نگرانی ابراهیم رییسی از سکولاریسم دینی؛ آیا حوزه ها غیر سیاسی شده اند ؟
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
داود حشمتی : حجت الاسلام رئيسي از خطر بزرگي حرف مي زند كه صداي آن شنيده نشده است. او برخلاف سالهايي كه دولت اصلاحات متهم به سكولاريسم و سكولار كردن جامعه شده بود، اين بار نه از دولت مردان بلكه از هم لباسهاي خودش در ميان روحانيون گلايه ميكند كه در لباس دين سكولار شدهاند. چرا آقاي رئيسي از اين مساله گلايه ميكند و آيا واقعا روحانيت به سمت سكولار شدن پيش رفتهاند؟
هشداري كه بايد جدي گرفته شود
توليت آستان مقدس امام رضا كه در قم سخنراني ميكرد گفته: «عده ای در لباس دین، نگاه سکولار دارند و با وجود قرار داشتن در کسوت روحانیت، معتقدند دین در زندگی اجتماعی نباید تأثیر داشته باشد.»
او معتقد است: «این اشخاص در زبان از دین سخن می گویند اما در قلب و عمل، اعتقادی به کارآمدی دین در عرصه های مختلف زندگی انسان ندارند.» اين درحالي است كه به اعتقاد وي «نگاه اسلامی می گوید دین پاسخگوی تمام نیازهای اجتماعی انسان است و فقه می تواند در تمام شئون زندگی جاری باشد.» اما اين اولين بار نيست كه برخي از روحانيون نسبت به بي تفاوت شدن حوزهها و علماي ديني نسبت به مساله كارآمدي دين در عرصههاي مختلف اجتماعي گلايه ميكنند
خودارضايي معنوي
پيشتر پناهيان از روحانيون حامي آقاي رئيسي در انتخابات اخير در يك سخنراني كه سال گذشته انجام شده بود گفت: «بعضیها در محضر پروردگار عالم به خودارضایی معنوی میپردازند. اتفاقاً این علائمی هم دارد ها! خودارضایی معنوی علائمی دارد. یکی از علائمش این است که طبق آداب انجام نمیدهد. یکی از علائمش این است که طبق عادت انجام میدهد. یکی از علائمش این است که کار واجبتر برایش پیش بیاید عبادتش را قطع نمیکند. یکی از علائمش این است که به برادران عابدش کمتر احترام میگذارد تا به عبادت خودش.» او با اشاره به روايت كه در آن يك يهودي در مقابل شكنجه شدن يك مرغ سكوت كرده و به نماز ادامه داده بود و توسط زمين بلعيده شده بود، گفته بود: «حالا ببینید نمازخوانهایی که فریاد مظلوم، دلشان را تکان نمیدهد.»
آقاي پناهيان نوك پيكان حملاتش را به سمت بخشی از قشر مذهبي جامعه نشانه رفته و ميگويد: اشتباه میکنند فکر میکنند بعضیها باید درس انقلابیگری در کنار درس دین داد! مگر درس دین چیزی جز انقلابیگری است؟ اشتباه میکند کسی فکر کند باید درس انقلاب در کنار درس معارف اسلامی داد. حتماً آن معارف اسلامی نقصی دارد که تو مجبور شدی درس انقلابیگری بدهی. اشتباه میکند کسی بگوید در کنار اخلاق باید درسی از فرهنگ دفاع مقدس یا از مبانی انقلاب داد. پس آن اخلاقت غلط است. شما در اخلاق، محور سخنتان این است که انسان باید با هوای نفس خودش مقابله کند، ذلیل هوای نفس خودش نشود .»
او ادامه ميدهد: «انقلابیگری یعنی چی؟ یعنی من نهتنها ذلیل هوای نفس خودم نخواهم شد، زیربار هوای نفس یک زورگوی دیگر هم نخواهم رفت. من با هوای نفس خودم مبارزه کنم بعد بیایم بردۀ شهوات و هوای نفس تو بشوم؟! معلوم است ظالم، من دهان تو را خورد خواهم کرد .»
به اعتقاد آقاي پناهيان اين نوع درس اخلاق نيز يك نوع خودارضايي معنوي است: « بله بله مگر اینکه اخلاق برهها آموزش داده باشند. باوفا باشید مثل سگ، متین باشید مثل گاو، بیآزار باشید مانند گوسفند. بله مگر اینکه درس اخلاق آن باشد. در آن درس اخلاق هم خودارضایی معنوی است، خفهکنندۀ وجدان است، وجدانخفهکن.» (انتخاب 7 تير 95)
پيش از او نيز حجت الاسلام خسروپناه گفته بود: سكولار شدن حوزه يك تهديد جدي است و بايد شوراي عالي، مديريت و اساتيد حوزه علميه تلاش كنند تا روحيه انقلابي را در حوزه نگه داشته و توسعه دهند. او گفته بود كه «دشمن به دنبال بيخاصيت كردن حوزهها» و سكولار كردن آنها «ولو با شعار اسلام جامعنگر است» (روزنامه رسالت، شماره 8637 به تاريخ 26/1/95، صفحه 3)
خطرسكولار شدن حوزه ها به چه معناست؟
بايد توجه داشت كه اين بار حرف از سكولار شدن دانشگاه، توده مردم و يا دولتها نيست. صحبت از سكولار شدن حوزههاست. به اين معنا كه آنها ديگر خواهان ورود به مسائل ومباحث اجتماعي نيستند. سئوال مهمي كه وجود دارد اين است كه چرا اين خطر پررنگ شده و در سطح حوزهها تا اين اندازه بيتوجهي نسبت به مسائل اجتماعي و سياسي ديده مي شود كه كار به هشدار و انذار دادنهاي علني رسيده است؟
آنچه مشخص است اين است كه در حال حاضر سه كانون مهم در روحانيت وجود دارد كه اسلام سياسي خود را ترويج ميكند. در دو سال اخير متاسفانه حوزههاي علميه چهار روحاني بزرگ در عرصه سياست را از دست دادند. آيت الله موسوي اردبيلي در قم از دنيا رفت. آيتالله واعظ طبسي در مشهد. تهران نيز در شاهد درگذشت آيتالله مهدوي كني بود و بعد از آن اين اتفاقات در زمستان سال گذشته با درگذشت آيت الله هاشمي رفسنجاني تكميل شد.
حالا ديگر در قم آيتالله مصباح يزدي و شاگردانش به مسائل سياسي اجتماعي ورود ميكنند و در مشهد همين رويه از سوي آيتالله علمالهدي (و اخيرا حجت الاسلام رئيسي) دنبال ميشود. خطر سكولار شدن حوزهها از اين جهت ديده مي شود كه برخی حوزه ها ديگر حاضر نيستند با اين دو طيف در قم و مشهد همراهي كنند. براي همين اعتراضها و گلايههاي كساني چون حجت الاسلام رئيسي را شاهد هستيم.
به نظر می رسد علما ترجيح ميدهند درس اخلاق بدهند تا اينكه خود را وارد مسائلي كنند که مردم به آنها همان نگاهي را داشته باشند كه به پدر معنوي پايداري و آيتالله علم الهدي در مشهد دارند. نگرش آنها حالا در درون حوزهها نيز کم طرفدار شده و آنها ترجيح ميدهند سكوت كنند. حتي اگر از سوي افرادي چون آقاي پناهيان به «خودارضايي معنوي» متهم شوند.
دیدگاه تان را بنویسید