - حوزه های علمیه - نیروی بسیج - نخبگان و نیروهای فعال انقلابی در میان جریانات جامعه وجود دارند که بایستی با شاخص های فوق شناسایی و متناسب سازی برای مسئولیت پذیری در مناسب خطیر آینده شوند.

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها