کد خبر: 385087
تاریخ انتشار :

جنگ تراکتورسازی و نفت با دشمنان خیالی؛ در انتظار یک فینال جادویی!

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

تورج عاطف - نامه نیوز، می گویند فوتبال بهترین مثال برای بیان نظریه فلسفی وحدت در کثرث است، یعنی افرادی با ملیت ها و سلایق و سطح تحصیلات و جنسیت و بسیاری از دیگر فاکتورهای متغیر دل به نتیجه و موفقیت برد یک تیم در مسابقه ای می دهند بی آنکه با هم سنخیتی داشته باشند. این حکایت برای فوتبال ما معنی آشکارتری دارد. دو مثال می زنیم:
علی دایی؛ او تحصیل کرده بهترین دانشگاه کشور است. مهندسی خوانده و این رشته یعنی بر اساس شواهد منطقی باید تئوری اثبات شود. به بایرن مونیخ و هرتابرلین، رفته آقای گل جهان است و به نوعی اعتبار فوتبال ایران نامیده می شود. او کاپیتان فوتبال ایران بوده است و در بسیاری از مجامع بین المللی سخن می گوید. در تجارت موفق و بسیاری از فاکتورهای دیگر را دارد. او با همه این فاکتورها به تئوری موهوم و پارانوئید دچار است و می گوید: می‌خواستند ( چه کسانی؟) پرسپولیس را در لیگ و استقلال را در جام حذفی قهرمان کنند! برای اثبات این نظریه دلایلی ندارد اما خودش با تیمش این تئوری را نقض می کند. او سر مربی تیمی است که در فینال جام حذفی حضور دارد و لابد از قدرت ماورائی سود برده که بر این "می خواستند ها" غلبه کرده است که اگر چنین است پس چرا از این "می خواستند ها" سخن می گوید.
در سوی دیگر تراکتور سازی است. مربی خارجی(تکسیرا) دارد که به او به دلار حقوق می دهند و بعد از قلعه نوعی اوست که حرف می زند و لابد قابلیت دارد اما او هم اسیر موهومات است و می گوید قهرمانی برای تراکتور سازی سخت است چون به او گفته اند که نمی گذارند این تیم قهرمان شود. این در حالی است که تیمش در نیم فصل دو بازیکن بسیار خوب حریف را براحتی در تیمش می بیند و می تواند تصور کند اگر قضیه گونه دیگر بود و مثلا اگر سعید آقائی و خالد شفیعی با قوانینی می توانستند به تیم رقیب بروند او با این قوه تخیل چه داستان هائی می ساخت و جالب اینجا است که تراکتور سازی هم پای دیگر فینال جام حذفی است و کسی نمی داند چگونه این اتفاق افتاده است که با همه دشمنان! این تیم در فینال جام حذفی است و در جدول لیگ برتر در رتبه دوم است.
براستی نباید گفت فینال جام حذفی یک فینال جادوئی است و تیمهائی به آن وارد شده اند که توانسته اند دشمنان خیالی را از بین ببرند؟ مشکل این است که این بازی هم یک برنده خواهد داشت و بی شک بازنده باز هم بعد از این شکست دست به دامان خیال پردازی هایش می شود.
وقتی اعتبار فوتبال ایران یعنی علی دائی و یک مربی خارجی این گونه سخن می گویند ناخود آگاه یاد تئوری های دیگر مربیان و مدیران و مسئولین این فوتبال می افتیم که همواره از دست های پشت پرده و "می خواستندها" و "می خواهندها" صحبت می کنند. این قصه تا به کی ادامه دارد؟ این وحدتی که از کثرث آدمها از مشهور ترین و ثروتمندترین و خارجی ترین ها تا داخلی ها وجود دارد چگونه حاصل می شود و چرا هر کدام از مربیان فوتبال ما مشغول ساختن این تئوری دشمن خیالی هستند؟ براستی فوتبال ایران بهترین مثال برای نمایان ساختن تئوری فلسفی وحدت در کثرث است.

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها