کد خبر: 207657
تاریخ انتشار :

حکایت زیبا و خواندنی سعدی

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

به گزارش نامه نیوز به نقل از جام نیوز، مسافر فقیرى خسته و گرسنه به سرایى رسید، دید مجلس باشكوهى است، گروهى به گرد هم آمده اند و میزبان بزرگوار از میهانان پذیرایى مى كند و مهمانان هر كدام با لطیفه و طنز گویى مجلس را شاد و بانشاط نموده اند. یكى از حاضران به مسافر فقیر گفت: تو نیز باید لطیفه اى بگویى. مسافر فقیر گفت: من مانند دیگران دارى فضل و هنر نیستم و بى سواد مى باشم. تنها به ذكر یك شعر قناعت مى نمایم. همه حاضران گفتند: بگو. او گفت: من گرسنه و در برابرم سفره نان همچون عزم بر در حمام زنان حاضران فهمیدند كه او بى نهایت فقیر و ندار و بینواست. سفره غذا را به نزد او كشیدند میزبان به او گفت: اندكى صبر كن تا خدمتكاران كوفته برشته بیاورند. مسافر فقیر گفت: كوفته بر سفره من گو مباش گرسنه را نان تهى، كوفته استر

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها

پیشنهاد ما

نیازمندی ها