کد خبر: 214753
تاریخ انتشار :

مریم زندی؛ زنی که دنبال رویاهایش رفت+عکس

مریم زندی؛ زنی که دنبال رویاهایش رفت+عکس
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

به گزارش نامه نیوز، صدونودویکمین شب مجله «بخارا» با همکاری بنیاد فرهنگی - اجتماعی ملت برگزار شد و به بزرگداشت مریم زندی - عکاس پیشکسوت - اختصاص داشت. در آغاز این مراسم، کلیپی از فیلم مستندی که علی شیلاندری مشغول ساخت آن است درباره‌ی مریم زندی و عکاسی‏‌ او به‌نمایش درآمد. زندی بین عکاسان یک استثناست علی دهباشی - سردبیر و مدیرمسوول مجله «بخارا» - از مریم زندی به‌عنوان عکاسی چند وجهی نام برد و گفت: خانم زندی بین هنرمندان عکاس ما یک استثناست. در سال‎هایی که اصلا رسم نبود عکاسی از چهره‏‌های سرشناس فرهنگی و ادبی به این صورت که ایشان انجام دادند انجام شود، این کار را آغاز کردند؛ نه در آتلیه با نورپردازی بلکه در محیط طبیعی نویسنده یا هنرمند، در میان فضایی که با آن زندگی می‏‌کند. این کار در مجموع شد یک دوره از حضور فرهنگی و ادبی جامعه‌ی ما در طول دو دهه و بعد کتاب پرتره‎‏های نقاشان و بعد هنرمندان سینما. وی همچنین بیان کرد: زنده‏‌یاد «کریم امامی» این بخش از کارهای خانم زندی را با تعبیر «پرتره ژورنالیستی» بیان کردند. به عبارت دیگر، کسی روی پرتره یک نویسنده یا نقاش یا هنرمند با توجه به روحیات و موقعیت مکانی هنرمند این‌گونه کار نکرده بود و این همه خارج از آتلیه یک عکاس اتفاق افتاد. در کنار این مجموعه‌ی پرتره‏‌ها، خانم زندی یک عکاس خبری درجه اول به‌شمار می‎آید. کتاب اخیر ایشان که منتخبی است از عکس‎های حوادث و وقایع جریانات انقلاب، حکایت از توانایی‏‌های او در این زمینه دارد. در واقع، این کتاب اولین کتاب عکاسی خبری از یک زن عکاس محسوب می‏‌شود. او همچنین بیان کرد: در مرور کتاب «انقلاب 57» همچنان مریم زندی را عکاسی می‏‌بینیم که موضوع فراتر از ایدئولوژی و گرایش‏‌های سیاسی برایش مهم است و برای همین این کتاب از ورای محدودیت‏‌های سیاسی عبور کرد و با استقبال گسترده روبه‌رو شد. پس از این سخنرانی، گزیده‏‌ای از عکس‌هایی که مریم زندی در دوران مختلف کاری‌اش گرفته بود، نمایش داده شد. پرتره‌هایی که به رمز و راز می‌مانند ناصر تقوایی - کارگردان سینما - سخنران دیگر این مراسم بود. تقوایی با بیان این‌که در کارهای مریم زندی می‏‌توان نمایشی از ملت ایران را دید، اظهار کرد: من وقتی مریم را دیدم با یک دوربین عکاسی بود. اگر آن دوربین دستش نبود، فکر می‏‌کردم چیزی در وجودش کم است. همیشه دوربین از شانه‏‌اش آویزان بود. حدود سال 1345 که تلویزیون ملی تأسیس شده بود، من به تلویزیون رفتم و مریم چند سال دیرتر آمد. به عادت خود من همیشه یک شلوار جین پایش بود و دوربین عکاسی‌اش را حتی وقتی عکس نمی‏‌گرفت، به همراه داشت. خیلی خوشحالم که امشب اینجا می‎بینم بعد از این همه سال هنوز آن یار جدانشدنی را با خودش دارد. او به دشواری عکاسی پرتره اشاره کرد و گفت: پرتره به نظر من، سخت‌‏ترین نوع عکاسی و بسیار متنوع است. شما وجوه شخصیتی خیلی از شاعران، مجسمه‎سازان و نقاشان ما را روی تصویرهای مریم می‏‌بینید. عکاسی از طبیعت ابتدای کار عکاسی است. مریم خیلی از این مرحله فراتر رفته، با دشوارترین نوع عکاسی، عکس‏‌های خوب می‏‌گیرد، یعنی با چهره انسان. یک دوره از کار اصلی خانم زندی به ساخت پرتره از آدم‏‌ها اختصاص دارد و به‌صورت خاطره‏‌ای از ما برای آیندگان باقی خواهد ماند. این کارگردان و عکاس سپس به بیان خاطره‌ای از سفرش به کاشان و سهراب سپهری پرداخت و گفت: یادم می‏‌آید سفری به کاشان رفته بودیم. سهراب سپهری اوقاتی که در تهران کاری نداشت، در روستایی نزدیک کاشان زندگی می‏‌کرد. مهمانخانه‌ی کوچکی بود که ما همیشه وقتی به کاشان می‌‏رفتیم در آنجا ساکن می‏‌شدیم. چون سهراب هم وقتی از روستا می‏‌آمد به کاشان، به همین مهمانخانه می‏‎آمد. دو سه بار پیش آمد که ما در این هتل یکدیگر را دیدیم. یک شبی که دور هم جمع بودیم، سهراب از جایی تعریف کرد که در پنج شش کیلومتری شهر کاشان است. گفت که من چیزی اینجا دیدم و بارها خواسته‏‌ام آن را نقاشی کنم، اما نشده. هر کاری می‏‌کنم نمی‏‌شود. سهراب آنجا طلوع خورشید را دیده بود. رفتیم آنجا و در دامنه‌ی تپه‏‌ای نشستیم که ناگهان خورشید از توی رودخانه درآمد. خیلی چشم‎انداز غریبی بود. سهراب گفت من نمی‎توانم این منظره را دربیاورم. بارها آمده‏‌ام، اینجا نشسته‏‌ام و این را کشیده‎ام، اما درنمی‎آید. من با عکاسی امتحان کردم. گاهی کار با طبیعت خیلی سخت می‏‌شود. طبیعت خیلی زیباست، ولی ما چطور توانسته‏‌ایم از طبیعت ایران عکس هنرمندانه بگیریم. طوری که بتوانیم چیزی به زیبایی طبیعت اضافه کنیم. اگر قرار باشد همان را ثبت کنیم که کاری انجام نداده‎ایم. دوربین عکاسی می‏‌تواند این کار را انجام بدهد. او ادامه داد: پرتره‏‌های خانم زندی به لحاظ تکنیکی دوگانه است. بعضی از آن‌ها در نور طبیعی روز یا در محیط جغرافیایی که پرسوناژش در آنجا زندگی می‏‌کند گرفته شده و زندگی در این عکس‏‌ها مطرح است و یکی پرتره‏‌هایی که در استودیو با نورپردازی‎های خودش گرفته که معمولا زمینه‌ی تاریک دارند و یک خطوطی از چهره نمودار می‏‌شود. چه اتفاقی در سوژه می‎افتد که دو حالت متفاوت را در دو نوع متفاوت ارائه می‏‌دهد؟ این چیزها هم مثل رمز و راز می‎ماند. زنی که هم قلمش را دارد هم دوربینش را در بخش دیگری از این مراسم، اسماعیل عباسی - عکاس - اظهار کرد: هر روز که زمین می‎گردد و خورشید می‎دمد، گروهی از آدمیان از خواب برمی‏‌خیزند تا جهان را به جای دو چشم با سه چشم بنگرند. آن‌ها نویسندگان زندگینامه‌ی تصویری زمین هستند. آن‌ها موجب تغییر شیوه‌ی دیدن ما می‎شوند. مریم زندی اگرچه از طریق دعوت به بازی در فیلم و مجموعه‌ی تلویزیونی توسط برادرش زنده‎یاد «نادر ابراهیمی» وارد کار بازیگری شد، اما آینده‌ی خود را به واسطه‌ی دوربینی که از برادرش گرفت، ترسیم کرد و بهتر بگویم ساخت. او افزود: زندی اگرچه برای تحصیل به دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی پا گذاشت، اما روحیه‌اش نه منطبق بر چارچوب‎هایی بود که سر از وزارت امور خارجه دربیاورد و نه در راهروهای دادگستری در پی چاره‎جویی برای این و آن باشد. او در انتخاب موضوع، سراغ موضوع‎های اجتماعی می‏‌رود. عکاسی که به گفته‌ی خود، نگاهش پیگیر مسائل اجتماعی و نشان دادن معضلات جامعه هست، باید روحیه‎ای خاص داشته باشد. چنین عکاسی باید توان نامحدود، اشتیاق فزاینده، روحی ماجراجو، قدرت حفظ خود در شرایط دشوار و شهامت رویارویی با خطر را داشته باشد و مریم زندی در حد شناخت من از چنین روحیه‎ای برخوردار است. او قلم را مانند بسیاری از عکاسان بر زمین نگذاشته که دوربین را بردارد. او هم قلمش را دارد و هم دوربینش را. اگرچه این قلم گاهی نافرمان می‏‌شود و تعهد می‏‌دهد که زندی دیگر عکاسی نکند! سپس محمودرضا بهمن‎پور - مدیر چاپ «نظر» - درباره‌ی پایداری مریم زندی در انتشار کتاب آثارش، گفت: مریم زندی برای من جنگجویی سازش‎ناپذیر است که سرانجام هم پیروز می‏‌شود. وقتی به ما گفتند که با حذف چند عکس می‏‌توانیم کتاب جدید او، انقلاب 57، را چاپ کنیم، خانم زندی نپذیرفت و ما به اجبار هفت سال صبر کردیم تا توانستیم مجوز چاپ کتاب را بدون هیچ‌گونه حذفی بگیریم. به دنبال رویاهایم رفتم سرانجام نوبت به مریم زندی رسید که در مراسم بزرگداشتش صحبت کند. او با بیان این‌که هر کاری کرده‏‌ام در جهت آنچه بوده که دوست داشته‎ام و به آن معتقد بوده‏‌ام، اظهار کرد: من همیشه به‌دنبال رؤیاهایم رفته‏ و یاد گرفته‏‌ام در این جامعه‌ی مردانه‌ی پر از تبعیض و مبتنی بر روابط کار کنم، بجنگم، حقم را بگیرم و نگذارم غمگین و ناامیدم کنند. طبیعی است با سابقه‌ی که از همکاری با آقای دهباشی دارم، دعوت ایشان را بپذیرم، بخصوص این دعوت زمانی بود که من می‎توانستم با پای خودم بیایم و لازم نبود من را با صندلی چرخ‌دار و نیمه‌بیهوش بیاورند! این عکاس ادامه داد: من حرف زیادی برای گفتن ندارم. همیشه گفته‏‌ام عکس‏‌های من حرف‏‌های من هستند و بسیاری از آن‌ها را شما دیده‏‌اید. پس حرف‏‌هایم را شنیده‏‌اید. همیشه گفته‎ام که عاشق حرفه‏‌ام، هنرم، «عکاسی» هستم و از شروع کارم سعی کرده‏‌ام آثارم تأثیرگذار، مفید و ماندگار باشد. در مجموعه‎های چهره‏‎ها که بیشتر من را با آن‌ها می‏‌شناسند، خواستم دوربینم را به سمت کسانی بگیرم و نور فلاشم را بر کسانی بتابانم که به‌طور سیستماتیک در تاریکی قرار داشتند. زندی افزود: در عکس‏‌هایم از طبیعت، خواستم مهرم و توجهم را به طبیعت نشان دهم و سعی کردم در عکس‏‌هایم نگاهی نو و بدعت‌گذار داشته باشم. در تقویم‎هایم سعی کرده‏‌ام مردم را با تصویر و با ایران آشنا کنم و عکس را به خانه‏‌های مردم برده‏‌ام. در کارهای اجتماعی و خبری‏‌ام، سعی کرده‏‌ام به آنچه که اسنادی است برای فرزندان‌مان و آیندگان، وفادار بمانم و نگاهی ثبت‌کننده و حقیقت‏‌جو داشته باشم و در همه‌ی کارهایم سعی کرده‎ام عشقم را به ایران، سرزمین غمگین محبوبم، نشان دهم و ثابت کنم. این عکاس به مشکلات کار عکاسی‌اش اشاره و اظهار کرد: کار کردن و مستقل بودن، بخصوص برای یک زن و در حرفه‏‌ای مثل عکاسی، در جامعه‌ی ما آسان نیست. پس من هم در طول 40 سال برای آن‌که بتوانم کار کنم و حقوقم را حفظ کنم جنگیده‏‌ام. کم و بیش در جریان انواع نامه‎های سرگشاده و مشکلات کاری و پرونده‏‌سازی‏‌های علیه من هستید که ترجیح می‎دهم در این‌باره دیگر حرفی نزنم؛ ولی آنچه می‎خواهم بگویم این است که پیروز این جنگ من بوده‎‎ام، زیرا بالاخره عکاسی‎ام را کرده‏‎ام، کتاب‏‌هایم را چاپ کرده‏‎ام و توانسته‎ام شریک ساختن فرهنگ جامعه‎ام باشم و جوابم را از مخاطبینم گرفته‏‌ام. می‏‌دانم کجا ایستاده‏‌ام، پس امشب برای من فرصتی است برای تشکر و سپاسگزاری از اندک یارانم، که نمی‏‌دانیم چقدر فرصت باقی است. او در پایان از مهندس ایلدای دادور و دخترانش دکتر مروارید و دکتر مارال دادور تشکر کرد و گفت: آن‌ها با محبت‏‌شان به من فرصت این را دادند که به دنبال رؤیایم و آنچه دوست دارم بروم. می‎خواهم از ابراهیم حقیقی تشکر کنم که دست همراهی و همفکری و همکاری‏‌اش همیشه پشت من بوده و بسیاری از موفقیت‏‌هایم را از جمله امکان چاپ کتاب‏‎های «چهره‎ها» مدیون او هستم. از محمودرضا بهمن‎پور تشکر می‎کنم که همراه من برای چاپ آخرین کتابم، انقلاب 57، هفت سال ایستادگی و مقاومت کرد و با چاپ کتاب، نیروی تازه‌‏ای در من دمید. از ناصر تقوایی عزیزم، اسماعیل عباسی عزیز، علی دهباشی و دوستان خوبم، علی شیلاندری و انوشه پیربادیان، نیز تشکر می‌کنم. مریم زندی؛ زنی که دنبال رویاهایش رفت+عکس
منبع: ایسنا

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها

پیشنهاد ما

نیازمندی ها