در مراسم اهدای جایزه افشار به موحد چه گذشت؟
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
در ابتدا علی دهباشی مروری کرد بر جایزههای دادهشده از طرف موقوفات افشار و افرادی که پیشتر این جایزه را گرفتهاند به این شرح معرفی کرد:
نذیر احمد دانشمند هندی، استاد بازنشسته دانشگاه علیگر
غلامحسین یوسفی دانشمند ایرانی، استاد بازنشسته دانشگاه فردوسی (مشهد)
عبدالمجید بدوی دانشمند مصری، متخصص ادبیات فارسی، استاد دانشگاه عین شمس
سیدمحمد دبیرسیاقی دانشمند ایرانی، از مؤسسه لغتنامه دهخدا
ظهورالدین احمد دانشمند پاکستانی، استاد بازنشسته دانشگاه پنجاب (لاهور)
منوچهر ستوده دانشمند ایرانی، استاد بازنشسته دانشگاه تهران
جان هوننین دانشمند چینی، استاد و رییس بخش فارسی دانشگاه پکن
کمالالدین عینی دانشمند تاجیکستانی، استاد و متخصص ادبیات فارسی (دوشنبه)
کلیفورد ادموند باسورث دانشمند انگلیسی، استاد بازنشسته دانشگاه منچستر
عبدالحسین زرینکوب دانشمند ایرانی، استاد بازنشسته دانشگاه تهران
فریدون مشیری سخنسرای نامور ایرانی
تسونهئو کورویاناگی دانشمند ژاپنی، استاد ممتاز دانشگاه مطالعات خارجی توکیو
ریچارد نلسون فرای دانشمند آمریکایی، استاد بازنشسته زبان فارسی دانشگاه هاروارد
هانس دوبروین دانشمند هلندی، استاد بازنشسته زبان فارسی دانشگاه لیدن
نجیب مایل هروی دانشمند افغانستانی، پژوهشگر و مصحح متون عرفانی
شارل-هانری دوفوشهکور دانشمند فرانسوی، استاد بازنشسته دانشگاه پاریس
بدرالزمان قریب دانشمند ایرانی، بازنشسته دانشگاه تهران
برت گ. فراگنر دانشمند اتریشی، استاد دانشگاههای آلمان و اتریش
احمد منزوی دانشمند ایرانی، کتابشناس و فهرستنگار برجسته
آنجلو میکله پیهمونتسه دانشمند ایتالیایی، استاد بازنشسته دانشگاه رم
احمد اقتداری دانشمند و ایرانشناس ایرانی
دهباشی سپس فرازهایی از زندگی دکتر محمدعلی موحد را بیان کرد.
پس از آن سیدمصطفی محقق داماد ، ریاست شورای تولیت موقوفات افشار، در سخنرانی خود با عنوان «جامعیت در دانش» گفت: جای تاسف است که امروز القاب علمی در ادبیات رایج حساب و کتابی ندارد و اگر دوران معاصر را زمان هرج و هرج عناوین علمی بنامیم گزاف نگفتهایم زیرا افراد با دست گشاده اشخاص را ملقب به هرچه قلمشان و بیانشان اقتضا و کشش دارد معنون میسازند، و از این رهگذر القابی که در تاریخ ادبیات ما هرکدام تعریفی خاص داشتند و به جهتی موجه به افراد داده میشدند موازین خود را از دست میدهند.
او افزود: اینک سوال اینجانب این است که لقب «علامه» و یا دانشمند امروز زیبنده کیست؟ پیشنهاد اینجانب آن است که در دادن این لقب صرفهجویی کنیم و با دست باز بذل و بخشش نکنیم. این لقب را به اشخاص معدودی اختصاص دهیم که بقیة السلف ماضین هستند و واجد یک ویژگی هستند که متاسفانه امروز گاهی نه کمال که به خطا نقص محسوب میشود و آن ویژگی عبارت است از «جامعیت»!
محقق داماد بیان کرد: عالم بزرگوار مورد سخن امروز ما - جناب آقای محمدعلی موحد - یکی از باقیماندگان شیوه تحصیلی سابق است که همای اوج سعادت به دام او افتاده و فرصت عمر را غنمیت شمرده و بدون هرگونه اغراق و مبالغه موفق شده که به جامعیت کاملی در علوم اسلامی دست یابد. این مدعایی بدون دلیل نیست، آثار مکتوب او گواهان در آستین هستند. جامعیتی که از یک سو به حقوق نفت میپردازد و از این رهگذر در دادگاههای بینالمللی مدافع حقوق ملت ایران میشود و از سوی دیگر به دریای بیکران عرفان سر میکشد و برای نخستینبار با تالیف مقالات شمس نقطه عطفی در مولویشناسی میآفریند. مقایسه مطالعات مولویشناسی قبل از تالیف آثار موحد با بعد از آن و تحولی که در این زمینه ظهور کرده شاهد این گفتار است. در کتاب حقوق مدنی که در سال 1337 منتشر کرده وی با اختصار کامل دانشجویان را با قواعد حقوق مدنی آشنا کرده و از تفصیل پرهیز کرده و در کتاب در هوای حق و عدالت حقوق بشر را بومی ساخته و در ترجمه فصوص محیالدین بن عربی آرزوی چندین ساله فارسیزبانان شیفته عرفان محیالدین را تامین ساخته است. امروز روز تقدیم جایزه بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار به این مفضال عالیمقدار است و نه روز بزرگداشت وی زیرا که در این صورت باید در خصوص هر یک از آثار وی ساعتها سخن میگفتم که البته در جای خود خواهم گفت.»
در بخش دیگر مراسم فتحالله مجتبایی در سخنانی گفت: نام مرحوم محمود افشار و ایرج افشار همیشه در تاریخ این مملکت به نکویی برده خواهد شد. من درباره دوست عزیزم جناب دکتر موحد چیز تازهای ندارم بگویم برای اینکه در این جزوهای که منتشر شده ریز آثار ایشان داده شده است و فارغ است از مدح و تعریف آفتاب. همه کسانی که اینجا جمع شدهاند بهتر از من ایشان را میشناسند. آشنایی من با جناب دکتر موحد یک دوره آشنایی غایبانه بود و اولش هم با ترجمه بسیار بسیار خوب ایشان از سفرنامه ابن بطوطه شروع شد. بعد که من آمدم به تهران به وسیله شادروان حیدری (مدیر خوارزمی) با آقای موحد آشنایی شخصی پیدا کردم و در همان جلسات اولی که ایشان را دیدم فریفته صداقت ایشان و صمیمیتش در کار علمی شدم.
او افزود: آثار آقای موحد یک مقدار زیادش جنبه حقوقی دارد؛ اینها چیزهایی است که به خاطرم رسیده است و از جاهایی توانستم جمع بکنم و کارهایی است که ایشان درباره نفت کردند؛ تاریخچه نفت را از آغازش، از زمان دارسی تا بعد از واقعه بیستوهشت مرداد، ایشان در چهار جلد بازگفتهاند و یک حقوقدان و تاریخدان و ادیب، درباره یکی از مهمترین - همانطوری که حضرت استاد محقق داماد فرمودند - یکی از مهمترین موضوعات تاریخی ما سخن گفتهاند، و این چهار جلد شاهکاری است در تحقیقات تاریخی بر مبنای حقوق و تعلقات ملی ایران نسبت به یک سرمایه ملی، و به روشنی تاریخچه را بازگفتهاند بدون هیچ تعصب و بدون هیچ گونه طرفداری از زید یا عمر، و از نخستین تحقیقات ایشان در دوره پیش از انقلاب بوده است و در همان روزگار ایشان در کمال صداقت و صمیمیت کار را آغاز کرده است، یکی از نمونههای برجسته تحقیق تاریخی است بر مبنای حقوق ملی ایران، و ایشان باز کتابهای دیگر و تحقیقات دیگری هم دارند: نفت ما و مسائل حقوقی آن. مقدمه حقوق مدنی، که برای کسانی که با حقوق مدنی میخواهند شروع بکنند مقدمه بسیار بسیار خوبی است. در هوای حق و عدالت هم باز جنبه حقوقیاش بسیار بسیار جالب است و قابل استفاده است برای کسانی که در این زمینه کار کردهاند. بعد کتاب بسیار مهمتر ایشان مسئله مبالغه مستعار است که بحث حقانیت ایران درباره جزایری است که الان به هرحال کسانی مدعیشان شدهاند. و باز از تالیفات ایشان همان طور که حضرت استاد (محقق) فرمودند توقعی نیست محققی با این تعمق که درباره مسائل حقوقی و حقوق اقتصادی و سیاسی ایران و نفت دارد یکمرتبه درباره شمس و مولانا تحقیق میکند. بعد باغ سبز مجموعه سخنرانیهای ایشان است درباره شمس تبریزی و رابطهاش با جلال الدین محمد بلخی. شمس و مولانا، برداشت بسیار بسیار خوبی است، دریافت بسیار بسیار خوبی است، ممکن است در این مسائل اختلاف نظر باشد ولی به هرحال اهمیت و تعمق تحقیقات به هیچ روی قابل انکار نیست.
مجتبایی قسمت دوم کار موحد را ترجمههای او عنوان کرد و به ارائه توضیحاتی درباره آنها پرداخت.
نصرالله پورجوادی سخنران بعدی این مراسم بود که گفت: جناب دکتر موحد یکی از مترجمانی هستند که در ترجمه و انتخابهایشان که نگاه بکنیم موفق بودهاند و کتابهایی که تصحیح کردهاند بعضی بیشتر از بقیه ارزش دارد. روی هم رفته خود ترجمه «سفرنامه ابنبطوطه» یکی از آثار ماندنی و ترجمههای کلاسیک است و بعد هم کتاب «فصوص الحکم» است. اگر بخواهیم یک کتاب را از عربی در زمینه عرفانی به زبان فارسی ترجمه کنیم، اولین کتاب که به ذهنمان میرسد کتاب «فصوص الحکم» است. امیدواریم ایشان همت کنند و بقیه فصوص را ترجمه کنند. خواستم اشاره کنم که کارهای ایشان از نظر ترجمه و تصحیح بیمانند است و شناخت و انتخابشان نیز قابل تقدیر است.
مصطفی ملکیان نیز در سخنانی گفت: شک نیست که دکتر محمدعلی موحد، هم حقوقدان بزرگی است، هم عرفانپژوه بزرگی، و هم تاریخنگار، علیالخصوص تاریخنگار ایران معاصر، و هم شاعر گرانقدری است. اما آنچه در استاد موحد بیشتر و بسیار بیشتر مرا مجذوب میکند، آثار منتشرشده ایشان نیست، بلکه زندگی خود دکتر موحد است. اگر سوء تعبیری نشود میخواهم عرض کنم که عنوان خوبی برای این چند کلمه که خواهم گفت این باشد: زیباییای که من در اثری هنری به نام محمدعلی موحد دیدم. محمدعلی موحد خودش یک اثر هنری است.
او افزود: من هر چه از لحاظ حشر و نشر با ایشان بیشتر نزدیک شدم به ایشان به لحاظ عاطفی بیشتر مجذوب شدم. واقعا وقتی با ایشان آشناتر شدم، دیدم این روح چقدر عظمت و بزرگی دارد و چقدر جلال و شکوه دارد، چقدر جمال و زیبایی دارد. بنابراین دکتر موحد را یک اثر هنری میبینم که به دست خودش ساخته شده است.
ملکیان گفت: اولین وجه زیبایی شاخصی که در این مرد هست، فروتنی و تواضع اوست. بعد ادب، ادب نه به معنای رعایت آداب و رسوم، ادب به معنای پاسداشت حضور.
وفاداری، انصاف، میانهروی، دوراندیشی، حسن نیت، حقیقتطلبی، واقعیتپذیر بودن، سپاسمندی از هستی و آیرونی سقراطی ویژگیهای دیگری بود که ملکیان برای موحد برشمرد.
بعد از مراسم پردهبرداری از جایزه، سعید رضادوست، نوازنده دوتار، قطعاتی را به افتخار دکتر محمد علی موحد اجرا کرد.
سپس متن منشور توسط دکتر محقق داماد خطاب به دکتر موحد خوانده شد:
«دانشمند ارجمند جناب آقای دکتر محمّدعلی موحّد
شورای علمی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار به اتفاق آرا، جنابعالی را شایسته دریافت بیستودومین جایزه ادبی تاریخی این بنیاد دانسته است و به یمن این روز بزرگ که میلاد مولای متقیان حضرت علی علیهالسلام است به آن دانشمند گرامی تقدیم میشود.
شما با تحقیق و تألیف و ترجمه، پرتو روشنی بر تیرگیهای تاریخ و ادب ایران افکندید و بسیاری از گرههای ناگشوده را گشودید.
شما با چاپ کتابهای «مقالات شمس» و «شمس تبریزی» بسیاری از ابهاماتی را که در زندگی و اندیشه آن عارف نامی ایران وجود داشت برای اصحاب دانش و بینش روشن کردید.
شما با انتشار مقالات متعدد در زمینه مولویشناسی، جهانبینی آن عارف نامدار ایران بزرگ را به نیکویی نمایان ساختید.
شما با ترجمه و شرح «فصوص الحکم» محیالدین بن عربی فهم این کتاب را برای فارسیزبانان روان و آسان ساختید.
شما با تیزبینی و خردورزی و میانهروی «خواب آشفته نفت» را تعبیر و تفسیر کردید.
شما با تالیف کتاب «در هوای حق و عدالت» مبانی فلسفی حقوق بشر را تبیین و اهتمام آموزههای اسلامی را نسبت به حقوق انسانها بیان کردید.
شما با کتاب «مبالغه مستعار» که سندی است بر حقّانیت ایران در پاسداری از تمامیّت این سرزمین، دلبستگی خود را به وطن که از آموزههای حبّالوطن منالایمان است به اثبات رساندید.
شما همواره از منادیان تقویت و تعمیم زبان فارسی بهمنظور تحکیم مبانی ملیّت و تمامیّت ارضی ایران بودید.
شما با چشمپوشی از زخارف دنیوی و تدارک ذخایر معنوی و شرکت در امور خیر خصوصاً در جهت پیشرفت فرهنگ که مرضی پروردگار است، به دوستداران خود درس زندگی آموختید.
شما با فروتنی و وارستگی و نجابت ذاتی و خدمت خالصانه به فرهنگ و ادب این مرز و بوم، درس تحبیب قلوب را به جامعه یادآور شدید.
با توجه به مراتب فوق موقوفات دکتر محمود افشار به پاس یک عمر کوشش و تلاش شما در گسترش زبان فارسی و پاسداری از میراث فرهنگی در حوزه وحدت ملی بیست و دوّمین جایزه ادبی تاریخی خود را که به تأیید شورای تولیت رسیده است به جنابعالی پیشکش میکند.
امید است قالیچهای که به همین منظور با دست هنرمندان ایرانزمین بافته شده و نام عزیز شما بر کتیبه آن نقش بسته است یادگاری از مجاهدات علمی و ارتباط معنوی جنابعالی با این بنیاد باشد.»
و سرانجام دکتر محمدعلی موحد در جایگاه سخنرانی قرار گرفت و خطابه خودش را چنین بیان کرد:
«در هیچ زمینهای قلم نزدم مگر آنکه درگیر آن بودم
لطفها میکنی ای خاک درت تاج سرم
دوستان همه آن قصیده معروف رودکی را به یاد دارند و قصد نصرابن احمد سامانی که تحت تأثیر آن قصیده از هرات به بخارا رفت. ملاحظات نظامی عروضی را در چهارمقاله که میگوید این قصیده را نتوانسته است جواب بگوید و یاد میکند از امیرمعزی که عینالملک اصفهانی از وی درخواست میکند که « این قصیده را جواب گویی، گفت نتوانم. » چند بیت بگفت که یک بیت آن این است :
رستم از مازنداران آید همی زین ملک از اصفهان آید همی
آن گاه که نظامی عروضی میگوید «همه خردمندان میدانند که میان این سخن و آن سخن چه تفاوت است و کی تواند گفتن» که رودکی گوید:
آفرین و مدح سود آید همی گر به گنج اندر زیان آید همی
نظامی عروضی این بیت را شاهبیت قصیده رودکی میداند و مینویسد : « واندرین بیت از محاسن سخت صنعت است. اول مطابق دوم متضاد، سوم مسدس، چهارم بیان تساوات، پنجم فصاحت، ششم جلالت و هر استادی که او را در علم شعر تبحری است، چون اندک تفکر داند که من در این مسیرم.» روی سخن با خود دارم و مرادم آن نیست که سپاسی کرده باشم. دوستان که از سر مهربانی و بزرگواری، پیرنوازی میکنند و سایه شفقت و مکرمت بر سر من میافکنند. من حالت روحی باریک و شکنندهای پیدا میکنم. از یک دست بر خویشتن میبالم و خود را غرقه در افتخار و مباهات مییابم که البته مقتضای ضعف بشری است و از دست دیگر بر خود نهیب میزنم که مبادا آن چه را که تراوش بلندنظری و فتوت و تلطف سروران عزیز است به ریش بگیرم. و در این روزهای آخر عمر گرفتار بیماری لاعلاج توهم شوم.»
دیدگاه تان را بنویسید