جنگ و بحران پناهندگی در جهان
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
مهدی باروح: مهاجرت و پناهنده دو واژه ای هستند که این روز ها بسیار شنیده می شوند. اما چرا انسان ها مهاجرت می کنند؟ مهاجرت انواع گوناگونی دارد که یکی از آنها پناهندگی است ،سوالی که مطرح می شود این است که دلایل پناهندگی چیست؟ چرا انسان ها به پناهندگی و آوارگی روی آورده و خانه و زندگی خود را رها می کند ؟! پناهندگی دلایل بسیاری دارد که جنگ یکی از آن ها است. جنگ ، از دلایل اصلی هجوم پناهندگان به اروپا و ایجاد بحران مهاجرت در این منطقه است که این روز ها شاهد آن هستیم. اخیرا ، همه جا از هجوم پناهندگان به اروپا می شنویم و می خوانیم ، پناهندگانی که اکثرا از کشور سوریه هستند و به دلیل جنگ داخلی و بین المللی ، مهاجرت و آوارگی را برگزیده اند. پناهندگان آواره شده در یک سوی این بحران و دولت های اروپایی در سوی دیگر آن قرار دارند. در این میان عده ای خواستار کمک به پناهندگان و اسکان دادن آن ها هستند و عده ای نیز به دنبال نپذیرفتن و عدم رسیدگی به وضعیت آنان می باشند ؛ اما دولت های اروپایی بر پایه حقوق بشر شکل گرفته اند و از این رو می بایست کاملا پایبند به آن بوده و طبق قوانین حقوق بشر و معاهده 1951 ژنو که درباره حقوق
پناهندگان می باشد با آنان برخورد نمایند. از آنجا که وجهه بین المللی اروپا بر پایه احترام به حقوق بشر و حقوق بین الملل استوار است ، در صورت عدم توجه به این دو موضوع کلیدی ، ممکن است وجهه بین المللی و یا حتی در سطح کلان تر امنیت ملی آن ها دچار خدشه شود ؛ از سوی دیگر پذیرش تمامی مهاجران نیز ممکن است موجب خدشه دار شدن امنیت ملی اروپا و حتی تغییر بافت فرهنگی اروپا و به شکل جزیی تر از بین رفتن امنیت ملی هر یک از کشورهای عضو اتحادیه شود. بنابراین در حال حاضر اروپا در وضعیتی کاملا پیچیده قرار گرفته است که عبور از آن مستازم همکاری تمام کشورهای اروپایی و اتخاذ تصمیمات صحیح توسط آن هاست . از سویی ، اروپا می بایست وجهه بین المللی خود را حفظ کند و از سوی دیگر باید امنیت ملی خود را ارتقا دهد. آنچه مسلم است ؛ قرار داشتن اروپا در بحران کنونی است. اما آیا اروپا مقصر اصلی این بحران است یا در حقیقت تاوان زیاده خواهی قدرت های بزرگ دیگر را می پردازد؟! در اینجا لازم است موضوعی را وا کاوی کنیم ؛ در سال 1929 ، رکود اقتصادی سراسر آمریکا را فرا گرفت و موجب آن شد که صنایع و کارخانجات آمریکایی یکی پس از دیگری به تعطیلی کشیده شوند و
جالب اینکه در این وضعیت آمریکا تولیدات خود را منعطف به تسلیحات نظامی کرد. همزمان با این رکود اقتصادی در آمریکا ، هیتلر که در آلمان به تازگی از زندان شده و به دلیل سر دادن شعارهای ضد کمونیستی به شدت مورد حمایت آمریکا قرار گرفته بود ، به سرعت پله های ترقی را طی می کرد و در حال به قدرت رسیدن بود. وی در سال 1933 قدرت را در دست گرفت و در سال 1939 جنگ جهانی آغاز گردید ، جنگی که تمام اروپا را دربرگرفت و همه شهر های بزرگ و نیز صنایع آن را نابود ساخت . در حالیکه آمریکا مصون از این جنگ بود و تا سال های آخر جنگ جهانی نیز وارد آن نشد بلکه به فروش تسلیحات نظامی ، مواد غذایی ، پوشاک و هر آنچه کشورهای درگیر نیاز داشنتد، پرداخت. بدین ترتیب آمریکا تمام صنایع خود را بازسازی کرده و اقتصاد خود را با سرمایه اروپاییان از نو ساخت ،اما این تمام ماجرا نبود. اروپا که در آن زمان قدرت برتر بود ، رو به افول نهاد ، به طور مثال : انگلستان در سال 1941 برای جلوگیری از پیوستن هلند به قدرت های محور ، به این کشور قول استقلال داد که این امر در سال 1947 تحقق یافت و پس از آن برمه و سریلانکا نیز اعلام استقلال کردند. از سویی فرانسه نیز به سوریه و
لبنان قول استقلال داد و در پی آن مراکش و تونس نیز در سال 1944 خواستار استقلال شدند که این امر منجربه جنگ بین آن ها شد و سرانجام در سال 1961 به استقلال رسیدند. در بعد اقتصادی هم ، بطور مثال :تولیدات فرانسه در سال 1945 (بعد از پایان جنگ) تنها 35% تولیدات این کشور در سال 1939 بود و میزان تولیدات برخی کشور ها حتی بیش از این مقدار سقوط کرده بود. در این جنگ 52 میلیون نفر از اروپاییان کشته شدند که بسیاری از آن ها متخصص و اکثرا جوان بودند. همه این ها در حالی بود که در سوی دیگر این داستان ، در آمریکا ، تولید 3 برابر شده بود به طوری که در پایان جنگ جهانی ، تولیدات آمریکا ، نیمی از تولیدات جهان را به خود اختصاص می داد. آمریکا صنایع خود را بازسازی نمود و اقتصادش را از نو ساخت و با سرمایه ای که از فروش اجناس به اروپا بدست آورده بود ، توانست اقدام به پرداخت وام به کشورهای درگیر جنگ کند ؛ در این باره می توان به قانونی که رزولت در 11 مارس 1941 به تصویب کنگره رساند اشاره کرد که بر طبق آن آمریکا می توانست تسلیحات یا تجهیزات پشتیبانی را به صورت وام یا اجاره به دولت های متفق تحویل دهد. پس از آن ، آمریکا توانست با تشکیل صندوق
بین المللی پول نبض اقتصاد جهان را در دست بگیرد، از سوی دیگر با توجه به پیشرفت های نظامی این کشور، از جمله : ساخت بمب اتم و بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی ، آمریکا توانست قدرت نظامی خود را به رخ جهانیان بکشد. این چنین بود که آمریکا اقتصاد نابود شده خود در سال 1339 را، به واسطه جنگ جهانی دوم کاملا بازسازی نمود و تمام کارخانجاتش را دوباره راه اندازی کرد . به این طریق 15 میلیون آمریکایی بیکار ، دوباره صاحب کار شدند و تمام تولیدات این کشور نیز از طریق وام هایی که به دیگر کشورها پرداخت می کرد به فروش می رسیدند. بدین ترتیب آمریکا با تخریب و افول اروپا به قدرت برتر جهان مبدل گشت. در حال حاضر نیز آمریکا با نقش مستقیم و غیر مستقیمی که در راه اندازی جنگ در خاورمیانه دارد، موجب هجوم پناهندگان و آوارگان به اروپا شده است که این موضوع نیز می تواند دگر بار موجب نابودی اروپا گشته و هزینه های بسیاری را برای کشورهای اروپایی در برداشته باشد ، این درحالی است که آمریکا این بار نیز به دلیل دوری از کانون درگیری ها هیچ صدمه ای نخواهد دید بلکه در صدد است که این بار نیز با توسل به فروش تسلیحات نظامی و کالاهای خود به این کشور ها ،
تخریب زیر ساخت های آنها، ایجاد بحران های شدید و تحمیل هزینه های گزاف به اروپا موجب افول دوباره آن شود.
دیدگاه تان را بنویسید