انجمن افسردههای سرخورده
مهاجرت جایگزین معنا نیست؛ اگر چرایی روشن برای آینده نداشته باشی، مقصد تازه فقط شکل دیگری از پوچی را عرضه میکند
مهاجرت، زمانی که بر پایه سنجش و شناخت واقعیتهای مقصد شکل بگیرد، معمولاً یک فرایند توسعه فردی و حرفهای است که در دلش انکار گذشته و پشت کردن به وطن وجود ندارد.
شاید برای بسیاری از سلبریتیهایی که مهاجرتشان نه برای رشد هنری، بلکه برپایه ژست اعتراض و... شکل گرفته، بزرگترین ضربه همان پدیدهای است که روانشناسان آن را «فروپاشی نقش» مینامند
برای درک کامل سرنوشت بخشی از سلبریتیهای مهاجر، کافی است آنها را کنار گروه دیگری از هنرمندان قرار دهیم؛ هنرمندانی که سالها خارج از ایران زندگی کردهاند اما هرگز دچار این حجم از بیجایگاهی، خشم و سرخوردگی نشدهاند. نمونههای روشنش فراوان است: اصغر فرهادی، بیضایی، فرهاد آئیش، فریبرز عربنیا و...
اول اینکه مهاجرت جایگزین معنا نیست؛ اگر چرایی روشن برای آینده نداشته باشی، مقصد تازه فقط شکل دیگری از پوچی را عرضه میکند. دوم اینکه هویت را نمیشود از صفر ساخت؛ باید بخشهایی از گذشته، زبان و روابط را با خود حمل کرد تا پیوستگی روانی حفظ شود. اما اگر خودت تیشه به ریشههایت بزنی هیچ وقت درد بیهویتی و بیمعناییات درمان نمیشود./خراسان
دیدگاه تان را بنویسید