کد خبر: 421413
تاریخ انتشار :

مرتضی حاجی:کاندیداتوری تکی روحانی ریسک بزرگی بود/جهانگیری بعد از احراز صلاحیت تمایل به کناره‌گیری داشت/ کسی مقابل عارف برای کنار کشیدن توپ و تفنگ قرار نداد/ اگر حمایت اصلاح‌طلبان نبود، مطمئنم روحانی رئیس‌جمهور نمی‌شد

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

حاجی بر این باور است که مهرعلیزاده و افشانی برای شهرداری تهران بسیار مناسب‌تر از سایر گزینه‌ها بودند اگرچه همه حدس می‌زدند که نجفی شهردار تهران خواهد بود. نامه نیوز متن گفت‌وگوی «فرهیختگان» را با مرتضی حاجی بازنشر می کند :
ابتدا بحث را با رقابت‌های انتخابات 96 آغاز کنیم. با آن انتقادهایی که به تیم اقتصادی دولت و کهنسال بودن کابینه مطرح شد، روحانی توانست برای بار دوم اعتماد مردم را جلب کند. تحلیل شما از انتخابات 96 چیست؟ چه عواملی باعث موفقیت روحانی شد؟
انتخابات طبیعتا فرصتی است برای اینکه فعالان مختلف حوزه‌های سیاسی و اجتماعی بتوانند نقد جدی خود را نسبت به آنچه در گذشته انجام شده، داشته باشند و نظرات و پیشنهادهایی را برای آنچه در آینده باید اتفاق بیفتد، مطرح کنند. این فرصت هم در اختیار خود نامزدها و هم در اختیار هواداران آنها اعم از تشکل‌های سیاسی شناسنامه‌دار و بعضا بی‌شناسنامه و خلق‌الساعه قرار گرفت.
در انتخابات ریاست‌جمهوری به دلیل اهمیت نقش رئیس‌جمهور در اداره کشور طبیعتا فضا داغ‌تر و بحث‌ها جدی‌تر می‌شود. مخصوصا فرصت مناظره وجود دارد و رقبا پشت پرده‌های یکدیگر را افشا می‌کنند. من البته با بخش افشاگری خیلی میانه خوبی ندارم.
فکر کنم از سال 84 و دولت احمدی‌نژاد این افشاگری‌ها شروع شد.
بله. آن صحبت‌ها که اتهام‌آمیز و البته افشاگری درست و حسابی هم نبود و روی کارهای غیرواقعی هم صحبت شد. به هر صورت این فرصت‌ها وجود دارد و این مطالب بیان می‌شود. نقد برنامه‌ها و نقد عملکردها وجود دارد. در مقایسه بین نامزدهایی که مطرح بودند مردم نقشی ندارند. خیلی از افراد هستند که مردم به‌شدت به آنها ایمان دارند و علاقه‌مند هستند آنها را در بستر کار ببینند اما فرصت برای آنها فراهم نمی‌شود.
بین کسانی که از فیلترها عبور می‌کنند و به صحنه می‌آیند، 6 نفر انتخاب شدند که مردم باید انتخاب می‌کردند از چه کسانی باید حمایت کنند و در مراحل انتخابات چه چیزی را باید نقد کنند و به چه کسی باید رای دهند و چه آینده‌ای می‌تواند در انتظار آنها باشد.
انتقادهایی به عملکرد دولت روحانی بود و هنوز هم هست اما اگر معدل کار را ملاک قضاوت قرار دهیم نمره قابل قبولی از نظر مردم بود. تیم اقتصادی به‌خصوص در بخش تولید ضعف‌های زیادی داشت یا در حوزه مالی و بانکداری ایرادات جدی به آن وارد بود، اما در عین حال محصول کار این بود که رشد اقتصادی بنا به آمارهای رسمی که اعلام می‌شد رشد خوبی است. رشد حدود هشت درصدی رشد قابل قبولی بود. مهار تورم و کاهش تورم خیلی جالب و تاثیرگذاری آن بر سرعت گران شدن کالاها چشمگیر بود.
ایرادهایی هم در جاهایی بود که باید با تدبیر حل و فصل می‌شد و مردم امیدوار هستند که در دوره جدید دولت روحانی به همان ترتیب و با سرعت بیشتر شاهد رشد اقتصادی و رونق در تولید و خدمات مورد نیاز مردم باشند. از این جهت روحانی نمره قبولی دریافت کرد. برنامه‌ها هم نسبتا روشن بود، وعده‌هایی که دلخوشی بی‌دلیل ایجاد کند داده نشد. وعده یارانه در انتخابات می‌توانست برای خیلی‌ها دلچسب باشد و جاذبه ایجاد کند. مخصوصا برای طبقات کم‌درآمد اما اکثریت مردم نپذیرفتند و حتی جمع کثیری که مشکل معیشتی دارند و داشتند و در مناطق محروم و روستاها زندگی می‌کنند، این را باور کردند که پول تقسیم کردن حل این مشکل اساسی نیست و باید روش‌های بهتری برای حل مشکل و ایجاد درآمد مناسب برای مردم طراحی و اجرا کرد.
