کد خبر: 164783
تاریخ انتشار :

رسانه‌ها؛ موجد جنگ، معمار صلح

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) : علی شاکر*:

«وقتی می‌شود موضوعی را با دعوا در عرض۵دقیقه حل کرد، چرا یک ساعت درباره‌اش گفت‌وگو کنیم؟!» آنچه گفتم مزاح نیست؛ چون ۸هزار جنگ در طول تاریخ بشر، خیلی جدی به این گزاره پایبند است. قدرت‌طلبی و «دیگری‌سازی» با آدم‌ها چنان کرده که طی ۳‌هزار و ۴۰۰‌سال گذشته، جهان فقط ۲۰۴‌سال را در صلح گذرانده است. ژن‌های انسان با جنگ بیگانه‌ است حتما فکر می‌کنید خب این یعنی جنگ امری ذاتی بشر است و صلح استثنایی در میان تاریخ. «انجمن بین‌المللی تحقیق در پرخاشگری» در‌سال ۱۹۸۶ با حضور عده‌ای از برجسته‌ترین بیولوژیست‌ها و اندیشمندان اجتماعی تشکیل و سرانجام بیانیه‌ای را صادر کرد که به‌عنوان یک سند علمی ثبت شد. در این بیانیه آمده است: ۱- دانش این دیدگاه را رد می‌کند که انسان به‌طور غریزی و به تبعیت از نیاکان حیوانی خود، گرایش به جنگ دارد. جنگ‌پردازی با خصلت‌هایی که انسان‌ها به آن داده‌اند، پدیده‌ای است خاصِ انسان که مشابه‌ آن را نمی‌توان میان سایر جانوران دید. ۲- علم این دیدگاه را نفی می‌کند که جنگیدن و رفتارهای خشونت‌آمیز به‌طور ژنتیکی در طبیعت انسان برنامه‌ریزی شده است یا این‌که در طول تکامل انسان شرایطی فراهم آمده که رفتارهای خشونت‌آمیز، پیش از سایر رفتارها گزینش می‌شود. درواقع خشونت نه در میراث تکاملی انسان نهفته است نه در ژن‌های ما! الگر معتقد است که صلح را نباید صرفا به‌عنوان عدم حضور جنگ توصیف کرد، بلکه صلح مانع از شکل‌گیری هرگونه نابرابری ساخت‌گرایانه و اجتماعی است. جنگ تنها واژه ضد صلح نیست، جنگ فقط یکی از انواع عدم حضور صلح است. جنگ بیش از آنکه امری عینی باشد، در ذهن انسان‌ها متجلی می‌شود. به قول کین ما پیش از این‌که انسان‌ها را با اسلحه به قتل برسانیم، آنها را در ذهنمان می‌کشیم. ما در این نبردها تصویری از خود و تصویری نیز از دشمن می‌سازیم. در این تصاویر ما خوب هستیم و آنها بد. این کاری است که انسان‌های اولیه برای شکار انجام می‌دادند؛ یعنی عکس شکار را روی دیوار می‌کشیدند در حالی که نیزه‌ای در بدن دارد. بدین ترتیب پیش از کشتن حیوان، اعتماد و قدرت به‌دست‌ آوردن شکار را نیز در خود باور می‌کردند. در میان کشمکش‌های روزانه ما هم چنین عملکرد مشابهی حاکم است؛ به‌طوری‌که ما پیش از برخورد با فرد موردنظر ابتدا در ذهن خویش با او دعوا می‌کنیم و از طرف فرد مقابل به خویش پاسخ می‌دهیم و مدام این جریان ادامه پیدا می‌کند. صلح امری طبیعی و جنگ امری غیرمعمول است به نظر می‌رسد انسان‌ها، بدون آن‌که به صلح فکر کنند، در صلح زندگی می‌کنند و آن را درست مانند موضوعی کاملا طبیعی و قائم‌بالذات می‌دانند. در حالی که نمی‌توان در جنگ زیست یا از کنار آن گذشت و اثرات آزاردهنده آن را احساس نکرد. توالی میان جنگ و صلح باعث شده است که یکی از معمول‌ترین تعاریف صلح، حالت «نبود جنگ» باشد. صلح بی‌تردید بعضی از احساس‌های عمیق و پر شور و شوق را برمی‌انگیزد. اما از صلح همان‌گونه می‌توان سخن گفت که از تندرستی، چنان که: «قدر تندرستی را کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید!» در تعاریف اسطوره‌ای از صلح معمولا از آسودگی و آرامش نهفته در زندگی آدم و حوا سخن رانده‌ می‌شود. اسطوره «عصر طلایی» که در بیشتر سنت‌های باستانی دیده می‌شود، تصور مشابه دیگری است. این عصر طلایی نیز همچون دورانی سرشار از آرامش و عدم خشونت توصیف شده و به منزله دوره صلح واقعی که در آغاز پیدایش بشریت وجود داشته، تلقی شده است. این واقعیت که در طول تاریخ، جنگ‌پردازی تغییراتی اساسی کرده، دلالت بر این دارد که این پدیده یک تولید فرهنگی است. به عبارت دیگر، جنگ امری ارتباطی است. به همان اندازه که کسب‌وکار و بازرگانی می‌تواند بستری ارتباطی پدید آورد. البته هدف این ارتباط، ارتقای فهم مشترک نیست، بلکه وقتی جریان آن کامل می‌شود که یک سوی ارتباط مرده باشد. با این همه این مردن هم پایان ارتباط نیست؛ چون فرد مرده هم مظاهر تمدنی از خویش به جای می‌گذارد که همین نشانه‌ها می‌تواند فرد مهاجم را متاثر کند. درست مثل همان اتفاقی که برای مغولان در حمله به ایران افتاد و مغولان پس از مدت کوتاهی جامه فرهنگ و مدنیت ایرانی به تن کردند. پدر جامعه‌شناسی، آگوست‌ کنت، معتقد است جنگ برای مجبور کردن آدمیزادگان به قبول کار منظم برای ایجاد دولت‌های پهناور ضرورت داشته است. به نظر کنت، در طی زمان، جوامع از روحیه جنگی خود خواهند کاست و به سمت علمی و صنعتی شدن پیش می‌روند. کنت به موازات قانون سه‌مرحله‌ای خود(حرکت از مرحله ربانی به سوی جامعه علمی یا اثباتی) قانونی در مورد تحول جنگ وضع می‌کند: جنگ برای جنگ در صورت نیاز: جوامع اولیه قادر نبودند نظم را در هیچ مکتب دیگری جز مکتب جنگ بیاموزند. جنگ، برده‌داری را آسان کرد و با این عمل صنعت را به وجود آورد. بنابراین نظامی‌گری امری غیرقابل اجتناب بود. جنگ وجود دارد؛ اما به نظام صنعتی نوپا وابسته است و به موازات رشد صنعت توسعه پیدا می‌کند. او معتقد است با جانشین شدن ارتش دایمی به جای چریک‌ها و جنگجویان فئودال روحیه نظامی ضعیف می‌شود. صنعتی شدن موجب نابودی جنگ‌ها می‌شود. دردسر جنگ و تنگناهای رسانه‌ صلح جناب کنت غافل بود از این‌که اگر جامعه آدمیزادگان به مرحله صنعتی که هیچ، حتی اگر به عصر فراصنعتی هم برسد، دست از جنگ برنمی‌دارد؛ به‌طوری‌که رابطه جنگ و صلح امری است همیشگی. این کشمکش زمانی در روابط میان‌فردی قبایل اولیه بروز می‌کند و زمانی هم روابط توده‌وار یک جامعه. وقتی صحبت از توده می‌شود پای «رسانه» به میان می‌آید. واقعیت‌های دنیای جدید را نمی‌توان بی‌واسطه و مستقیم تجربه کرد. پس پای رسانه به میان می‌آید. واقعیت‌هایی اتفاق می‌افتد، رسانه آن را - با تمام اقتضائات و حُب‌ و بغض‌هایش- منعکس می‌کند و جالب این‌جاست که همین تصویر رسانه‌ای شده (که می‌تواند با حقیقت ماجرا فاصله زیادی داشته باشد!) برای مخاطبان حکم «حقیقت» پیدا می‌کند. حال در این بستر به‌راحتی می‌توان واقعیت‌های برساخته‌شده‌ای را - به اسم واقعیت اصیل - به خورد مخاطبان داد. با این کار می‌توان اسلحه‌ای پرقدرت به‌نام پروپاگاندا آفرید که در زمان جنگ افکارعمومی را نشانه می‌رود. از آن‌جایی که نخستین قربانی جنگ‌ها پس از «صلح»، «حقیقت» است، باید فکری به حال رسانه‌های حامی صلح کرد. رسانه‌های صلح شامل همه شکل‌های مربوط به پخش و توزیع برنامه‌های رسانه‌هاست که به‌طور آگاهانه یا ناآگاهانه پشتوانه و مروج گفتمان صلح هستند. این دیدگاه روی تغییرات مثبت در قدرت تأکید می‌کند و به دنبال پیدا کردن جایگزینی برای خشونت و همه‌گیر کردن همدلی میان مخاطبان است و آن را جزء اصلی روابط انسانی می‌داند. این دیدگاه معتقد به تعهد مردم دنیا به همدیگر است و این‌که همین همکاری و گفت‌وگو می‌تواند ثمربخش باشد. اگر حتی از اهالی رسانه هم نباشید می‌دانید که اصولا برای خبرنگاران «خبر بد، خبر خوب است!» یعنی تا اتفاق بدی نیفتد کسی مایل به انعکاس آن نیست. این‌جاست که برخی ابداع مفهوم «روزنامه‌نگاری صلح» را مسخره می‌کنند. نظریه‌ای که از سوی «یوهان گالتونگ» در دهه ۷۰ ابداع شده و طی دهه‌های بعد توسط کسانی چون «جیک لینچ» و «آنابل‌ مک‌گلدریک» گسترش پیدا کرد. راهنمای روزنامه‌نگاران صلح همکاران دانشگاهی - روزنامه‌نگار گالتونگ سعی کردند این مفهوم را از حالتی انتزاعی خارج کنند و وجهی عملی‌تر به آن ببخشند. انصاف بدهید که کار بسیار سختی هم هست. چون همه می‌دانیم ارزش «برخورد» در اخبار دنیا دارای بیشترین فراوانی است و تغییر مذاق خبرنگاران و توجه دادن آنان به موضوعی به‌جز جنگ و کشمکش کار سختی است. از طرف دیگر باید «حقیقت» یک ماجرا نیز مشخص شود. برای این کار باید به «فرآیند» یک اتفاق نگاه کرد؛ یعنی صرفا نگوییم که فلان گروه حمله کردند به گروهی دیگر؛ بلکه در مطلبی که می‌نویسیم فرآیند، چرایی و چگونگی این حمله را نیز بیاوریم. از سوی دیگر، باید بدانیم که در جنگ‌ها هیچ گروهی به اندازه «مردم عادی» (اعم از زنان و کودکان) آسیب نمی‌بینند. پس باید انعکاس مصیبت‌های آنان را نیز مدنظر قرار داد. توصیه‌های عملی برای روزنامه‌نگاران صلح بسیار است. ولی یکی از موجزترین‌ها و در عین حال کامل‌ترین‌ها در این زمینه اصولی است که مرحوم دکتر تهرانیان در مقاله‌ای درباره روزنامه‌نگاری صلح آورده است: ۱- هیچ‌گاه طرف‌های کشمکش انسانی را به «دو» طرف کاهش ندهیم. ۲- دیدگاه‌ها و منافع همه‌ طرف‌های کشمکش‌های انسانی را مشخص کنیم؛ هیچ‌ «حقیقت» منفردی وجود ندارد، حقایق بسیاری وجود دارد. ۳- در بند یک منبع، به‌ویژه منابع دولتی، نباشیم. ۴- قدری شک کنیم. به یاد داشته باشیم که گزارشگری یعنی بازنمود. در شرایط زندگی انسان‌ها، تعصب و پیشداوری رواج بسیار دارد. موسسه رسانه‌ای و منابع ما، از این قاعده مستثنی نیستند. ۵- برای تقویت و نشان دادن دیدگاه‌های ستمدیدگان و صلح‌سازان، به آنها امکان ابراز وجود دهیم. ۶- سعی کنیم برای مشکلات و مسائل مورد منازعه، راه‌حل‌های صلح‌آمیز پیدا کنیم و هیچ‌گاه گرفتار داروی همه دردها نشویم. ۷- بازنمود مسائل مورد منازعه توسط شما، اگر بر میزان کینه و خصومت بیفزاید، خود ممکن است به صورت بخشی از مسأله درآید. ۸- چگونگی بازنمایی درگیری و مناقشات توسط شما می‌تواند منجر به راه‌حل‌های اساسی و غیرخشونت‌آمیز شود. ۹- همواره اصول اخلاق حرفه‌ای رسانه‌ای یعنی «دقت، بی‌طرفی و رعایت حقوق و منزلت» انسان را مدنظر داشته باشیم. ۱۰- برای مشاهده بازنمود درست و عادلانه طرف‌های درگیر در منازعات و کشمکش‌های انسانی، از تعصبات، پیش‌داوری‌های قومی، ملی و عقیدتی بپرهیزیم تا بتوانیم درگیری را به درستی پوشش دهیم. *کارشناس ارشد علوم ارتباطات منبع روزنامه شهروند

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها

پیشنهاد ما

نیازمندی ها