نامه نیوز بررسی کرد؛
پیام سفر رئیس جمهور به مالزی/ چرا باید دیپلماسی شرقی را تقویت کنیم؟/ نگاه به شرق یک "راهبرد" است نه " تاکتیک"
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
نامه نیوز : دیپلماسی شرقی یا "نگاه به شرق"، حکم یک "راهبرد" یا " استراتژِی کلان" را در حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دارد. سفر رئیس جمهور کشورمان به مالزی و دیگر رایزنی هایی که در سطوح مختلف سیاست خارجی و حوزه اجرایی کشور با بازیگران شرقسی صورت می گیرد ، نماد و مصداقی از تقویت "دیپلماسی شرقی" کشورمان محسوب می شود. اجلاس سران کوآلالامپور ۲۰۱۹ با حضور ۴٠٠ نفر شامل ٢۵٠ نفر از رهبران، مقامها، شخصیتهای سیاسی و اندیشمندان از ۵۲ کشور جهان، در روزهای ۱۸ تا ۲۱ دسامبر (۲۷ تا ۳۰ آذر) در پایتخت مالزی برگزار شد. شرکتکنندگان دراین اجلاس ضمن بحث و گفتوگو در مورد مهمترین چالشهای کشورهای اسلامی و مسائل تاثیرگذار در جهان اسلام، راهکارهایی را برای رفع این چالشها مطرح کردند.بسیاری از تحلیلگران حوزه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورمان معتقدند که با توجه به پیوستگی ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا و عدم کارآمدی دیپلماسی مبتنی بر اعتماد یا مصالحه با غرب، که مصداق عینی آن را در جریان خروج یکجانبه ایالات متحده از برجام و ناتوانی و عدم اراده اروپاییان در حفظ توافق هسته ای مشاهده کردیم ، "نگاه به شرق" می تواند حکم یک الزام استراتژیک را برای کشورمان داشته باشد. سفر اخیر رئیس جمهور کشورمان به مالزی و رایزنی های موثری که میان آقای روحانی ، ماهاتیر محمد و دیگر مقامات مالزیایی صورت گرفت پیامهای آشکاری برای مخاطبان حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دارد : نخست اینکه بدیهی است که "شراکت استراتژیک" با چین، روسیه، هند و مالزی آ،گزاره مهم و قابل استنادی در حوزه اقتصاد و سیاست خارجی کشورمان محسوب می شود.از این رو نگرانی مشترک واشنگتن، تل آویو و ریاض از تعمیق همکاری های اقتصادی و سیاسی تهران و بازیگران شرقی کاملا ملموس است..در این معادله ، "نگاه به شرق" می تواند حکم یک "نقشه راه" را داشته باشد. بدیهی است که باید با در نظر گرفتن مولفه هایی مانند "استقلال"،"عزت" و " تامین منافع ملی" در این مسیر گام برداشت.در شرایطی که واشنگتن با خروج از برجام و اتحادیه اروپا با اتخاذ روشهای چندگانه و پارادوکسیکال در قبال توافق هسته ای و ایران، ماهیت و عیار خود را در نزد ملت ما و سایر ملتهای دنیا مشخص کردهاند، لازم است طرح نویی در مناسبات سیاست خارجی و تجارت خود در اندازیم و وزن "دیپلماسی شرقی" را در حوزه سیاست خارجی کشورمان تقویت کنیم. نکته دیگر آنکه یکی از الزامات و پیش شرطهای تحقق "دیپلماسی شرقی فعال" در سیاست خارجی کشورمان، قطع امید کامل از بازیگران غربی و کاهش وزن آنها در حوزه روابط خارجی کشورمان است. چندی پیش رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار منتخبان ملت در مجلس خبرگان به نکات مهم و تعیین کننده ای در حوزه سیاست خارجی کشور اشاره فرمودند. معظم له در خصوص رفتار اتحادیه اروپا در قبال ایران تاکید کردند: " انگیزههای دشمنی اروپاییها با جمهوری اسلامی تفاوت اصولی با دشمنی آمریکا ندارد. اروپاییها در ظاهر به عنوان میانجی وارد می شوند و حرفهای طولانی هم میزنند اما همه آنها پوچ است. اروپاییها به رغم وعدههای خود، عملاً به تحریمهای آمریکا پایبند ماندند و هیچ اقدامی انجام ندادند و از این پس هم بعید است کاری برای جمهوری اسلامی انجام دهند، بنابراین باید بهکلی از اروپاییها قطع امید کرد." واقعیت امر این است که نوع مواجهه واشنگتن و تروئیکای اروپایی با ایران،"مصدر استراتژیک واحد" دارد. هر دو بازیگر ( آمریکا و اروپا) در خصوص استراتژی" مهار ایران قدرتمند" با یکدیگر اتفاق نظر دارند. این هدفگذاری مشترک، مرهون پیوستگی امنیتی واشنگتن و شرکای اروپایی آن در ناتو است. بنابراین، "تفکیک اروپا از آمریکا" ،یک گزاره راهبردی اشتباه در حوزه سیاست خارجی کشورمان محسوب می شود. در چنین شرایطی سرمایه گذاری بر روی "غرب" و بازیگرانی که در زمین واشنگتن و اتحادیه اروپا بازی می کنند، قطعا برای ما نتیجه بخش نخواهد شد. نکته دیگر اینکه "گارد بسته " و " احتياط" دو مقوله متفاوت در سياست خارجي يک کشور محسوب مي شود. زماني که ما در قبال بازيگري ديگر در نظام بين الملل، بنا به هر دليلي، گارد بسته اتخاذ مي کنيم يعني نگاهمان نسبت به آن تهديد محور است. با اين حال زماني که سخن از رويکرد محتاطانه نسبت به بازيگري ديگر به ميان مي آوريم، يعني چاشني احتياط را در تک تک رفتارها، گفتارها و قرار دادها و عملکرد خود در قبال آن رعايت مي کنيم.به عنوان مثال مواجهه ما با ايالات متحده آمريکا در حقيقت مواجهه ما با دشمن اصلی ایران است. از اين رو نمي توان "دوستي همراه با چاشني احتياط" را در قبال اين دشمن اصلي و حتی برخی بازیگران اروپایی مانند انگلیس و فرانسه ( که بارها تقابل خود با اصل نظام جمهوری اسلامی ایران را آشکار ساخته اند ) پياده سازي کرد. در حقیقت استراتژي ما در قبال بازیگران غربی ، "مديريت رفتار دشمن " است با اين حال چنين قاعده اي در خصوص بازیگران شرقی صدق نمي کند. به عبارت بهتر، ما مي توانيم "دوستي همراه با چاشني احتياط" را در قبال بازیگران شرقی پياده سازي و اجرا کنيم. در اينجا ما دوستي با کشورهای تعریف شده در حوزه های جغرافیایی و استراتژیک "غیر غربی" را مشروط به حفظ منافع کشور و ملت ايران کرده و از توان مشترک خود و آنها در راستاي نيل به اهداف کوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت خود در نظآم بین الملل استفاده مي کنيم. از سوی دیگر، بر خلاف تصویرسازی نادرستی که بعضا از سوی برخی منتقدین رویکرد "نگاه به شرق " صورت می گیرد ،همگرايي و همکاري در نظام بين الملل يک اصل تئوريک و عملياتی محسوب مي شود. در باب نظريات همگرايي و همکاري تاکنون تحقیقات زیادی صورت گرفته است. بديهي است که ما در همگرايي با بازیگران شرقی در نظام بين الملل نیز بايد اصل احتياط را رعايت کنيم. تقویت نگاه به شرق به هيچ عنوان معناي " هضم ما در بازي روسها و چيني ها" نيست بلکه اصلي منطقي با هدف بهره گيري از ظرفيتهاي اين همکاري و همگرايي گسترده است. بر همین اساس، همکاري و همگرايي ايران و بازیگران شرقی کاملا محاسبه شده توام با چاشني احتياط و با آينده پژوهي و در نظر گرفتن همه احتمالات ممکن و کسب منافع و رضایت طرفین خواهد بود.
دیدگاه تان را بنویسید