فکر می‌کنم این رای پیام روشنی دارد و آن اعلام نمره قبولی برای روحانی است و انتظار تداوم این حرکت است. رقبا هم حرف جدی برای گفتن نداشتند. مسئولان مربوطه هم اعلام کردند که تخلف قانونی اتفاق نیفتاده است. ولی اینها پشت دوربین صداوسیما مطرح کردند در حالی که قبل از آن اعلام شد اگر خلافی صورت نگرفته است هم اخلاقی نبود و هم نشان می‌داد دست آنها خالی است و برای ایراد گرفتن به چیزی اشاره می‌کنند که قابل دفاع هم نیست.
یکی از مباحثی که کنشگران مطرح می‌کنند بحث نامزد پوششی به نام جهانگیری بود. خود جهانگیری هم مطرح کرد که نامزد اصلاحات است. اما شاهد این بودیم که با فشار یا هر چیز دیگر وی به نفع روحانی کنار رفت. علت آن چه بود؟ آیا او نامزد پوششی بود؟
آن روزها بحث این بود که همه تخم‌مرغ‌ها را عاقلانه نیست در یک سبد قرار دهیم. کشور ما کشوری است که افت پیش‌بینی نشده در آن زیاد رخ می‌دهد. این که تنها روحانی کاندیدا باشد ریسک بزرگی بود به دلیل اینکه نمی‌دانستیم چه اتفاقی قرار است رخ دهد بنابراین از جهانگیری خواهش شد که او هم نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری باشد. وی هم به سختی پذیرفت
کار زیادی شد تا این اتفاق رخ دهد. خوشبختانه اینها مکمل و متمم هم در فعالیت انتخاباتی بودند. روزهای آخر که احساس شد مشکلی وجود ندارد و بودن دو کاندیدا ممکن است باعث تقسیم رای شود، جهانگیری تشخیص داد برای اینکه آرا نشکند از صحنه رقابت‌ها کنار بکشد.
خودش تصمیم به کناره‌گیری گرفت یا اینکه فردی دیگر به او فشار آورد؟
بله. زمانی که مساله صلاحیت‌ها تمام شد و نامزدها قطعی شدند وی اظهار تمایل کرد که کنار برود اما جلسه مشورتی گذاشتند و همه به اتفاق اظهار داشتند کناره‌گیری در ابتدای کار صورت نگیرد و وی تا روز آخر بماند و آن روز تصمیم بگیرند و با مقایسه شرایط کاندیداها در آن زمان منطقی‌تر می‌توان تصمیم گرفت.اگر جهانگیری ابتدای کار کنار می‌رفت معنای کاندیدای پوششی بیشتر خود را نشان می‌داد. او کاندیدای پوششی نبود و کاملا برای حضور در عرصه جدی بود.
همچنان که در دوره قبل عارف کاندیدای جدی و رقیب واقعی روحانی بود اما در روزهای آخر با تدبیر مدبرانه کنار رفت تا از تقسیم آرا جلوگیری کند و روحانی تنها کاندیدای مطرح باقی‌مانده در عرصه شد و آرا به سمت او جمع شد. مشابه آن اتفاق این دوره هم رخ داد.
عارف آن روز ناراحتی بسیاری از فشارهایی که برای کنار رفتن از عرصه انتخابات به او می‌آمد، داشت. آن نامه خاتمی وی را ناراحت کرده بود و اوایل اذعان داشت با فشار کنار رفته ‌است.
کسی توپ و تفنگ را در مقابل او قرار نداد. تحلیل شرایط و اینکه اگر هر دو باشند ممکن است هر دو بازنده باشند، این تصمیم را رقم زد.
چرا جبهه اصلاحات پشت کاندیدای خود نرفت؟ مرحوم آیت‌ا... هاشمی‌رفسنجانی هم گفتند روحانی 3درصد رأی داشت و بعد از حمایت من بود که آرای او به بالای 50 درصد رسید.
نمی‌خواهم وارد این بحث شوم. در تحلیل شرایط و اینکه کسی که انتخاب خواهد شد چقدر شانس موفقیت نسبت به دیگری خواهد داشت و چقدر شانس و توانایی انجام وظایف قانونی را در آینده برعهده دارد و کدام بستر برای انجام وظایف او فراهم‌تر است، پارامترهای مختلفی وجود دارد که روی آنها ارزش‌گذاری شده و درنهایت تصمیم‌گیری می‌شود.
