ماجرای خوشحالی بعداز گل نورافکن با منصوریان
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
در نفت تهران هم او کلی بازیکن جوان ساخت. حالا هم در استقلال این راه را ادامه میدهد. منصوریان شاید ۴۵ ساله باشد ولی اگر با او برخورد داشته باشید، متوجه میشوید روحیاتش به سن و سالش نمیخورد. او مثل جوانها همیشه پرانرژی است و شوخی میکند. شاید به همین دلیل وقتی نورافکن گل میزند، به سمت او میرود و سینهاش را به سینه منصوریان میکوبد. این مسئله بهانهای بود تا بعد از دیدار با پدیده، گفتوگوی کوتاهی با منصوریان داشته باشیم. به گزارش نامه نیوز به نقل از روزنامه خبرورزشی ، علیآقا؛ این ماجرای خوشحالی بعد از گل نورافکن با شما چه بود؟ پریدید روی هوا و سینههایتان را به هم زدید. انشاءالله قفسههای سینهتان که سالم است؟ (خنده) چیز جدیدی نیست که. در بازی پیکان هم همینطور با امید خوشحالی کردیم. بهانه خاصی برایش نداریم. خوشحالی ما عشقی است. از روز اول همینطوری شادی کردیم و رفتیم جلو. الان هم همینطوری است. یعنی دلیل خاصی برایش نداریم. این نشان میدهد با جوانهای تیم خیلی رفیقید. من اعتقاد دارم علاوه بر کار مربیگری، باید برای بازیکنانم مثل یک رفیق باشم. خودم فوتبال بازی کردهام و از روحیات بازیکنان خبر دارم.
امید گفته یک جفت استوک به او هدیه دادید که هروقت پایش میکند، گل میزند. (خنده) یک روز چند جفت استوک بردم. به امید گفتم هرکدام را دوست داری، بردار. او هم استوکی را برداشت که در بازیها میپوشد. گفت این را میخواهم. گفتم بردار، هدیه از طرف من. راستش احساس میکردم یک جفت استوک خوب نیاز دارد که بتواند در زمین راحتتر باشد. تا الان به بازیکنان چند جفت استوک هدیه دادهاید؟ نمیدانم. یکی، دو جفت به بهنام برزای دادم. یک جفت به زکیپور. به بچههای جوان کفش و لباس هدیه میدهم. فقط هم به جوانها. بزرگترهای تیم نه. سفر که میروید برای بچهها استوک سوغاتی میآورید؟ صلواتی است دیگر؟ (خنده) حالا از سفر میآورم و یا اینکه بچهها را میفرستم منیریه خرید کنند. این ماجرای استوک خریدن زکیپور چه بود؟ میلاد را فرستادم منیریه. گفتم برو پیش رفیقم استوک بخر. رفت استوکش را خرید و آمد. فهمیدم گرانترین استوک را که یک میلیون پولش بود، خریده. گفتم چه خبر است؟ گفتم تا سقف یک میلیون اجازه خرید داشتی. دو جفت استوک 500 هزار تومانی میخریدی. گفت آقا من یک جفت خوب میخواستم و همین را خریدم. گفتم اشکالی ندارد. ببینم در زمین چهکار میکنی.
(در این لحظه هواداری میگوید پرسپولیسی است و با منصوریان خوش و بش میکند) علیآقا رابطهتان با پرسپولیسیها هم خوب است؟ ما با پرسپولیسیها زندگی میکنیم. در زمین رقیبیم ولی خارج از زمین، در این شهر رودررو میشویم. همدیگر را میبینیم. چرا باید بد باشیم؟ ماجرای خوشحالی بعداز گل نورافکن با منصوریان سایت خوان روزنامه دنیای اقتصاد تاریخ خبر:1396/02/11 ساعت انتشار:16:05:05 بازدید:83بار کد خبر: DEN-1202380 علیرضا منصوریان یکجورهایی متخصص کار با جوانهاست؛ او از روزی که به تیم امید رفت، نشان داد در این زمینه تخصص دارد. به گزارش روزنامه خبرورزشی در نفت تهران هم او کلی بازیکن جوان ساخت. حالا هم در استقلال این راه را ادامه میدهد. منصوریان شاید ۴۵ ساله باشد ولی اگر با او برخورد داشته باشید، متوجه میشوید روحیاتش به سن و سالش نمیخورد. او مثل جوانها همیشه پرانرژی است و شوخی میکند. شاید به همین دلیل وقتی نورافکن گل میزند، به سمت او میرود و سینهاش را به سینه منصوریان میکوبد. این مسئله بهانهای بود تا بعد از دیدار با پدیده، گفتوگوی کوتاهی با منصوریان داشته باشیم. علیآقا؛ این ماجرای خوشحالی بعد از گل نورافکن با
شما چه بود؟ پریدید روی هوا و سینههایتان را به هم زدید. انشاءالله قفسههای سینهتان که سالم است؟ (خنده) چیز جدیدی نیست که. در بازی پیکان هم همینطور با امید خوشحالی کردیم. بهانه خاصی برایش نداریم. خوشحالی ما عشقی است. از روز اول همینطوری شادی کردیم و رفتیم جلو. الان هم همینطوری است. یعنی دلیل خاصی برایش نداریم. ماجرای خوشحالی بعداز گل نورافکن با منصوریان این نشان میدهد با جوانهای تیم خیلی رفیقید. من اعتقاد دارم علاوه بر کار مربیگری، باید برای بازیکنانم مثل یک رفیق باشم. خودم فوتبال بازی کردهام و از روحیات بازیکنان خبر دارم. امید گفته یک جفت استوک به او هدیه دادید که هروقت پایش میکند، گل میزند. (خنده) یک روز چند جفت استوک بردم. به امید گفتم هرکدام را دوست داری، بردار. او هم استوکی را برداشت که در بازیها میپوشد. گفت این را میخواهم. گفتم بردار، هدیه از طرف من. راستش احساس میکردم یک جفت استوک خوب نیاز دارد که بتواند در زمین راحتتر باشد. تا الان به بازیکنان چند جفت استوک هدیه دادهاید؟ نمیدانم. یکی، دو جفت به بهنام برزای دادم. یک جفت به زکیپور. به بچههای جوان کفش و لباس هدیه میدهم. فقط هم به
جوانها. بزرگترهای تیم نه. سفر که میروید برای بچهها استوک سوغاتی میآورید؟ صلواتی است دیگر؟ (خنده) حالا از سفر میآورم و یا اینکه بچهها را میفرستم منیریه خرید کنند. این ماجرای استوک خریدن زکیپور چه بود؟ میلاد را فرستادم منیریه. گفتم برو پیش رفیقم استوک بخر. رفت استوکش را خرید و آمد. فهمیدم گرانترین استوک را که یک میلیون پولش بود، خریده. گفتم چه خبر است؟ گفتم تا سقف یک میلیون اجازه خرید داشتی. دو جفت استوک 500 هزار تومانی میخریدی. گفت آقا من یک جفت خوب میخواستم و همین را خریدم. گفتم اشکالی ندارد. ببینم در زمین چهکار میکنی. (در این لحظه هواداری میگوید پرسپولیسی است و با منصوریان خوش و بش میکند) علیآقا رابطهتان با پرسپولیسیها هم خوب است؟ ما با پرسپولیسیها زندگی میکنیم. در زمین رقیبیم ولی خارج از زمین، در این شهر رودررو میشویم. همدیگر را میبینیم. چرا باید بد باشیم؟
دیدگاه تان را بنویسید