خانم بازيگر ایرانی که بيکار شد و خانهاش را فروخت + عکس
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
به گزارش نامه نیوز، آزيتا لاچيني ميگويد هيچ کس جوياي حال من نميشود گذشت زمان هر چند که مسير زندگي آزيتا لاچيني را بارها و بارها تغيير داده و روزهاي تلخ و شيرين بسياري را براي او رقم زده است، اما در صدايش هنوز همان انرژي و گرماي مادرانه وجود دارد.
وقتي به او ميگويم خبرنگارم و آمدهام تا گپي با هم بزنيم حسابي تعجب ميکند، ميگويد سالهاست که کسي خبري از او نگرفته است، اما با اين حال از اينکه جوياي حالش شديم خوشحال ميشود. لاچيني بانويي که اين روزها کمتر خبري از او ميشنويم، با وجود اينکه در حال اثاثکشي بود لبخند از لبانش دور نميشد و با حوصله به تک تک سؤالاتمان پاسخ گفت که بخشهايي از مصاحبه با او را ميخوانيد. خانم لاچيني در طول اين سالها کم کار شديد، اين موضوع خود خواسته بوده يا پيشنهادي براي کار نداريد؟ باز جاي شکرش باقي است که در اين اوضاع کم کاري و بيخبري شما حالي از من پرسيديد. راستش را بخواهيد پيشنهاد چنداني براي کار
ندارم، اندک پيشنهادهايي هم که هست به قدري سطحشان پايين است که علاقهاي به حضور در آنها، آن هم در اين شرايط سني و بيماري ندارم. مدتي قبل وقتي نادر مقدس به من زنگ زد و براي حضور در فيلمي از من دعوت کرد حسابي تعجب کردم. چرا تعجب؟ فکر کردم اشتباه گرفته است؛ مدتهاست کارگردانهايي که اسم و رسم دارند به من زنگ نميزنند، انگار که فراموش شدهام. بازي در آن اثر را پذيرفتيد؟ بله، بعد از مدتها جلوي دوربين قرار گرفتم و حس خوشايندي به من منتقل شد. احساس کردم روحيهام تغيير کرده و انگيزه بيشتري پيدا کردم، اما خب متأسفانه وقتي پيشنهاد مناسبي به شما داده نميشود مجبوريد در خانه بمانيد و سرتان را با مسائل ديگر گرم کنيد. به نظرتان چه اتفاقي ميافتد بازيگراني نظير شما که عمري را در عرصه هنر گذراندند وقتي پا به سن ميگذارند کم کار ميشوند؟ دلم نميخواهد مدام غر بزنم و از زمين و زمان شکايت کنم، چون بعد از مدتها مردم مصاحبهاي از من ميخوانند و احتمالاً دوست دارند حرفهاي مثبتتري را از من بشوند، اما خب در جواب سؤالتان بايد بگويم که متأسفانه هنرمندان تا زماني که جلوي چشم هستند و مدام بازي ميکنند، ديده ميشوند، اما همين که
پا به سن گذاشتند عدهاي جاي آنها را ميگيرند و در ذهن افراد فراموش ميشوند. در طي سالهاي اخير هم که موجي به راه افتاده و در آن از افراد مسني دعوت به کار ميشود که هيچ دانش و تجربهاي در حوزه بازيگري ندارند و گاه حتي به دليل سواد ناکافي نميتوانند يک ديالوگ را حفظ کنند؛ حضور اين افراد باعث شده بسياري از بازيگران مسن خانهنشين شوند. شما به موازات کار بازيگري در عرصه دوبله هم فعال بوديد، اما اين روزها در اين وادي هم کار نميکنيد؟ تعجب خود من هم از اين موضوع است. با خودم ميگويم بازيگري احتياج به توان بالا و ظاهر جوان دارد، اما در دوبله که ما با چنين مواردي روبهرو نيستيم پس چرا در اين وادي هم پيشنهادي به من نميشود، اما مدتي قبل پسرم چيز عجيبي را در مورد شرايط کاريم به من گفت که نزديک بود از تعجب شاخ در بياورم. چه چيزي؟ ظاهراً در روزنامهاي نوشته بودند، آزيتا لاچيني در آستانه هفتاد و چهار سالگي همچنان پر کار است. اين در حالي است که طي سالهاي اخير من يکي از کم کارترينها بودم و همين بيکاري باعث شد به لحاظ مالي مشکلات زيادي را متحمل شوم و حتي مجبور شدم خانهاي را که در تهران داشتم، بفروشم و براي زندگي به