در این دو دوره که جبهه اصلاحات کاندیدا داشت، آیا نامزدهای اصلاح‌طلب توانایی اداره وضع موجود را نداشتند؟
من این را نگفتم. چه بسا شاید توانایی آنها بیشتر بود ولی در بخش‌های دیگری کمتر بود.
برخی انتقادات از سوی احزاب اصلاحات وارد می‌شود و می‌گویند که چرا در حالی که نماینده این جبهه از فیلتر شورای نگهبان تایید شده باید به‌عنوان کاندیدای پوششی باشد. یا همانند عارف و جهانگیری قربانی شوند تا فرد دیگری که اصلاح‌طلب نیست به قدرت برسد؟
جهانگیری قربانی نشد. جهانگیری همکاری برای تحقق چیزی کرد که خودش به آن اعتقاد داشت. نامزد شدن جهانگیری بهنگام بود ولی او فرصت رفتن به استان‌ها و دیدار با مردم و سخنرانی و تبلیغات نداشت. در حالی که انتخابات ریاست‌جمهوری عملا از چند ماه قبل از فعالیت رسمی آغاز می‌شود.
دیدارها، سفرها و نشست‌های تخصصی و بحث‌های رسانه‌ای مواردی است که آن کسی که نامزد است از قبل اینها را تدارک می‌بیند. جهانگیری خیلی دیر شروع کرد و از قبل هم آمادگی نداشت.
امکان داشت اگر زودتر به این نتیجه می‌رسید که باید برای انتخابات بیاید تا آخرین مراحل در انتخابات حضور می‌داشت؟
ممکن بود بماند. اگر او زودتر اقدام می‌کرد و کارهای تبلیغاتی و سفرهای استانی را جدی می‌گرفت و بعد مقایسه کفه آرا را انجام می‌دادیم شاید نتیجه چیز دیگری می‌شد. در آن وضعیت، بهترین کار اقدام جهانگیری بود.
باتوجه به اینکه در مناظرات توجه مردم به جهانگیری جلب شد و آرای او بالا رفته بود و او هم در مناظرات خیلی موفق ظاهر شد، می‌توان گفت جهانگیری پدیده انتخابات بود. اگر وی آرای بالاتری داشت روحانی به نفع او کناره‌گیری می‌کرد؟
نمی‌دانم. تجربه نکردم. در انتخابات حضور چهره‌‌ به‌ چهره کاندیدا با مردم امر واجبی است و از طریق تلویزیون در شناخت مردم اتفاق جدی رخ نمی‌دهد. باید به نزد مردم رفت و از مردم رأی درخواست کرد. اگر به یاد داشته باشید در انتخابات سال 84 مرحوم آیت‌ا... هاشمی‌رفسنجانی گفتند مردم من را می‌شناسند و اگر سفر بروم مردم به زحمت می‌افتند و نیاز نیست به سفر بروم.
البته همان زمان به دوستان نزدیک او عرض کردم که سفر رفتن بخشی برای شناخت است و بخش دیگر برای احترام به مردم است و اینکه از مردم درخواست حمایت کنیم. این غیر از این کار اتفاق نمی‌افتد. مردم او را می‌شناختند اما اینکه وی به‌عنوان کاندیدای ریاست‌جمهوری می‌خواهد حضور در بین مردم استان داشته باشد عملا نوعی تواضع در برابر مردم است. اگر این سفرها انجام نشود آن شناخت به تنهایی برای رای کفایت نمی‌کند. شناخت می‌تواند مکمل باشد اما تعیین‌کننده رای نیست.
حتی در طول این 4 سال فرصت نبود و برای مردم شناختی از وی حاصل نشد؟
منظورم حضور در عرصه به‌عنوان کاندیدای انتخاباتی است. حضور به‌عنوان مقام رسمی نیست که می‌خواهد واحدی را افتتاح کند. بحث آن جداست و کار اداری مقام مسئول است. حضور به‌عنوان کاندیدا در بین مردم و اعلام برنامه‌ها و درخواست رای از مردم باید انجام می‌شد.
نقش اصلاح‌طلبان را در پیروزی روحانی چقدر می‌دانید؟
فکر می‌کنم عامل اصلی در اقبال مردم به روحانی چه در دوره اول و چه در دوره دوم اصلاح‌طلبان بودند. فعالیت‌های انتخاباتی او در سراسر کشور عملا در دست اصلاح‌طلبان بود. در نهایت حمایت بی‌بدیلی که خاتمی انجام داد و علاقه و احترامی که مردم برای به نظر خاتمی قائل شدند عامل تاثیرگذاری در این پیروزی بوده است.
پس نقش اول را اصلاح‌طلبان در پیروزی روحانی داشتند؟
بله. اگر این حمایت نبود من مطمئنم این اتفاق نمی‌افتاد.
اگر همین اصلاح‌طلبان در انتخابات 92 پشت عارف بودند چطور؟ پس عارف هم می‌توانست پیروز شود ولی نامزد اصلی خود را کنار گذاشتند و روحانی را که حتی اذعان داشتند به اصولگرایان نزدیک‌تر است حمایت کردند؟
اصلاح‌طلبان نخواستند سهم‌خواهی حکومتی کنند. گفتند امروز چیزی که به مصلحت کشور است باید در برابر وضعیت بدتر و غیرقابل قبول اتفاق نظر ایجاد کرد. اتفاق مبارکی که در انتخابات 96 در حمایت از روحانی رخ داد و جمعی از کسانی که زیر تیتر اصولگرایی قرار می‌گرفتند اما از اصولگرایان تندرو جدا شدند و به‌عنوان نیروهای معتدل همراه با اصلاح‌طلبان شدند.
این امر اتفاق خوبی است و در حد خود ارزش بالایی دارد که در انتخابات پیش آمد و در انتخابات دوره اول و هم در انتخابات دوره دوم تکمیل شد. لذا این هم به‌عنوان دستاورد باید مدنظر قرار گیرد. نه اینکه تنها فردی که از ماست انتخاب شود. برای ما انتخاب فردی که امتیازش از نظر اصلاح‌طلبی با خود کاندیدای اصلاح‌طلبان برابری نکند مهم نبود. اما دستاوردهای دیگری که این حمایت می‌توانست داشته باشد مهم بود و نباید نادیده گرفته شود.
برای 1400 ممکن است شاهد این باشیم که اصلاح‌طلبان باز هم نامزدهای خود را کنار بگذارند و از نامزدی حمایت کنند که از اصولگرایان جدا شده است؟
معلوم نیست و باید شرایط آن روز را دید.
در حالی که نامزد اصلاح‌طلبان وجود دارد و دو دوره از فیلتر شورای نگهبان رد می‌شود باز هم اصلاح‌طلبان کاندیدای خود را کنار می‌کشند.
شاید این دوره بیشتر می‌توانستیم به جهانگیری بگوییم که وی کاندیدای اصلاح‌طلبان است. چون به خواست و اصرار اصلاح‌طلبان ثبت‌نام کردند.
یعنی عارف کاندیدای جریان اصلاحات در انتخابات سال 92 نبود؟
عارف شخصا برای نامزدی تصمیم گرفت. البته اصلاح‌طلب هستند و بودند. این گونه نبود که اصلاح‌طلبان از قبل اجماع کنند که او بیاید. او کاندیدا شد و چون اصلاح‌طلب است قاعدتا باید مورد حمایت قرار می‌گرفت اما در مقایسه شرایط و کارشناسی‌ای که انجام شد این‌طور واقع شد.
طبیعتا اگر اصلاح‌طلبان سراغ کسی بروند و از قبل خودشان آن را تعیین کنند که کاندیدا شوند باید پای آن بایستند اما اگر کسی خود تشخیص داد که کاندیدا شود و اصلاح‌طلبان دنبال او باید بروند، شدنی نیست.
در انتخابات سال 84 اصلاح‌طلبان متعددی ثبت‌نام کردند. اصلاح‌طلبان باید چه می‌کردند؟ اگر اصلاح‌طلبان از قبل باهم هماهنگی می‌کردند که کاندیدای ما الف خواهد بود قاعدتا متعهد می‌شدند تا انتها پشت او بایستند و حمایت کنند اما وقتی کسانی آمدند خودشان یا حزب‌شان کاندیدای متعدد را معرفی کردند، اصلاح‌طلبان مکلف نیستند از همه حمایت کنند. زمانی باید انتظار حمایت یکپارچه را داشت که از قبل این هماهنگی شده باشد و کاندیدای اصلاح‌طلبان مشخص شده باشد.
همانند لیستی که برای شورا دادند. اصلاح‌طلبان لیستی را برای شورا دادند و پای آن ایستادند و نتیجه آن را گرفتند. خیلی‌ها اصلاح‌طلب بودند ولی در لیست نبودند و تصمیم شخصی گرفته بودند. در انتخابات ریاست‌جمهوری هم اگر کسی قبل از اقدام بنا به احساس تکلیف شخصی خودش بیاید لازم نیست همه پشت او بایستند اما اگر اجماع صورت گیرد که برای دوره بعدی انتخابات روی الف متمرکز می‌شویم در همه مراحل طبیعتا باید حمایت کنند.

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها