کد خبر: 448439
تاریخ انتشار :

نیویورک تایمز:

محور اتحاد یا عامل تفرقه یمن؟/ زندگی صالح با پیوستن به سعودی ورق خورد

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

'اسکات شِین' دیروز (دوشنبه) در گزارشی درباره کشته شدن صالح رئیس جمهوری پیشین یمن افزود: 'علی عبدالله صالح' مردی که در کوران تلاطمهای دهه های اخیر خاورمیانه بیش از سه دهه ریاست جمهوری کشور یمن را برعهده داشت و اخیرا هم محور جنگ ویرانگر داخلی یمن بود، سرانجام روز دوشنبه با زندگی بدرود گفت.
به گزارش نامه نیوز، صالح روز دوشنبه در شرایطی کاملا گنگ و مبهم کشته شد.
وی سیاستمداری فوق العاده زیرک و دستکاری کننده عالم سیاست قبیله ای محور یمن بود و روزگاری وظیفه ریاست جمهوری خود را همچون 'رقصیدن بر روی سر چندین مار' تشبیه کرده بود.
اما این زیرکی 'ماکیاولیستی' و خوشبختی او سرانجام به آخر خط خود رسید.
نزدیکان صالح می گویند که او در اثر انفجار خانه اش در 'صنعا' پایتخت یمن کشته شده است. شورشیان 'حوثی' (انصارالله) یمن که تا همین چند روز قبل صالح متحدشان بود اعلام کردند که او را در یک حمله غافلگیر کننده در بیابان به قتل رسانده اند.
صالح یکشنبه گذشته بطور ناگهانی از حوثی ها برید و از یمنی ها خواست که 'از کشور در برابر حوثی ها دفاع کنند'.
صالح در طول عمرش با گروهها و طرفهای بسیاری ائتلاف کرد و به هم زد و سرانجام هم این حرکت اخیر او در قطع رابطه با حوثی ها سرنوشت نهاییش را زودهنگام رقم زد.
بسیاری می گویند که او هنگام مرگ 75 سال داشت اما زندگینامه او سنی کمتر از این را بیان می کند.
زندگی صالح سرتاسر حادثه و ماجراجویی بود و این قضیه سن حقیقی او هم یکی از همین تحریف حقایق در این عمر پر فراز و فرود است.
زمامداری طولانی مدت صالح بر فقیرترین کشور عرب، که بطور متناوب درگیر جنگ و منازعه بوده و به بستر گرم و نرم 'القاعده ' بدل شده است، یک وجه مشخص از زندگی نامه این سیاستمدار یمنی است.
صالح اساسا رهبری بود فاسد و بی هیچ مرام و مسلکی. او اشتیاق وافری به ثروت اندوزی و برای خود و بستگانش قدرت کسب می کرد و تمام خویشاوندانش را در پستهای کلیدی کشور منصوب کرده بود.
'فاریا المسلمی' رئیس 'مرکز مطالعات استراتژیک صنعا' مرگ صالح را 'یک پایان غمبار برای 33 سال تاریخ غمبار سوء حکمرانی یمن' می نامد.
این تحلیلگر یمنی صالح را با 'صدام حسین' و سرهنگ 'معمر قذافی' قابل مقایسه می داند و می گوید که یمن نیز همچون کشورهای عراق و لیبی به ورطه آشوب و درگیری و منازعه افتاد چون صالح در دوره ای که رئیس جمهوری بود نتوانست نهادهای حکومتی پایداری در کشور بسازد.
' جرالد فایر اِشتاین' که بین سالهای 2013-2010 سفیر آمریکا در یمن بود، صالح را 'شخصیتی کاملا غیر قابل اعتماد' توصیف می کرد. صالح بین سالهای 1978 تا اوائل 2012 رئیس جمهوری یمن بود و بعضی از یمنی ها معتقدند که کشورشان در دوره زمامداری صالح در مقایسه با موج خشونتها و تخریب و ورشکستگی های کنونی، بسیار با ثبات تر بود.
و اما نکته مثبتی هم در زندگی صالح وجود داشته است که به قول فایر اشتاین عبارت بوده است از اینکه حکمرانی صالح بگونه ای بود که کشور را با هم متحد و نوعی تسلط سیاسی را بر آن حاکم کرد. این مزیت سبب شد تا یمن رو به جلو حرکت کند به خصوص در حوزه آموزش و پرورش و بهداشت و درمان.
اما فایر اشتاین در عین حال به این نکته هم اشاره می کند که صالح شیفته ثروت اندوزی و دست بردن در اموال دیگران بود و در دوره طولانی مدت حرفه ایش میلیاردها دلار و شاید هم دهها میلیارد دلار رااز بیت المال ربود و به جیب زد.
