نامه نیوز بررسی کرد؛
نگرانی دلواپسان از رفت و آمدهای اخیر به ایران؛ چرا از حضور وزیرخارجه عمان نگران شده اند؟
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
داود حشمتی: اواخر هفته گذشته بن علوی وزیر خارجه عمان به تهران سفر کرد و مسئولان وزارتخارجه دیدار و گفتوگو کرد. به محض حضور وی در تهران نگرانی دلواپسان آغاز شد. دیدارهای بنعلوی در تهران با دیدار فرستاده ویژه پوتین در امور سوریه تکمیل تر شد.
به محض ورود بن علوی دلواپسان دچار اضطراب و تشویش شدند. آنها با خاطره ای که از نقش آفرینی سلطان قابوس در گفتوگوهای هسته ای داشتند این نگرانی را بروز دادند. پیشتر یک بار ایران با وساطت عمان به گفت وگوی دوجانبه و کاملا محرمانه با آمریکا در عمان روی آورده بود.
محمد محمدی در بلافاصله بعد از حضور بن علوی نوشت: «سفر وزير خارجه عمان به تهران جزو آن مقولاتي است كه به اصطلاح عوام صدايش بعدا در مي آيد. يك جمله اي اش، آنطور كه من مي فهمم، مي شود اينطور كه درب دولت ترامپ به روي دولت آقاي روحاني تا امروز بسته بوده و حالا چراغ سبزي نشان داده اند كه ممكن است باز شود. واسطه هم، همان واسطه قبلي است. فديه اش چيست، خدا مي داند.»
بعد از او لاورنتیف نماینده ویژه پوتین در امور سوریه به تهران آمد و با شمخانی و جابری انصاری دیدار کرد. بعد از این دیدارها هر دو مقام مسئول ایران بر خطوط قرمز جمهوری اسلامی تاکید کردند. دبير شوراي عالي امنيت ملي گفت: هیچگونه توافقی نبایدزمینهسازتجزیه سوریه باشد. او همچنين تاكيد ميكند: «سوء استفاده برخی عناصرتروریست از فرصت گفتوگوهای سیاسی وآتش بس برای بازسازی خود،نگرانکننده است.»
جابری انصاری نیز بر همین مواضع تاکید کرد و در جمع خبرنگاران اعلام کرد: «هیچ تحولی نباید منجر به تجزیه سوریه، نقض حاکمیت ملی این کشور و تمامیت ارضی آن شود و باید براساس خواسته مردم سوریه حرکت کنیم. این خطوط اساسی و قرمز مااست»
حرفهای جابری انصاری البته یک گام جلوتر نیز رفته و با تردید و نگرانی در مورد توافق انجام شده میان ایران و روسیه در مورد جنوب سوریه مواردی مطرح کرده است. از جمله اینکه این توافق آزمونی برای آمریکا خواهد بود تا پایبندیاش را نشان دهد.
به عبارت دیگر تاکید ایران بر عدم تجزیه سوریه به دو بخش جنوب و شمال آن باز می گردد. خصوصا در بخش شمالی ترکیه با لشگرکشی قصد دارد به بهانه حضور کردهای مخالف این کشور آن منطقه را در اختیار بگیرد. در جنوب نیز اسرائیل تلاش میکند تا منطقه از تصرف دولت سوریه خارج شود و در دست تروریستها باقی بماند اما ایران نتواند آنجا حضور داشته باشد.
با این حالا نکته اینجاست که مخالفان دولت تلاش میکنند تحولات جدید را با دولت گره زده و از آن یک «خیانت» استخراج کنند.
اگر مهدی محمدی به واسطه اتصالش به جمنا و جریان اصولگرایی نمی تواند واضح حرفش را بیان کند، حسین مهدی تبار این موضوع را خیانت محض نامیده و عجیب تر اینکه عمان را معتمد ایران نمیداد. او مینویسد: «ورود مسيولين عمان به كشور، مسيله اي نيست كه به سادگي بتوان از كنار آن عبور كرد. عمان، رابط ايران و ايالات متحده در پرونده هسته اي، و منتقل كننده نامه اوباما به ايران، از معتمدين و محترمين منطقه، به نظر نميرسد وزير خارجه خود را براي مسيله اي غير حياتي به ايران اورده باشد.»
به اعتقاد نویسنده که برخی دیگر از اصولگرایان نیز کاملا با او همراه و همدل هستند، وزیرخارجه عمان به منظور فراهم آوردن مقدمات گفتوگوهای غیرهستهای به ایران سفر کرده است و در ادامه معتقدند اگر چنین اتفاقی بیفتد «خیانت محض» صورت گرفته است. او این مساله را پایان جمهوری اسلامی قلمداد میکنند. نویسنده یاداشت که به صراحت حرف دلواپسان را مطرح کرده اینگونه یادداشتش را خاتمه میدهد: «پايان اين مسير، اگر حضرات رخصت شروع آن را پيدا كنند، پاياني بر جمهوري اسلامي است كه محال است رهبري اجازه وقوع آن را دهد، به شرطي كه ملت، جور ديگري نخواهند! وظيفه نخبگان جريان انقلاب، حالا حياتي است.»
این درحالی است که رهبری از سلطان قابوس با عنوان یکی از محترمین منطقه یاد کرده در مورد نقش عمان در مذاکرات بدون نام بردن از سلطان قابوس از او با عنوان «یکی از محترمین منطقه» یاد کرده و گفته بودند: موضوع مذاکره با آمریکاییها مربوط به زمان دولت قبل است و به فرستادن واسطه به تهران برای درخواست مذاکره مربوط میشود. در آن زمان، یک نفر از محترمین منطقه به عنوان واسطه به دیدار ما آمد و به صراحت گفت رئیسجمهور آمریکا از او خواهش کرده که به تهران بیاید و درخواست آمریکاییها برای مذاکره را مطرح کند. (2/4/94 دیدار با مسئولان نظام)
حرفهای جابری انصاری در نشست خبری بعد از دیدار با فرستاده ویژه پوتین نشان می دهد که ایران به صورت واضح وعلنی مشغول فرستادن پالس مشخص به واسطههایی است که درخواستهای آمریکا را مطرح میکنند. جابری انصاری میگوید: «حضور نیروهای ایرانی در هر شکل و سطحی در بحران سوریه به درخواست دولت سوریه و توافق تهران و دمشق بوده و به توافق هیچ طرف منطقهای و بینالمللی منوط نیست.»
اما نکته مهم این است که دلواپسان به خوبی می دانند این اتفاقات و تحولات عظیمی همچون برجام و توتال بدون نظر مثبت مجموعه نظام امکان پذیر نیست. در نقد این نوع نگاه علی اکبر صالحی منتقدانه به اظهارات دلواپسان جواب داده و میگوید: آیا کشور ملک شخصی من بوده که در مذاکرات من برای آن شخصا تعیین تکلیف کنم و هر چه آمریکاییها بگویند ما بگوییم چشم، چنین طرز فکری حکومت و نظام را زیر سوال میبرد. یعنی این نظام هیچ متولی نداشته که یک نفر مثل من برای کشور تعیین و تکلیف کند؟
مخالفان به خوبی میدانند که دولت در این تحولات تا چه اندازه نقش ایفا میکند و خارج از آن آیا در حیطه اختیارات او هست یا خیر؟ تحولات اخیر هر چه هست آنها را آنقدر نگران کرده که به این سرعت واکنش نشان میدهند.
دیدگاه تان را بنویسید