تحریم برنامه ۹۰ به خاطر اصرار هواداران!
روایت حسینی از پیشنهاد رویانیان، قرارداد با تراکتور، پدر پرسپولیسی و روزهای تلخ در آکادمی استقلال
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
سید حسینی حسینی که به یکی از ستاره های این فصل لیگ برتر فوتبال ایران تبدیل شده میهمان برنامه این هفته 90 بود.
به گزارش نامه نیوز، گلر جوان استقلال که به تازگی رکورددار بیشترین دقایق بسته نگه داشتن دروازه در تاریخ فوتبال ایران شد در گفتگو با عادل فردوسی پور مسائلی را مطرح کرد که در ادامه می خوانید:
هفته قبل قرار بود به 90 بیایم اما حقیقتش را بخواهید هواداران از من خواستند که نیایم و باشگاه نیز گفت شرایط حساس است و فشار هواداران نیز زیاد است و به برنامه نرو اما این هفته اجازه دادند. البته اینکه اگر هفته قبل به 90 می آمدم مقابل سایپا گل زودهنگام می خوردم و رکورد نمی زدم را قبول ندارم و خرافات است.
در دوران کودکی در پست هافبک راست بازی می کردم. برای تست رفته بودم و دروازه بان نداشتند و من درون دروازه قرار گرفتم. مربی گفت به نفع من است که گلر باشم. خانواده ام گفتند تو باید گل بزنی نه اینکه دروازه بان باشی. آن موقع ها علی دایی روی بورس بود همه می خواستند مثل دایی شوند.
تیم ملی نوجوانان تست می گرفت. به من گفتند شرکت کنم. عملکرد خیلی خوبی داشتم. دوستی مهر سرمربی بود. دو سری شرکت کردم و انتخاب شدم و همان سال به جام جهانی هم رفتم. ایمان صادقی گلر یک بود و من گلر دوم بودم. البته بعدا در اردو شیطنت کردم و در استخر با یک بازیکن آب به هم پاشیدیم و دیگر دعوت نشدیم!
عضو برق شیراز بودم که آقای منصوریان مرا به تیم ملی امید دعوت کرد و بعد هم به استقلال پیوستم. زمان رویانیان پیشنهاد خوبی داشتم از پرسپولیس و دو برابر استقلال پول می دادند اما دوست داشتم در استقلال بازی کنم. خانواده ام موافق بودند به پرسپولیس بروم.
مدیربرنامه نداشتم پدرم پیگیر کارهایم بود. اصرار داشت به پرسپولیس بروم چون شرایط مالی بهتری داشت. آپارتمان هم می دادند ضمن اینکه پدرم هم پرسپولیسی بود. ولی من اصرار داشتم استقلالی شوم پدرم گفت اگر می خواهی بروی تنها برو و من به شیراز برمی گردم. برخورد خوبی با من نشد اما در نهایت استقلال را انتخاب کردم.
در آکادمی استقلال شرایط خیلی سختی داشتم و امکانات بدی بود و سختی های زیادی را تحمل کردم. در زمستان به شدت سرد بود. مجبور می شدیم با کاپشن و دستکش بخوابیم. اجاق نداشتیم و یک وعده غذا می خوردیم. لباس ها را هم باید با دست می شستیم. از بازی هم خبری نبود!
روزی جباری شرایط را دید و برای ما بخاری برقی خرید. باید کنارش می خوابیدیم تا گرم شویم. با بزرگان تیم صحبت کردیم که هتل المپیک را بگیرند. مدتی آنجا بودیم و وضعیت بهتر شد. پدرم می گفت تقصیر خودت است که پیشنهاد خوب پرسپولیس را قبول نکردی ولی الان که با گذراندن سختی ها به جایگاه خوبی رسیدم بیشتر خوشحالم.
سال دوم شرایط زیاد فرقی نکرد. گفتند می توانی بروی ولی ماندم. مرحوم پورحیدری 25 میلیون تومان از جیب شخصی به من داد و گفت خانه اجاره کنم. اجاره خانه را هم تا چند وقت خودشان می دادند. قلعه نویی در بازی های دوستانه به من میدان داد کمی شناخته شدم. مقابل الریان هم در بازی دوستانه حضور یافتم. قلعه نویی به من انگیزه خوبی داد و از او تشکر می کنم.
فتح الله زاده مدیرعامل بود و همه حواس باشگاه به بازیکنان بزرگ و کسب جام بود. کسی به فکر ما نبود. اما اینها را نگفتم که از ایشان گله کنم.
موعد سربازی رسید. قصد داشتم به ملوان بروم اما مدام از تراکتورسازی تماس گرفتند و گفتند به تبریز بیا و دو سه برابر ملوان هم به تو پول می دهیم. تبریز هم رفتم و قرارداد بستم بعد از یک هفته گفتند شما را نمی خواهیم. گفتند مربی جدید مرا نمی خواهد و من هم به انزلی رفتم.
از عملکردم در ملوان راضی نبودم. بیشتر دنبال گل نخوردن بودیم تا گل زدن و کار من سخت بود. با این حال تلاش کردم مثمرثمر باشم.
سربازی تمام شد و به استقلال برگشتم. همان اول گفتم حسینی دو سال پیش نیستم و آماده ام تا رقابت کنم و فیکس شوم. شانس به من رو کرد و مقابل سپاهان بازی کردم و شروعی شد برای روزهای خوب.
در لیگ برتر بازی کرده بودم انتظار نداشتم در جام حذفی هم به من بازی نرسد. حتی دوستانه هم به من بازی نمیرسید. یکی به من گفت چرا ماندی وقتی حتی دوستانه هم بازی نمی کنم گفتم ماندهام تا به روزهای خوب برسم و رسیدم.
قبل بازی با گل گهر در جام حذفی به منصوریان گفتم چیزی از جوانهایی که در لیگ بازی میکنند کم ندارم و اجازه دهید بازی کنم. قبول نکردندو گفتند بیرون بمان تا برویم سیرجان و برگردیم.
دشمن کم نداشتم. میگفتند همه بازی ها گل میخورد. کلین شیت ها شروع شد میگفتند کار مهمی نکرده و نمیتواند ادامه دهد. خوشحالم که خدا کمک کرد و رکورد کلین شیت تاریخ فوتبال ایران را زدم.
به شادی پس از مهار توپهای سخت علاقه دارم. کم از گلزنی ندارد.
مهدی رحمتی همیشه برای من قابل احترام است و بزرگ من محسوب میشود. در عین رفاقت رقابت خوبی هم داریم. در این مدت که نیمکت نشین شد هیچ حاشیهای ایجاد نکرد.
پنالتی در دربی را علیپور زد و چند نفر به من گفتند به سمت چپ من می زند. اما به راست زد. یک ماه بعد او را دیدم و پرسیدم قصد داشت کدام طرف بزند که گفت اول تصمیمش این بود که به سمت چپ من بزند اما در لحظه آخر تصمیمش را عوض کرد.
رقابت سختی بین دروازه بان ها وجود دارد که جزو سه گلر انتخابی برای جام جهانی باشند. امیدوارم این شانس را داشته باشم که به روسیه بروم.
هنگام ضربه ایستگاهی سایپا ضربه سنگینی به صورت من خورد. خون روی لباس من ریخت و داور گفت باید پاک شود. بحث وقت کشی نبود. علاقمند هستم مردانه بجنگم.
(حسینی در ادامه فرصت خواست تا خطاب به مجری 90 نکته ای را بگوید): در این مدت برنامه 90 خیلی به نفع فوتبال کار کرد ولی یکی دو سالی است که هواداران استقلال از شما ناراحت هستند و معتقدند استقلال مظلوم واقع می شود و می خواهم به نمایندگی از استقلالی ها بخواهم این جو اصلاح شود(فردوسی پور در پاسخ اعلام کرد که اصلاح این جو دست او نیست چراکه برایش تیم ها فرقی ندارند و هر بار که در مورد بازیکنی صحبت می کند تیمش علیه برنامه موضع می گیرد)
دیدگاه تان را بنویسید