«نامه نیوز» گزارش می دهد؛
افزایش دامنه واکنش ها به سومین نامه احمدی نژاد/ آشنا : از انتخابات 84 شروع کنیم یا 88؟ / وزیر ارشاد : بیریشگی و شارلاتانیسم ۲مخاطره سیاستورزی ایرانی است/ خاطره جنجالی عضو ستاد احمدی نژاد ؛ بقایی گفت به دست و پایمان می افتند/ کنایه محسن رضایی : عدهای
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
گروه سیاست نامه نیوز : محمود احمدی نژاد دوباره دست به قلم شده است ؛ او یک نامه نوشته این بار تند تر از همیشه . متن نامه همراه است با ساختارشکنی هایی عجیب و غریب ، مخاطب نامه هم رهبر معظم انقلاب است . او خواهان برگزاري انتخابات آزاد و زودهنگام رياستجمهوري و مجلس شوراي اسلامي شده است.
فارغ از اینکه محمود احمدی نژاد در نامه اش چه گفته نکته جالب اینجاست که او هر چه بیشتر اعلام موضع می کند بر دامنه کسانی که پیش تر حامی اش بودند و حالا به صف منتقدانش پیوسته اند افزوده می شود. احمدی نژاد صریح تر شده و حامیان سابق اش هم صریح تر و تند تر .
سوال تند آشنا
در جدیدترین تحول در این موردد حسام الدین آشنا سومین واکنش خود را به نامه احنمدی نژاد نشان داده و نوشته است :
کنایه حسامالدین آشنا به احمدی نژاد
برگزاری فوری و آزاد را از کدام انتخابات آغاز کنیم؟ خوب است از انتخابات ۸۴ شروع کنیم یا از همان ۸۸ شروع کنیم بهتر است؟
توئیت کنایهآمیز وزیر ارشاد به اقدام جنجالی احمدینژاد
16:31 :: 1396/12/3 سیاسی / شناسه خبر: 330182
دانه واکنش ها به نامه محمود احمدی نژاد بالاتر رفته و وزیر ارشاد کابینه روحانی هم نظری تند در این مورد داده است . وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی روی صفحه توئیتر خطاب به احمدی نژاد نوشت: بی ریشگی و شارلاتانیسم دو مخاطره سیاستورزی ایرانی است از مشروطه که به رضاخان رسید و از شهید رجایی که به بدلسازی جعلیاش انجامید. از تاریخ بیشتر بیاموزیم.
تیک آف آقای تئورسین
از میان کسانی که نامه احمدی نژاد را خوانده و ترجیح داده اند جوابش را بدهند می توان به محمد علی رامین اشاره کرد . فردی که از او به عنوان یار سابق احمدی نژاد و البته تئورسین نفی هلوکاست نام می برند . او پیش از این هم حرف های تندی خطاب به احمدی نژاد زده بود که با واکنش های تند رسانه های نزدیک به رییس جمهور سابق مواجه شده بود.
این بار او کار را یکسره کرده و گفته است :« محموداحمدی نژاد درنامه ای که ابتدا از رسانه های صهیونیستی انگلیس و آمریکا منتشر شد، ضمن تشکیک ابلهانه در صداقت بیانات امام خامنه ای (29بهمن96)، خودش را در جایگاه نماینده ملت، قطب ایران، منجی انقلاب و مصلح نظام اسلامی فرض کرده و انحلال فوری مجلس شورای اسلامی، حذف شورای نگهبان، ابطال انتخابات ریاست جمهوری، برکناری رئیس قوه قضائیه، آزادی تمام مجرمان و بستن تمام پرونده های قضائی و تعیین مرجع حکمیت مورد قبول خودش را، شرط همراهی رهبری با مردم در اصلاح اداره کشور معرفی کرده است! و در پایان نوشته: «امیدوارم اجرای صحیح و سریع این پیشنهادها بتواند در بازیابی اعتماد عمومی مؤثر واقع شود»؛ یعنی تازه این موارد، آغاز مطالبات اوست که صرفاً «راهگشای اصلاح امور در جهت خواست مردم» است و اگر رهبری نظام حسب این دستورات «در اتخاذ تصمیمات اساسی و به موقع» موفق بشود، مابقی دستورات خودش را صادر خواهد کرد.اتهاماتی نظیر «غیرآزاد-غیرمردمی-مهندسی» بودن انتخابات ها با دخالت شورای نگهبان و نیروهای نظامی و امنیتی، تکرار مواضع سران فتنه88 است که دولت دهم را فلج کرد و ایران را تا آستانه فروپاشی و
قتل عام ملی در اردوکشی های خیابانی سوق داد. «متن کامل تر این خبر را اینجا ببینید.»
حالا باید دید او این بار هم مورد تفقد رسانه های احمدی نژاد قرار خواهد گرفت !
کنایه محسن رضایی به احمدی نژاد
محسن رضایی هم روز گذشته سخنانی را مطرح کرد که می توان برداشت کرد که او کنایه هایی در مورد نامه احمدی نژاد داشته است. دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: برخی اوقات میشود عدهای که خود را خادم میدانند از روی جهل در کنار دشمن قرار میگیرند، اگر کسی میخواست نصیحت کند نباید ادبیاتش در کنار ادبیات دشمن قرار گیرد. محسن رضایی در یادواره شهدای مهندس استان البرز که پنجشنبه (سوم اسفند) در سالن شهیدان نژادفلاح کرج برگزار شد اظهار کرد: ما در بین خادمان ملت ایران آدمهای خوب فراوانی داریم اما برخی اوقات میشود عدهای که خود را خادم میدانند از روی جهل در کنار دشمن قرار میگیرند، اگر کسی میخواست نصیحت کند نباید ادبیاتش در کنار ادبیات دشمن قرار گیرد، خدمت به مردم این نیست که در کنار دشمن قرار بگیریم، اصلاح امور راه دیگری دارد. وی افزود: اینکه یک عده خود را از همه چیز مبرا بدانند و دیگران را اشتباهکار، یک عیب است. ما همه نقص داریم اما اگر انگیزه خدا باشد دیگر باید از خودرایی، دیکتاتوری و خودشیفتگی فاصله بگیریم.چطور امروز کسی جرأت میکند خود را در کنار دشمنان ملت ایران قرار دهد،بله کشور ما مشکلاتی دارد،این مشکلات مربوط به
مردم نیست، مربوط به نحوه اداره کشور است،مربوط به نحوه مدیریت اقتصادی کشور است و یک بخش هم مربوط به تحریمهاست، اما بخش زیادی از آن مربوط به داخل کشور است. دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: برای حل این مشکلات اول باید همه نیتها دوباره به سمت رضای خدا برگردد،اگر میخواهیم مشکلات کشور حل شود باید به آن سه عامل بازگردیم. دوم اینکه باید راه را برای جوانان باز کنیم،چطور در زمان جنگ یک جوان 18 ساله در میدان مین توانست جاده بکشد اما امروز در این شرایط امنیت نمیتواند کار کند،راه برای جوانان و مردم در اقتصاد باید باز شود.
افشاگری آقای سخنگو
عباسعلی کدخدایی اگر چه بسیار رسانه ای است اما معمولا وارد مجادلات و چالش های سیاسی آنچنانی نمی شود . در این فقره اما او برای پاسخگویی به محمود احمدی نژاد پیش قدم شده است . یک ناگفته را گفته و تلویحا گفته، ناگفته های دیگری هم دارد .
آنچنان او برملا کرده راز سر به مهر یک جلسه در سال 88 و بعد از انتخابات است. سخنگوی شورای نگهبان در کانال تلگرامیاش نوشته است:« ظاهرا دوشنبه ۲۵ خرداد ۸۸ بعد از ظهر از دفتر رئیس جمهور وقت اطلاع دادند که آقای رئیس جمهور ساعت ۲۱:۳۰ منتظر شماست. تعجب کردم چون ارتباط و رفت و آمدی نداشتم. سوال کردم از دفتر ایشان بپرسند موضوع چیست؟ پاسخ این بود که برخی مسائل روز.علیرغم شلوغی کارها، با مشورت دبیر محترم و در ساعت مقرر به دفتر ایشان رفتم. در دفتر با آقای الهام مواجه شدم. به شوخی گفتم معلوم شد موضوع چیست و کار، کار چه کسی است؟ اظهار بی اطلاعی کرد. به همراه رئیس جمهور به یکی از اطاق ها رفتیم. بعد از تعارفات گفت چرا نتیجه انتخابات را اعلام نمی کنید؟ _منظور اعلام صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان بود_ گفتم هنوز شکایت ها بررسی نشده است و در زمان دریافت و بررسی شکایات هستیم.قطعا بعد از بررسی شکایات، نتیجه نهایی اعلام خواهد شد. اصرار از ایشان که نتیجه را زودتر اعلام کنید و مقاومت از سوی من مبنی بر اینکه تا زمانی که شکایات رسیدگی نشود، امکان اعلام صحت انتخابات نیست. البته موضوع دیگری نیز مطرح شد که فعلا از حوصله این متن خارج
است.یاد آوری این نکته ضروری است که این نظر از سوی سایر اعضا محترم شورا نه تنها مورد قبول واقع نگردید، بلکه مهلت قانونی رسیدگی به شکایات با موافقت رهبر معظم انقلاب تمدید هم شد. حالا باید دید چه کسانی دنبال مهندسی انتخابات بودند؟ شورای نگهبان و یا مهندسی در کسوت مقام اجرایی. «متن کامل تر این خبر را اینجا بخوانید.»
خاطره جنجالی عضو ستاد احمدی نژاد
اما خاطره نکاری در این مورد به عباسعلی کدخدایی مختصر نشد . یک عضو ستاد احمدی نژاد در توئیتر خود درخصوص خانهنشینی 11 روزه او خاطرهای نقل کرد.
جعفر فرجی که از اعضای ستاد احمدینژاد در دوره ریاستجمهوری بود در توییتر خود خاطرهای را از دوران خانهنشینی ۱۱روزه او نقل کرده است:
چند روز بعد از جریان خانه نشینی احمدینژاد، بنده برای سفر استانی دولت مجبور شدم به جلسهای با آقای بقایی بروم تنها جلسهای که با ایشان داشتم، تلخترین جلسه آن دوره عمرم شد.
آقای بقایی که ارتباط بنده را با جریان ستادهای مردمی در سراسر کشور و بچه های انقلابی میدانست پرسید بچه ها نظرشان نسبت به قضیه خانه نشینی چیست؟ بنده توضیح دادم که احمدینژاد در پازل دشمنانش حرکت کرد و هر عاقلی این را میفهمد.
بقایی که عصبانی شده بود گفت: «۵-۶ سال است در این کشور مثل ... شبانهروزی کار میکنیم و آقایان (منظور آقا بود) و اطلاعات سپاه و بیت می روند پزش را جلوی مردم میدهند و از پشت سر ما را میکوبند اشکالی ندارد ما هم از فردا کار نمیکنیم! بله از فردا کار نمیکنیم که معلوم بشود در کشور فقط ما هستیم که میتوانیم کشور را بگردانیم. ببینیم در سخنرانیهایشان چه دارند به مردم بگویند؟! و آنوقت به دست و پایمان میافتاند!»
با دو تن از رفقا رفته بودیم موقع برگشتن بغض گلویمان را گرفته بود. ما فکر میکردیم حرفی زد و تمام شد.
اما حرف بقایی علی رغم باورمان اجرایی شد، ۲ سال رئیس جمهور و معاونین و مسئول دفترش کشور را رها کردند آنهم در اوج تحریمها.
این را از جدول جلسات رئیس جمهور که جایش معاون اول میرفت و کاهش حجم تصمیم، اقدام و برنامه ها و سفرها و از هم گسیختگی کارها میشد فهمید.
آقای احمدینژاد وضعیت امروز اقتصادی و اجتماعی سیاسی کشور محصول همان دو سال تعلل ارادی است که بقایی آن روز وعده اش را داد و بهتر است به جای نامه مطالبهگری پیش خدا و شهدا جواب داشته باشید.
یاور شیطان
حمید رسایی که روزگاری از حامیان پر و پاقرص احمدی نژاد بود و یک تنه به مصاف همه منتقدان احمدی نژاد می رفت حالا دیگر ابایی ندارد از اینکه اعتراضات تند و تیزش را از رییس جمهور محبوب سابقش بیان کند . آنچنان انتقاد می کند که انگار نه انگار روزی شیفته رییس دولت نهم بوده است.
او یک توییت زده با این شرح :
پاتک آشنا
حسام الدین یک تیر انداخته با دو نشان . هم محمود احمدی نژاد را مورد عنایت قرار داده و هم مهمتر از آن رحیم پور ازغدی را.
ازغدی چند روز پیش در مورد حسن روحانی حرف های تندی مطرح کرده بود.
حالا آشنا اینچنین نوشته است؛
به سیاق کلام آن سخنران همیشه در صفحه:
اگر به خدا،پیامبر، امیرالمومنین،امام زمان،امام راحل، رهبر معظم، مردم جهان، مردم ایران یا هر کس دیگری نامه نوشت؛
اگر در نامه اش دستور اصلاح عالم، تغییر مدیریت جهان، رفراندوم تغییر قانون اساسی، تغییر رؤسای سه قوه و فرماندهان نیروهای مسلح و شهرداری تهران و استانداری اردبیل را صادر کرد.
بگوئید: تو راست می گویی! حق کلا با توست. فقط در باره عملکرد 8 ساله ات هم پاسخگو باش. در مورد حامیان قبلی و منتقدان فعلی ات هم سخن بگو.
آشنا البته قبل از این متن یک متن دیگر هم نوشته بود :« خدایا یاریشکن تا بقایی را تجربه کند که به او بیاموزد نباید پا از گلیمش فراتر نهد و زودهنگام به انتخابات بیاندیشد یا فرمان عزل صادر کند.»
محمود در صحن!
صحن علنی امروز مجلس هم البته شاید مطرح شدن نام محمود احمدی نژاد بود . در جلسه صبح امروز یک نماینده مجلس خواستار برخورد با احمدینژاد شد و گفت: در شرایطی که مردم داغدار از دست دادن هموطنان خود در سانحه سقوط هواپیمای تهران ـ یاسوج و شهادت جمعی از نیروهای مخلص نظام و رهبری هستند، آقای احمدینژاد در نامهای به ساحت شورای نگهبان و رهبر معظم انقلاب توهین کرده است.
عبدالحمید خدری در پایان جلسه علنی امروز (پنجشنبه) مجلس در تذکری به قوه قضاییه، گفت: از وزیر اطلاعات و قوه قضاییه استدعا داریم که با این شخص معلومالحال برخورد قاطع کنند. اگر آن روزی که او در خانه ملت و از طریق خانه ملت به مردم و نمایندگان توهین میکرد، مجلس در حرکت انقلابی طرح عدم کفایت او را تقدیم مینمود امروز کار به اینجا کشیده نمیشد. خدری احمدینژاد را شخصی «معلومالحال» و «ناقصالعقل» خواند و گفت که او امروز هر کاری میخواهد میکند اما هیچ یک از مسئولان و نهادهای امنیتی با او برخوردی نمینمایند. این اتفاقات همچون مثال معروف است که «خوبی که از حد بگذرد نادان گمان بد برد» انتظار ما این است که با این فرد برخورد صورت گیرد.
او عصبانی است
روزنامه اصلاح طلب اعتماد هم به نامه سوم احمدی نژاد واکنش نشان داده است .
اعتماد نوشته است :« اعتماد نوشت: «احمدينژاد در نامه سوم خود در خواستهاي خارج از عرف خواهان برگزاري انتخابات آزاد و زودهنگام رياستجمهوري و مجلس شوراي اسلامي شده است. در حالي كه كمتر از ١٠ ماه از برگزاري انتخابات رياستجمهوري و حضور پر شور مردم در پاي صندوقهاي راي گذشته و مردم با راي ٢٤ميليوني رييسجمهور خود را انتخاب كردهاند، مشخص نيست جريان فكري احمدينژاد چه اهدافي را در پس خواستههاي خود دنبال ميكنند.مردم ايران در انتخاباتي دموكراتيك در سالهاي ٩٤ و ٩٦ افراد منتخب خود را از طريق صندوق راي انتخاب كردهاند؛ انتخابي كه به مذاق احمدينژاد و ياران او خوش نيامده و اين جريان از انتخاب مردم خشمگين است.احمدينژاد در اين نامه موضوعي ديگر را مطرح كرده است كه بيارتباط با جنجالهاي رسانهاي اخير او نيست. رييس دولتهاي نهم و دهم در ماههاي اخير از هر فرصتي كه نصيبش شده، استفاده و انتقادات تندي را خطاب به دستگاه قضايي كشور مطرح كرده است؛ انتقاداتي كه ناشي از عصبانيت او از ورود دستگاه قضا به پرونده تخلفات اطرافيانش است. احمدينژاد در نامه سوم همچنان بر موضع خود پافشاري كرده و در خواستهاي غيرمعمول خواهان بركناري
رييس دستگاه قضا شده است. ريشه اين خواسته احمدينژاد مشخص است.اطرافيان احمدينژاد همچنان خط قرمز او هستند و با وجودآنكه قوه قضاييه تخلفات اين افراد را ثابت كرده، او سعي دارد با ايجاد جو رسانهاي دستگاه قضا را به دليل بررسي پرونده اين افراد تحت فشار بگذارد.»
«متن کامل را اینجا بخوانید.»
شرط آزادی خواهی
سایت تابناک هم در گزارشی در این مورد نوشته است :نامه تازه محمود احمدی نژاد به رهبر انقلاب، چهارشنبه دوم اسفند ماه منتشر شد. وی در این نامه از ضرورت برگزاری فوری انتخابات آزاد ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی، تغییر رئیس قوه قضائیه و آزادی همه کسانی که به اتهام تبلیغ و تضعیف نظام از گذشته تا کنون در بازداشت به سر می برند، سخن گفته است. به گزارش «تابناک»؛ در نامه احمدی نژاد، مانند عموم سخنان وی، دو نکته حق دیده می شود که در ادامه نتیجه گیری ناحق از آن شده است؛ نکته اول تفکیک اصل نظام از ساختارها و نهادهای موجود در آن است؛ اینکه اعتراضات و نارضایتی مردم نه از نظام اسلامی که از نهادها و ساختارهایی است که به تدریج ناکارآمدی های آنها موجب، نارضایتی مردم در بخش هایی شده است (از جمله دولت هشت ساله محمود احمدی نژاد). نکته دوم درخواست اصلاح از سوی رهبری انقلاب است؛ اینکه این رهبری است که در شرایط کنونی می تواند سردمدار اصلاحات در نهادها و ساختارهای اداره کشور شود، نیز نکته مهمی است،چرا که در شرایط تکثر قدرت در کشور، نهادهای مختلف تن به اصلاح نمی دهند و هر اصلاحی را کاستن از قدرت خود و به هم خوردن تعادل قدرت در کشور
ارزیابی می کنند و عموما به سمت اصلاح نمی روند، چون پیش شرط اولیه هر اصلاحی، پذیرش ضعف و نقصان است که بعید است مدیران نهادهای اصلی کشور، ضعف و نقصان را به راحتی بپذیرند. آقای احمدی نژاد! هر وقت با صدای بلند گفتید «من و دولتم عامل این تباهیها بودهایم»، میتوانید از اصلاحات سخن بگویید اما به جز این دو نکته اصلی، دعوت برای برگزاری فوری انتخابات آزاد برای ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی، وجود نوعی تمایلات اقتداگرایانه را در رئیس جمهور سابق هویدا می کند؛ او خود نیک می داند، رهبری انقلاب، همواره در این سالها در کنار انتخاب مردم ایستاده و فشارهایی از قبیل نامه نگاری های اینچنینی، تأاثیری بر اراده ایشان برای نقض اصل مردمسالاری ندارد. رئیس جمهور اسبق، حتما فراموش نکرده است که دور دوم ریاست جمهوری وی، با پایمردی رهبری انقلاب بر آرای مردم، حاصل شد و اگر آن پایمردی نبود و نتیجه انتخابات به درخواست کسانی که ادعا می کردند، انتخابات مخدوش بوده و باید نتیجه آن لغو بشود، باطل می شد، اولین کسی که ندای دمکراسی خواهی و حفاظت از آرا مردم را سر می داد، همین محمود احمدی نژاد بود. حال او چگونه انتظار دارد رهبری به امیال
اقتداگرایانه شخصی چون او توجه کند و به آرای مردم به رئیس جمهور و نمایندگان مجلس، بی اعتنایی کند و دستور انتخابات زودهنگام صادر کند؟آیا اراده عمومی فقط تا جایی اعتبار دارد که منتخب آن شخص احمدی نژاد باشد؟ اینکه رئیس جمهوری که هشت سال، همه امکانات کشور بر خلاف سایر رؤسای جمهور در اختیارش بود؛ اکنون صحبت از اصلاحات می کند، حتما و لزوما، نارضایتی مردم را ناشی از همان هشت سال دوره ریاست جمهوری خودش هم می داند. اگر او بجد به اصلاحات معتقد است، از فردا انتقاد از هشت سال، ریاست جمهوری خود را آغاز کند، هشت سال ریاست جمهوری که در آن شاخص های اقتصادی کشور رو به افول گذاشت، دارایی های کشور در مسیرهای نامشخص حیف و میل شد، کشور در انزوایی بی سابقه در عرصه بین المللی فرو رفت و اخلاق و مکارم اخلاقی به دلیل ستیزه جویی های او از جامعه رخت بر بست؛ احمدی نژاد اگر صلاحیت صحبت کردن از اصلاح را برای خود قائل است، از همین فردا شروع کند و هشت سال حاکمیت خودش را در جمهوری اسلامی مورد نقادی قرار بدهد و بگوید او در ایجاد نارضایتی در کشور چه نقشی داشته است؟ از این شروع کند که چرا خط قرمز حول دوستان متخلفش کشیده بود و اجازه مواجهه
قضایی با آنان را نمی داد؟ او اگر آزادیخواه است، بیاید و بگوید صحبت هایی که در زمان ریاست جمهور برای برخورد با معترضان سال 88 در حضور فرمانده وقت ناجا گفته بود، از جمله مصادیق سرکوب حق مردم و ایجاد نارضایتی در بین آنان بوده است. مگر می توان هشت سال تمام قدرت اول اجرایی کشور را در اختیار داشت، اما چهار سال بعد از آن، به اپوزیسیون آن تبدیل شد! بیشترین درآمد نفتی تاریخ کشور در هشت سال دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد، حاصل شده است و پس از هشت سال ریاست جمهور وی، مردم ایران بیش از هر زمان دیگری فقیر تر شده اند! نوسانات ارزی ساخته هشت سال حکومتگری وی، دارایی های مردم را بیش از سه برابر کمتر کرد! قیمت مسکن در ابتدای دولت احمدی نژاد از چند صد هزار تومان در مناطق میانی شهر تهران، به میلیون ها تومان افزایش یافت؛ تورم نه ساعتی، بلکه دقیقه ای در کشور بالا رفت؛ روز به روز بر تعداد بیکاران کشور افزایش یافت، دانشجویان ممنوع از تحصیل در آن دوره با عنوان دانشجویان ستاره دار از تحصیل منع شدند؛ کشور در معرض تحریم های کشنده بین المللی قرار گرفت و هزینه شاخ و شانه کشیدن وی برای جامعه بین المللی را مردم پرداخت کردند. آقای رئیس
جمهور سابق، برای ورود به هر کاری، کارشناسان ابتدا صلاحیت افراد را برای آن کار باید احراز کنند؛ وقتی حضرتعالی بر نقش بی بدیل خود در ایجاد نارضایتی در مردم تأکید کردید، وقتی که توزیع فقر در هشت سال ریاست جمهوری خود را در کشور پذیرفتید، وقتی اختلاس های هزاران میلیاردی را ثمره دوران هشت ساله خود دانستید، وقتی سرکوب حقوق اولیه مردم را در دوران هشت ساله ریاست جمهوری خود پذیرفتید و از همه این ناکارآمدی ها و عدم صلاحیت ها، از مردم عذرخواهی کردید و با صدای بلند اعلام کردید که مردم! من و دولتم عامل این تباهی ها بوده ایم، آن زمان می توانید از اصلاحات سخن بگویید؛ نمی توانید هم خراب کنید و هم اصلاحگر باشید. هیچ شهروندی از هواپیمایی که بمب روی آنان ریخته است، انتظار یاری ندارند؛ به خاطر خانه هایی که بر سر این مردم خراب کرده اید؛ عذرخواهی کنید؛ اکنون وقت طلبکاری شما نیست؛ بدهی هایتان را به این مردم پس دهید!
پوپوليست ديروز، آزاديخواه امروز!
روزنامه آرمان هم در مطلبی در این مورد نوشته است : کلیدواژه این است؛ مطرح شدن! او یک روز برای رئیسقوه قضائیه نامه مینویسد و در آن زمین و زمان را بههم میبافد تا جایی که سخنگوی قوه قضائیه واکنشی سخت نشان میدهد. روزی معاونش با زنبیل قرمز به دادگاه میرود. در یک روز دیگر اما فرمان تحصن میدهد و حالا هم به مقام معظم رهبری نامه نوشته است. محمود احمدینژاد این همه را برای مطرح شدن خود بهکار آورده است. اگر چنین نکند، چه کسی دوست دارد به دورانی نظر کند که همه میدانند و در خاطر دارند؟ دورانی که حتی حامیان دیروز هم چشم بر آن بستهاند. در آذرماه هم چنین کرد اما سایتهای همسو با او در گذشته به انتقاد از این رفتار پرداختند چنانکه جهان نیوز در آن زمان نوشت:«۸ سال رئیسجمهور این کشور باشد و از اشراف اطلاعاتی و مدیریتی حضرتآیتا... خامنهای نسبت به تحولات ملت و دولت و مسائل مردم و دغدغه و اهتمام شبانهروزی ایشان برای حل مشکلات خبر نداشته باشد؟ کانالهای گوناگون رهبری برای خبر یافتن از مسائل گوناگون آنقدر گسترده و موثر است که نیاز به «اطلاعرسانی» احمدینژاد آن هم به این شکل تبلیغاتی و سیاسیکارانه ندارند.» اکنون نه
از باب اطلاع رسانی بلکه گام بزرگتری برداشته و خواهان برگزاری انتخابات فوری ریاستجمهوری و مجلس، تغییر رئیس قوه قضائیه و آزادی زندانیان شده است! ژست آزادیخواهی احمدینژاد و آنچه در نامه نوشته با عملکرد او سازگاری ندارد. محمود احمدینژاد نامه نوشت؛ نامه او برای مقام معظم رهبری بود اما تصمیم برای علنی کردن این نامه نشان داد که شاید در پی اهداف دیگری هم باشد. او دراین نامه درخواستهایی مطرح کرده که مشخص نیست چنین درخواستهایی از مقام معظم رهبری با کدام مسئولیت او همخوانی دارد. مثلا برگزار انتخابات ریاستجمهوری یا مجلس موضوعی نیست که رئیسجمهور سابق خواهان توجه مقامات ارشد کشور به آن شود. یا او درباره آزادی زندانیان نوشته است و این در حالی است که وقتی خودش بر کرسی ریاستجمهوری نشسته بود، کمتر به این موضوعات بها میداد. اما اکنون که رحیمی معاون اول دولت نهم در زندان است و دادگاه بقایی مشاور او در حال برگزاری است، به یاد سخن گفتن از آزادی زندانیان افتاده است. به اعتقاد برخی نگارش این نامه و رسانهای کردن آن فاز دیگر پروژه خودنمایی احمدینژادیهاست.
دیدگاه تان را بنویسید