شهید کاوه و شهید صیاد آن شب سرد را چگونه سر کردند؟ +عکس
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
به گزارش نامه نیوز: خودش میدانست آنجا سردترین جای منطقه است، بخصوص در شبها؛ منتها گفت: «باید ببینمش. یک هلیکوپتر دارد میرود آنجا. میآیی؟» با هلیکوپتر رفتیم. پیاده شدیم. به هر کس میرسید می پرسید: «کاوه را ندیدهای شما؟» پرسان پرسان رفت. فهمید کجاست. برگشت به من گفت: «پیداش کردم دیگر. من شب اینجا میمانم.» یعنی اگر میخواهی برگردی برگرد تا هلیکوپتر نرفته. دلم که میخواست، ولی زشت بود برگردم. گفتم: «من هم کارش دارم.» نداشتم. خودم و محمود خیلی بهتر از هر کس این را میدانستیم. رفتیم توی سنگر محمود و سرمان گرم شد به خوش و بش و حرف از عملیات و آموزش بچهها. شب شد. سوز آمد زد به سر و صورتمان. زمهریر بود. سنگرمان سقف نداشت. دور تا دورش دیوار سنگی چیده بودند و همهمان داشتیم مثل بید میلرزیدیم. چهار پنج نفر بودیم و فقط یک کیسه خواب آنجا بود. یکی از بچهها آمد توی سنگر گفت«من فقط امشب مهمان شمام. کیسه خواب ندارم. چی کار کنم؟» محمود دست کرد کیسه خواب را برداشت، پرتش کرد طرفش،خندید گفت«این هم کیسه خواب.» آن شب تا صبح همهمان چمباتمه زدیم خوابیدیم لرزیدیم
و لرزیدیم و لرزیدم، در سوز سرمایی که دندانهامان را بیاختیار تق و تق به صدا در میآورد. . محمود طلسم شبهای خطرناک و خونین کردستان را این طور شکست. به همین دلیل بود که با آن حقوقهای 2500 تومانی همهمان؛ اعلام کرده بودند «هر کس سر محمود کاوه را تحویلمان بدهد سه میلیون تومان جایزه میگیرد.» خاطره ای از جاوید نظام پور (همرزم شهید کاوه) خضری، فرهاد؛ رد خون روی برف ؛ کتاب کاوه ؛ تهران: روایت فتح 1389 ؛ صفحه 58 ب.ن.: 1. توضیح عکس: شهید کاوه دستی بر یقه دارد و شهید صیادشیرازی با کلاه مشخص است. 2. قیمت سکه طلا سالهای 60،61،62 3500تومان بوده و سال 63 به 3900 رسیده، سال 64 4418 بوده و سال 65 که سال شهادتِ شهید کاوه است به 6500 تومان هم رسیده. صرفا جهت اطلاع و مقایسه!
دیدگاه تان را بنویسید