کرج بيايم. چرا که از پس هزينه اجاره بهاي مسکن شهر تهران بر نميآمدم. طي سالهاي اخير من يکي از کم کارترينها بودم و همين بيکاري باعث شد به لحاظ مالي مشکلات زيادي را متحمل شوم و حتي مجبور شدم خانهاي را که در تهران داشتم، بفروشم و براي زندگي به کرج بيايم. چرا که از پس هزينه اجاره بهاي مسکن شهر تهران بر نميآمدم. اگر من پرکار بودم، مجبور نميشدم در پيري از شهري که سالها در آن زندگي ميکردم، دور شوم و در کرج خانهاي را اجاره کنم و يا براي هزينه درمانم دچار مشکل شوم. دوست دارم اين مسئله را انعکاس دهيد تا افرادي که اين مصاحبه را ميخوانند بدانند که آن موضوع کذب بوده است. براي من تأسفانگيز است که بازيگري در سن و سال شما هنوز بايد نگران اجارهبها و هزينه درمانش باشد. در دوران شما دستمزد بازيگران و گويندهها کم بود که نتوانستيد پسانداز خوبي داشته باشيد يا نتوانستيد درست درآمدتان را مديريت کنيد؟ در دوران جواني و اوج پرکاري نسل من، درآمد بازيگران مثل امروز بالا نبود که بخواهند براي آتيهشان پسانداز کنند، از سوي ديگر بازيگر وقتي پا به سن ميگذارد ناخودآگاه در شيب کم کاري قرار ميگيرد و درآمد چنداني ندارد و مجبور
ميشود از جيب هزينه کند، در چنين شرايطي پر واضح است که اندوختههاي فرد صرف زندگي روزمره و گرفتاري شخصي ميشود، از سوي ديگر بازيگري نظير من که هيچگاه مسائل مالي برايش مهم نبوده و براي ايفاي نقش با تهيهکننده چانهزني نميکرد، طبيعي است که اندوخته چنداني ندارد. در کرج تنها زندگي ميکنيد؟ نه، يکي از پسرانم که مجرد است با من زندگي ميکند. حضور او در کنارم به من دلگرمي ميدهد. با همکارانتان در ارتباط هستيد؟ نه. متأسفانه با کسي در ارتباط نيستم و کسي جوياي حال من نميشود، تنها در عيد غدير دو پيامک تبريک به مناسبت سادات بودنم از همکارانم داشتم. زماني که سرکار ميرفتيد هم با همکارانتان معاشرت نداشتيد؟ نه، برخوردهاي من با همکارانم در حوزه کار بود و روابط خانوادگي با اين افراد نداشتم. ترجيح ميدادم اتفاقات کاري در همان حوزه کاري رخ دهد. اين روزها وقتتان را چطور ميگذرانيد؟ سرم را با خواندن نمازهاي قضا، قرآن و مفاتيحالجنان گرم ميکنم. پررنگ شدن معنويات در زندگيام واقعاً به من آرامش ميدهد. برنامههاي تلويزيوني را هم دنبال ميکنيد؟ راستش را بخواهيد نه، چون اين آثار ميل و رغبت چنداني را در من ايجاد نميکند. متأسفانه
سطح کيفي کارها به شدت پايين آمده است و از اين بين کم پيش ميآيد که سريالي توجه من را به خود جلب کند. به دليل شرايط جسمانيام شرايط رفتن به سينما را هم ندارم. برخورد مردم با شما چطور است؟ خوشبختانه خوب است و حافظه آنها برخلاف تصور من ضعيف نشده است. هر جا که من را ميبينند نسبت به من لطف دارند. همصحبتي با آنها برايم واقعاً آرامشبخش است. متأسفانه با کسي در ارتباط نيستم و کسي جوياي حال من نميشود، تنها در عيد غدير دو پيامک تبريک به مناسبت سادات بودنم از همکارانم داشتم. شما در زندگي شخصيتان به نوعي اسطوره مقاومت هستيد؛ داغ سه فرزند و همسرانتان را تحمل کرديد. چطور توانستيد از پس آن مشکلات برآييد؟ سعي کردم همه چيز را به خدا بسپارم و از خدا بخواهم که به من آرامش و صبر دهد. من پسر دوساله و دو جوان رعنايم را از دست دادم. داغ فرزند چيزي نيست که از قلب يک مادر به راحتي پاک شود، اما با خودم گفتم حتماً مشيتي بوده و خدا خواسته تا با داغ عزيزانم من را آزمايش کند. البته داغ همسرم هم من را بسيار ناراحت و غمزده کرد، اما وقتي شما توکلتان به خدا باشد و با خودتان بگوييد او هديهاي به شما داده و روزي آنها را ستانده است
راحتتر ميتوانيد با اين موضوع کنار بيايد. با وجود اينکه هر بار استخوانهايم زير بار اين غم و داغها خرد شد اما بازهم به خدا توکل کردم و به خودم گفتم «آزيتا تو زن قوي هستي و ميتواني از پس مشکلات و سختيهايش برآيي.» خدا رو شکر که خداوند من را رها نکرد و تنهايم نگذاشت. (نگار حسيني/ روزنامه صبا)
وقتي به او ميگويم خبرنگارم و آمدهام تا گپي با هم بزنيم حسابي تعجب ميکند، ميگويد سالهاست که کسي خبري از او نگرفته است، اما با اين حال از اينکه جوياي حالش شديم خوشحال ميشود. لاچيني بانويي که اين روزها کمتر خبري از او ميشنويم، با وجود اينکه در حال اثاثکشي بود لبخند از لبانش دور نميشد و با حوصله به تک تک سؤالاتمان پاسخ گفت که بخشهايي از مصاحبه با او را ميخوانيد. خانم لاچيني در طول اين سالها کم کار شديد، اين موضوع خود خواسته بوده يا پيشنهادي براي کار نداريد؟ باز جاي شکرش باقي است که در اين اوضاع کم کاري و بيخبري شما حالي از من پرسيديد. راستش را بخواهيد پيشنهاد چنداني براي کار
ندارم، اندک پيشنهادهايي هم که هست به قدري سطحشان پايين است که علاقهاي به حضور در آنها، آن هم در اين شرايط سني و بيماري ندارم. مدتي قبل وقتي نادر مقدس به من زنگ زد و براي حضور در فيلمي از من دعوت کرد حسابي تعجب کردم. چرا تعجب؟ فکر کردم اشتباه گرفته است؛ مدتهاست کارگردانهايي که اسم و رسم دارند به من زنگ نميزنند، انگار که فراموش شدهام. بازي در آن اثر را پذيرفتيد؟ بله، بعد از مدتها جلوي دوربين قرار گرفتم و حس خوشايندي به من منتقل شد. احساس کردم روحيهام تغيير کرده و انگيزه بيشتري پيدا کردم، اما خب متأسفانه وقتي پيشنهاد مناسبي به شما داده نميشود مجبوريد در خانه بمانيد و سرتان را با مسائل ديگر گرم کنيد. به نظرتان چه اتفاقي ميافتد بازيگراني نظير شما که عمري را در عرصه هنر گذراندند وقتي پا به سن ميگذارند کم کار ميشوند؟ دلم نميخواهد مدام غر بزنم و از زمين و زمان شکايت کنم، چون بعد از مدتها مردم مصاحبهاي از من ميخوانند و احتمالاً دوست دارند حرفهاي مثبتتري را از من بشوند، اما خب در جواب سؤالتان بايد بگويم که متأسفانه هنرمندان تا زماني که جلوي چشم هستند و مدام بازي ميکنند، ديده ميشوند، اما همين که
پا به سن گذاشتند عدهاي جاي آنها را ميگيرند و در ذهن افراد فراموش ميشوند. در طي سالهاي اخير هم که موجي به راه افتاده و در آن از افراد مسني دعوت به کار ميشود که هيچ دانش و تجربهاي در حوزه بازيگري ندارند و گاه حتي به دليل سواد ناکافي نميتوانند يک ديالوگ را حفظ کنند؛ حضور اين افراد باعث شده بسياري از بازيگران مسن خانهنشين شوند. شما به موازات کار بازيگري در عرصه دوبله هم فعال بوديد، اما اين روزها در اين وادي هم کار نميکنيد؟ تعجب خود من هم از اين موضوع است. با خودم ميگويم بازيگري احتياج به توان بالا و ظاهر جوان دارد، اما در دوبله که ما با چنين مواردي روبهرو نيستيم پس چرا در اين وادي هم پيشنهادي به من نميشود، اما مدتي قبل پسرم چيز عجيبي را در مورد شرايط کاريم به من گفت که نزديک بود از تعجب شاخ در بياورم. چه چيزي؟ ظاهراً در روزنامهاي نوشته بودند، آزيتا لاچيني در آستانه هفتاد و چهار سالگي همچنان پر کار است. اين در حالي است که طي سالهاي اخير من يکي از کم کارترينها بودم و همين بيکاري باعث شد به لحاظ مالي مشکلات زيادي را متحمل شوم و حتي مجبور شدم خانهاي را که در تهران داشتم، بفروشم و براي زندگي به
کرج بيايم. چرا که از پس هزينه اجاره بهاي مسکن شهر تهران بر نميآمدم. طي سالهاي اخير من يکي از کم کارترينها بودم و همين بيکاري باعث شد به لحاظ مالي مشکلات زيادي را متحمل شوم و حتي مجبور شدم خانهاي را که در تهران داشتم، بفروشم و براي زندگي به کرج بيايم. چرا که از پس هزينه اجاره بهاي مسکن شهر تهران بر نميآمدم. اگر من پرکار بودم، مجبور نميشدم در پيري از شهري که سالها در آن زندگي ميکردم، دور شوم و در کرج خانهاي را اجاره کنم و يا براي هزينه درمانم دچار مشکل شوم. دوست دارم اين مسئله را انعکاس دهيد تا افرادي که اين مصاحبه را ميخوانند بدانند که آن موضوع کذب بوده است. براي من تأسفانگيز است که بازيگري در سن و سال شما هنوز بايد نگران اجارهبها و هزينه درمانش باشد. در دوران شما دستمزد بازيگران و گويندهها کم بود که نتوانستيد پسانداز خوبي داشته باشيد يا نتوانستيد درست درآمدتان را مديريت کنيد؟ در دوران جواني و اوج پرکاري نسل من، درآمد بازيگران مثل امروز بالا نبود که بخواهند براي آتيهشان پسانداز کنند، از سوي ديگر بازيگر وقتي پا به سن ميگذارد ناخودآگاه در شيب کم کاري قرار ميگيرد و درآمد چنداني ندارد و مجبور
ميشود از جيب هزينه کند، در چنين شرايطي پر واضح است که اندوختههاي فرد صرف زندگي روزمره و گرفتاري شخصي ميشود، از سوي ديگر بازيگري نظير من که هيچگاه مسائل مالي برايش مهم نبوده و براي ايفاي نقش با تهيهکننده چانهزني نميکرد، طبيعي است که اندوخته چنداني ندارد. در کرج تنها زندگي ميکنيد؟ نه، يکي از پسرانم که مجرد است با من زندگي ميکند. حضور او در کنارم به من دلگرمي ميدهد. با همکارانتان در ارتباط هستيد؟ نه. متأسفانه با کسي در ارتباط نيستم و کسي جوياي حال من نميشود، تنها در عيد غدير دو پيامک تبريک به مناسبت سادات بودنم از همکارانم داشتم. زماني که سرکار ميرفتيد هم با همکارانتان معاشرت نداشتيد؟ نه، برخوردهاي من با همکارانم در حوزه کار بود و روابط خانوادگي با اين افراد نداشتم. ترجيح ميدادم اتفاقات کاري در همان حوزه کاري رخ دهد. اين روزها وقتتان را چطور ميگذرانيد؟ سرم را با خواندن نمازهاي قضا، قرآن و مفاتيحالجنان گرم ميکنم. پررنگ شدن معنويات در زندگيام واقعاً به من آرامش ميدهد. برنامههاي تلويزيوني را هم دنبال ميکنيد؟ راستش را بخواهيد نه، چون اين آثار ميل و رغبت چنداني را در من ايجاد نميکند. متأسفانه
سطح کيفي کارها به شدت پايين آمده است و از اين بين کم پيش ميآيد که سريالي توجه من را به خود جلب کند. به دليل شرايط جسمانيام شرايط رفتن به سينما را هم ندارم. برخورد مردم با شما چطور است؟ خوشبختانه خوب است و حافظه آنها برخلاف تصور من ضعيف نشده است. هر جا که من را ميبينند نسبت به من لطف دارند. همصحبتي با آنها برايم واقعاً آرامشبخش است. متأسفانه با کسي در ارتباط نيستم و کسي جوياي حال من نميشود، تنها در عيد غدير دو پيامک تبريک به مناسبت سادات بودنم از همکارانم داشتم. شما در زندگي شخصيتان به نوعي اسطوره مقاومت هستيد؛ داغ سه فرزند و همسرانتان را تحمل کرديد. چطور توانستيد از پس آن مشکلات برآييد؟ سعي کردم همه چيز را به خدا بسپارم و از خدا بخواهم که به من آرامش و صبر دهد. من پسر دوساله و دو جوان رعنايم را از دست دادم. داغ فرزند چيزي نيست که از قلب يک مادر به راحتي پاک شود، اما با خودم گفتم حتماً مشيتي بوده و خدا خواسته تا با داغ عزيزانم من را آزمايش کند. البته داغ همسرم هم من را بسيار ناراحت و غمزده کرد، اما وقتي شما توکلتان به خدا باشد و با خودتان بگوييد او هديهاي به شما داده و روزي آنها را ستانده است
راحتتر ميتوانيد با اين موضوع کنار بيايد. با وجود اينکه هر بار استخوانهايم زير بار اين غم و داغها خرد شد اما بازهم به خدا توکل کردم و به خودم گفتم «آزيتا تو زن قوي هستي و ميتواني از پس مشکلات و سختيهايش برآيي.» خدا رو شکر که خداوند من را رها نکرد و تنهايم نگذاشت. (نگار حسيني/ روزنامه صبا)
دیدگاه تان را بنویسید