سفیر سابق آمریکا در یمن می افزاید 'صالح در این مدت طولانی حکمرانی، نظام حکومتی یمن را منحصرا بر پایه آیین قوم و خویش پرستی استوار کرده بود. به همین دلیل بعد از ترک قدرت، نه دولت و نه دستگاه قضایی هیچیک نتوانستند کشور را اداره کنند زیرا او تمام بدنه دولت را از خویشان و نزدیکانش آکنده بود'.
در سالهای آخر حکومت صالح کشور بیابانی و بسیار فقیر 28 میلیونی یمن بشدت کانون توجه آمریکا قرار گرفت. دلیل آن این بود که یمن قطب شاخه 'القاعده' در 'شبه جزیره عربی' و مبداء بسیاری از حملات تروریستی القاعده بود.
فردی که در سال 2009 قصد بمب گذاری در یک فروند هواپیمای مسافربری را از مبداء 'دیترویت' آمریکا داشت، در یمن آموزش های لازم را دیده و به آمریکا اعزام شده بود. بمب ها در کارتریج های چاپگر هواپیمای باری کار گذاشته شده بودند. یک سال بعد در سفر این هواپیما به شیکاگو این محموله رهگیری شد.
این تهدیدهای تروریستی حاضر در کشور یمن به نفع صالح تمام و باعث شد تا او شاد و سرمست تمام مشکلات کشور را معطوف این تهدید کند و به بهانه مبارزه با تروریسم سیلی از کمکهای خارجی را تقاضا کند.
یک سند محرمانه دیپلماتیک که 'ویکی لیکس' آن را منتشر ساخته است فاش می سازد که صالح زمانی پیشنهاد داده بود که تمام خاک کشور یمن در اختیار مبارزه آمریکا با تروریسم قرار گیرد و در ازای آن موافقت کرده بود به مردمش دروغ بگوید و وانمود کند موشکهای آمریکایی اهداف القاعده را هدف قرار داده اند.
او به ژنرال 'دیوید پترائوس' گفته بود 'ما کماکان به مردم خواهیم گفت که این بمبها مال ماست نه مال شما'.
پیش از صالح دو مقام سلف او هم هر دو در فاصله کمتر از یک سال ترور شدند.
هنگامی که صالح در سال 1978 به قدرت رسید عده اندکی بودند که فکر می کردند عمر حیات سیاسی او دراز خواهد بود. اما او با اتکا به تبحر خاصی که در مذاکره کردن داشت و ضمنا از مهارت اربابی گری و باج دهی و گاهی اوقات هم با توسل به زور چالش هایی را که با آنها دست به گریبان بود، یک به یک دفع می کرد.
صالح تا سال 1990 حاکم بر یمن شمالی بود و در آن سال یمن های جنوبی و شمالی با هم متحد شدند و 'جمهوری یمن' را به وجود آوردند.
او در سال 1994 از یک جنگ داخلی جان سالم به در برد و در سال 1999 هم طی یک انتخاباتی کاملا معیوب اولین رئیس جمهوری مستقیما منتخب مردم یمن شد و از آنجا بود که با انتصاب فرزندان و برادرزادگان و خواهرزادگانش در پستهای امنیتی کشور طولانی مدت ترین زمامدار یمن در تاریخ معاصر این کشور شد.
'باربارا کی.بادین' سفیر آمریکا در یمن در سالهای 2001-1997 در مورد صالح می گوید 'صالح در زمینه ایجاد توازن در میان قبائل رقیب کشور، اسلامگراها، سوسیالیست ها، جدایی طلبان جنوب و گروههایی که از خارج تحمیل بر کشور تحمیل شده اند، مانند تردستی عمل می کرد که بشقاب را بر روی عصایی گرفته است و آن را می چرخاند و بشقاب را به هوا می اندازد و آن را در هوا می گیرد. این شاهکار سیاسی صالح بود'.
هنگامی که در سال 2011 ساختمان مسجد کاخ ریاست جمهوری یمن بمباران شد، شایعه شد که صالح کشته شده است. اما او نمرد بلکه دچار سوختگی های شدید شد و برای درمان عازم کشورهای عربستان و بعد هم آمریکا شد و در آن دو کشور تحت درمان قرار گرفت. در سال 2012 صالح به دنبال اعتراض و فشارهای شدید مخالفان مسلح قبیله ای خود و نیز برپا شدن تظاهرات اعتراض آمیز خیابانی در سطح کشور و همچنین به دلیل فشار جامعه بین الملل سرانجام مجبور به کناره گیری از قدرت شد.
او اگرچه ظاهرا بر سر قدرت نبود اما از مجرای شبکه های قبیله ای که برای خود ترتیب داده بود همچنان از پشت صحنه قدرت را اداره می کرد و جلوی پیشرفت کار 'عبدربو منصور هادی' معاون اول سابق خود را که رئیس جمهوری شده بود، می گرفت.
شبه نظامیان 'حوثی' که صالح سالها قبل همواره آنها را هدف حملات خود قرار داده بود، در سال 2014 صنعا و سایر شهرهای بزرگ کشور را تسخیر کردند. صالح در کمال تعجب همگان با حوثی ها علیه منصور هادی ائتلاف کرد. هادی هم از سوی عربستان حمایت می شد.
بسیاری دستان ایران را پشت سر ائتلاف حوثی- صالح می دیدند (ایران همواره این ادعاها را رد می کند). این ائتلاف از سال 2014 تا هفته گذشته ادامه داشت.
'علی عبدالله صالح' متولد قبیله 'سنهان' ساکن دهکده 'بیت الاحمر' در شمال یمن بود و همچون تمامی مردان این قبیله از دوران نوجوانی یعنی از هنگامی که هنوز حتی به مدرسه ابتدایی هم نرفته بود، به ارتش ملحق شد. او شاگرد و تحت الحمایه سرهنگ ' احمد حسین قشمی' و از حامیان کودتای نظامی 1974 یمن بود که منجر به آن شد که او در سال 1975 فرمانده نظامی استان 'تعز' شود.
در سال 1977 ' ابراهیم حمدی' حاکم نظامی یمن ترور شد و سرهنگ قشمی قدرت را در دست گرفت .
صالح علنا از ترور حمدی حمایت کرد و ثابت شد که او هم در این ترور دست داشته است.
سرهنگ قشمی هم در کمتر از یک سال بعد ترور شد و راه برای جلوس صالح به قدرت هموار شد.
در آن زمان؛ هیچ کس باور نمی کرد که عمر حکمرانی صالح دراز باشد. او یک ایلیاتی تقریبا بیسواد بود که حتی نمی توانست به درستی سخنرانی کند.
در آن هنگام؛ پیش بینی سازمان 'سیا' هم این بود که صالح در قیام ' بهار سال 1979 ' سرنگون خواهد شد. اما هنر او در جذب سیاستمداران کهنه کار یمن و استفاده از تجربیاتشان، باعث شد تا حمایت این شخصیتها را به دست آورد و ضمن آن طیفی جدید از فن سالاران را هم جذب خود کرد و بدیهی است که مطلقا از جانب این افراد احساس ترس نمی کرد.
صالح مطلقا یک مسلمان متدین نبود اما توجه خاصی به مدیریت کردن اسلامگراها داشت که در فرهنگ مذهبی یمن رشد و پرورش یافته بودند. یمنی هایی که در دهه 1990 در افغانستان با ارتش شوروی سابق جنگیده بودند در بازگشت به کشور وارد نیروهای امنیتی شدند. صالح به این افراد کاری نداشت تا اینکه شاخه القاعده در شبه جزیره عربی شروع کرد اهداف رژیم او را هدف حملاتش قرار داد و او آنگاه مبارزه علیه این افراد را شدت بخشید.
صالح خدمت زیادی به افراد هم قبیله ای خود از قبیله 'سنهان' کرد که در ارتش و سایر نیروهای امنیتی کار می کردند. از نمونه این افراد پسر صالح ' احمد علی صالح' بود که ریاست ' گارد جمهوریخواهان' را برعهده گرفت و برادرزاده صالح 'یحیی صالح' هم مامور همکاری با آمریکایی ها در امر مبارزه با تروریسم شد.
* صالح با پیوستن به عربستان ثابت کرد که براحتی می تواند اخلاق وفاداری را کنار بگذارد
صالح شخصا با تصمیمی که روز شنبه این هفته گرفت و ائتلاف با حوثی ها را رها کرد و به عربستان سعودی و سایر قدرتهای منطقه ای پیوست، که سه سال بود با بمبارانهای ویرانگر آنها می جنگید، عملا ثابت کرد که براحتی می توان اصل اخلاقی وفاداری را زیر پا گذاشت.
او روز شنبه در یک گفت وگوی تلویزیونی گفت 'ما به احترام حسن همجواری ورق را بر می گردانیم'، اما تاریخچه دور و دراز حیات این مرد قدر قدرت سیاست که بحرانهای بیشماری را پشت سر گذاشت، دیگر ورقی برای برگراندن ندارد.
منبع: ایرنا

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها

پیشنهاد ما