کد خبر: 164659
تاریخ انتشار :

شرف المکان

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پوریا یادآوران: برخی حواشی جلسه استیضاح جناب آقای دکتر فرجی دانا وزیر دانشمند و توانمند دولت یازدهم که منجر به محرومیت جامعه دانشگاهی و آموزش عالی از خدمات ایشان شد، مرا به یاد مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی انداخت. هم ­نسلان صاحب این قلم که حاج شیخ عباسعلی را می­شناسند و می­دانند که ایشان در سال 1364 دار فانی را وداع کرده ­اند، حتماً از این تداعی تعجب خواهند کرد و جوانانی که نام ایشان را نشنیده ­اند، شاید مایل باشند بدانند حاج شیخ عباسعلی اسلامی که بود و ربط آن به حواشی جلسه استیضاح چیست .

کوتاه و خلاصه­ اش این است: روزگاری بود که واپس­گرایان، درس خواندن در مدارس جدید را نهی و دیپلم گرفتن را ذنب لایغفر می­ دانستند. یکی از آنها که منبری بامزه­ای هم بود به گوش خودم شنیدم که می ­فرمود: آی مؤمنین می­ بینید که بچه­ هایتان می­روند دبیرستان توده ­ای می­شوند خوب آنها را به دبیرستان نفرستید! شاید به مخیله آن منبری بامزه خطور نمی­کرد که فرار راه حل نیست و باید به علم روز مجهز شد و تا بالاترین سطوح دانشگاهی نفوذ کرد و کلام حق را به همه خواهان حقیقت رساند. دقیقاً این راهی است که پیشگامان آن شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید باهنر و بسیاری دیگر از روحانیون روشنفکر بودند .

حاج شیخ عباسعلی اسلامی از فعالان خستگی ناپذیر آن عرصه بود. آن بزرگمرد در سال 1322 جمعیت پیروان قرآن را تأسیس کرد. در همان سال جامعه تعلیمات اسلامی به همت وی شکل گرفت که حاصل آن تأسیس 180 مدرسه اسلامی در قالب دبستان و دبیرستان بود. مشکل اولیه ایشان در دوره­ های اولیه مدارسش آن بود که به اندازه کافی آموزگار و دبیری که در مدارس اسلامی درس خوانده باشند و بتوانند دانش ­آموزان را طوری که او می­خواست تربیت کنند وجود نداشت. چرا؟ چون تا قبل از او امثال آن منبری بامزه، مؤمنین را از فرستادن فرزندانشان به دبستان و دبیرستان منع می­کردند. سال­ها گذشت تا تربیت شدگان خود او به کسوت آموزگاران و دبیران مدارس او درآمدند .

هدف این یادداشت معرفی بزرگ­مردانی که عمر با برکت خود را وقف آموزش و پرورش نسل و نسل ­هایی کردند که شعله دین را در تمامی مراکز آموزشی و در کل جامعه برافروختند و زنده نگه­داشتند نیست. معرفی آنان و سخن گفتن راجع به کار شگرفی که علی­رغم همه کوته بینی­ ها، سنگ ­اندازی ­ها، مخالفت­ ها، توهین ­ها و گاه تکفیرها کردند، کاری ضروری است که باید در فرصتی موسع به آن پرداخته شود. آنچه باعث شد در این نوشتار مختصراً یادی از آن شادروان شود داستان دو فرزند پسر آن مرحوم است که تقریباً همسن و سال صاحب این قلم هستند که در خردسالی به کسوت روحانیت درآمدند و معمم شدند .

معمم شدن در سنین دوازده سیزده سالگی حتی در محیط قم در آن سال­ها کمی عجیب می­ نمود و تا حدودی می­توان گفت که فرزندان حاج شیخ عباسعلی اسلامی -پیشتاز تأسیس مدارس جدید- را در محله ما و در شهر قم انگشت نما کرده بود. این که معمم شدن در آن سنین و عمل حاج اقا اسلامی کار درست و یا غلطی بود نه در صلاحیت این قلم است و نه هدف این نوشتار. اگر حواشی جلسه استیضاح جناب آقای دکتر فرجی دانا وزیر داشمند و فرهیخته و توانمند آموزش عالی دولت یازدهم مرا به یاد آن مرحوم و فرزندانشان انداخت این است که آن عزیزان به خاطر ملبس شدن به لباس روحانیت از همراهی با ما همسن و سالان خود در بسیاری از موارد محروم شدند .

ما هم محله ­ای ­های حاج آقا اسلامی به مقتضای سن خود لیس پس لیس، جفتک چارکش، الک دو لک، دست رشته، قایم باشک و... بازی می­کردیم. بستنی نانی گاز می­زدیم، بامیه فالی می­خریدیم، تو کوچه‌ها می­ دویدیم و گاهی سنگ مان خطا می­رفت و شیشه می­شکستیم. دو فرزند معمم حاج آقا اسلامی همسن و سال ما، از همه این نعمات محروم بودند. نمی­دانم درست قضاوت می­کنم یا خیر اما شاید گاهی حسرت آن شیطنت ­هایی که ما مرتکبش می­شدیم را در چشمان آنها دیده باشم. چرا؟ پاسخش بسیار ساده است. فرزندان حاج آقا اسلامی با آن سن و سال کم می دانستند که باید حرمت لباسشان را نگه دارند و در مرآ و منظر عام حتی دست به کارهای حلال و مجازی که منطبق با شئونات لباسشان نیست نزنند. هر کجا هستند خدا آنها را حفظ کند بر توفیقاتشان بیفزاید و اگر این وجیزه را خواندند از این هم محله­ای خود یاد کنند .

کاش عقل برخی حاشیه سازان جلسه استیضاح جناب آقای دکتر فرجی دانا به اندازه آن دو کودک در اوایل دهه چهل می­ رسید که بر تمامی تمایلات کودکانه خود لجام می ­زدند و حرمت لباس اهل بیت را نمی­ شکستند. چه سوگمندانه به آنان باید گفت: به لباس خود نگاه کنید، کاسبی بد نیست، اما این لباس با لباس کاسبی فرق دارد. به صندلی خود نگاه کنید، بازی کامپیوتری بد نیست، اما این صندلی با صندلی بازی کامپیوتری در شهر بازی فرق دارد. به تارهای سفید در سر و ریش خود بنگرید و باور کنید که مردم نمی‌دانند شما هنوز بچه­ اید. این باور مردم چه راست و چه غلط مخدوش نکنید. به دور برخود نگاه کنید اینجا مجلس شورای اسلامی است، سویا فروشی بد نیست، اما بازار "سویا فروشی" از آن سوی دیگر است

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها