نگاه تحلیلگر/ گفتوگوی «نامهنیوز» با حسن بهشتیپور
ترامپ دنبال شکاف میان دولت و ملت ایران است
یک تحلیلگر مسائل سیاست خارجی گفت: با وجود لفاظیهای سیاسی، واشنگتن بهخوبی میداند که جنگ با ایران مانند سوریه و ونزوئلا نه قابل مدیریت است و نه قابل پیروزی.
گروه سیاست نامهنیوز: ترامپ در روزهای اخیر میکوشد با ایجاد جنگی روانی فضای داخلی ایران را ملتهب کند. این در حالی است که او پیشتر ادعا میکرد خواهان حل مسائل فیمابین با ایران از طریق مذاکره است.حالا پرسش آن است که او در شرایط کنونی چه هدفی را دنبال میکند؟
حسن بهشتیپور، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی، درباره این موضوع به «نامهنیوز» گفت: «تحولات اخیر درتنش بین تهران–تلآویو و افزایش گمانهزنیها درباره احتمال آغاز جنگ، بار دیگر این پرسش را به صدر تحلیلهای سیاسی بازگردانده است که آیا منطقه در آستانه یک درگیری جدید قرار دارد یا نه. اما بررسی دقیق شرایط داخلی اسرائیل، وضعیت اقتصادی این رژیم، ملاحظات آمریکا و همچنین واقعیتهای داخلی ایران نشان میدهد که جنگ، نه محتمل است و نه مطلوب؛ نه برای بازیگران خارجی و نه برای ایران. با این حال، خطر بهرهبرداری سیاسی از نارضایتیهای داخلی و سوءاستفاده برخی جریانها از فضای تنش همچنان پابرجاست. واقعیت این است که اسرائیل در موقعیت جنگ قرار ندارد. برخلاف فضاسازیهای رسانهای، اسرائیل در شرایطی قرار ندارد که بتواند جنگی گسترده را آغاز کند. درگیری همزمان در غزه، لبنان، سوریه، یمن و ایران هزینههای بیسابقهای بر بودجه این رژیم تحمیل کرده است. شکافهای داخلی، اعتراضات اجتماعی و بحران اقتصادی، توان تصمیمگیری و ظرفیت عملیاتی دولت نتانیاهو را بهشدت کاهش داده است. در چنین وضعیتی، تهدیدهای لفظی بیشتر کارکرد روانی دارند تا عملیاتی. اسرائیل میکوشد از نارضایتی اقتصادی بخشی از جامعه ایران بهرهبرداری کند، اما این واقعیت تغییری در ناتوانی ساختاری آن برای آغاز جنگ ایجاد نمیکند».
او ادامه داد: «آمریکا نیز در پی ماجراجویی جدید در غرب آسیا نیست. با وجود لفاظیهای سیاسی، واشنگتن بهخوبی میداند که جنگ با ایران مانند سوریه و ونزوئلا نه قابل مدیریت است و نه قابل پیروزی. دکترین اعلامی دولت آمریکا بر اولویت داخلی و بازگشت نفوذ به آمریکای لاتین متمرکز است. ورود به جنگی بزرگ در غرب آسیا، آن هم در شرایط رقابت فزاینده با چین، برای آمریکا هزینهزا و غیرعقلانی است. تجربههای اوکراین، سوریه و ونزوئلا نشان دادهاند که قدرتهای بزرگ، در نهایت منافع خود را بر سرنوشت ملتها ترجیح میدهند و از درگیریهای منطقهای تنها در جهت اهداف ژئوپلیتیک خود بهره میبرند. مسئله این است که نارضایتی داخلی در ایران واقعیت دارد؛ اما ابزار خارجیهاست. افزایش قیمت ارز، طلا و فشارهای اقتصادی، نارضایتی واقعی در میان اقشار کمدرآمد و متوسط ایجاد کرده است. این نارضایتی را نمیتوان به توطئه خارجی تقلیل داد؛ اما قدرتهای خارجی از آن بهرهبرداری میکنند. ترامپ با پیامهای مستقیم خطاب به مردم ایران تلاش میکند شکاف دولت–ملت را ایجاد کند. پاسخ هوشمندانه مردم ایران، همانگونه که در جنگ ۱۲ روزه نشان داده شد، ایستادگی در برابر مداخله خارجی و در عین حال مطالبهگری از دولت برای حل مشکلات اقتصادی است».
این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی همچنین بیان کرد: «هیچ راهبرد امنیتی بدون سرمایه اجتماعی پایدار نمیماند. اتحاد ملی زمانی شکل میگیرد که مردم احساس کنند صدایشان شنیده میشود و مشکلاتشان در اولویت است. رجوع به مردم، تقویت اعتماد عمومی و حل ریشهای مشکلات اقتصادی، پیششرط امنیت ملی است. در برابر تهدید خارجی، جامعه ایران همواره نشان داده که میتواند متحد باشد؛ اما این اتحاد نیازمند پاسخگویی، شفافیت و کارآمدی داخلی است. در فضای ملتهب کنونی، برخی جریانهای تندرو با طرح ایدههایی مانند حمله پیشدستانه به اسرائیل در عمل در مسیر منافع اسرائیل و آمریکا حرکت میکنند. این افراد از تداوم تحریمها، اقتصاد غیرشفاف و شرایط بحرانی سود میبرند. حمله پیشدستانه نهتنها بهانه کافی به دشمنان ایران میدهد، بلکه متحدان فعلی را از ایران دور میکند و کشورهای بیطرف منطقه را وارد درگیری میسازد. عقلانیت راهبردی حکم میکند که ایران در دام تحریکات نیفتد و از هرگونه اقدام شتابزده پرهیز کند. با وجود نبود شرایط مناسب برای مذاکره عزتمندانه، اصل مذاکره همچنان تنها راهحل واقعی برای کاهش تنشها و مدیریت بحران است. ایران بارها اعلام کرده که آماده گفتوگوست، اما مذاکره زمانی معنا دارد که طرف مقابل از دیکته کردن خواستهها دست بردارد. همچنانکه پیشنهادهای اخیر درباره غنیسازی منطقهای نیز تنها زمانی قابل بررسیاند که چارچوبهای دقیق، مکانیزمهای نظارتی و سازوکارهای اجرایی شفاف تعریف شوند. بدون این جزئیات، طرحها صرفاً در حد شعار باقی میمانند».
بهشتیپور در پایان گفت: «میانجیگری کشورهایی مانند عراق تنها زمانی مفید است که آمریکا رویکرد تحمیلی خود را تغییر دهد. مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم، چه در مسقط باشد چه در بغداد، بدون تغییر رفتار واشنگتن نتیجهای نخواهد داشت. در شرایط کنونی، جنگ محتمل نیست؛ اما خطر سوءاستفاده از نارضایتی داخلی و تحریک به اقدامات پرهزینه وجود دارد. راهبرد عقلانی ایران باید بر سه محور استوار باشد؛ نخست، تقویت انسجام داخلی از طریق حل مشکلات اقتصادی و رجوع به مردم. دوم، پرهیز از اقدامات شتابزده و خنثیسازی تلاشها برای کشاندن ایران به جنگ و سوم حفظ آمادگی برای مذاکره، بدون پذیرش دیکته و بدون چشمپوشی از منافع ملی. در جهانی که قدرتها ملتها را قربانی منافع خود میکنند، عقلانیت، وحدت ملی و دیپلماسی فعال تنها راههای حفظ امنیت و منافع ایران هستند».
دیدگاه تان را بنویسید