کد خبر: 625985
تاریخ انتشار :

گزینه‌ رئیسی برای کرسی وزارت امور خارجه + جزئیات

دولت رئیسی در اوج تنش در روابط خارجی ایران تشکیل می‌شود. کدام چهره می‌خواهد مدیریت این تنش‌ها را در دست بگیرد؟

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

با نزدیک شدن به روزهای حساس مراسم تحلیف ریاست جمهوری و معرفی کابینه دولت جدید بسیاری در مورد وزرا و اعضاء کابینه گمانه زنی می کنند. در این میان، شاید وزیر امور خارجه جدید یکی از مهم ترین وزاری دولت باشد و بسیاری از همین حالا لحظه شماری می کنند تا مسئول دیپلماسی ایران در 4سال آینده را بشناسند. معرفی وزیر امور خارجه از این جهت هم اهمیت دارد که رویکرد کلی سید ابراهیم رئیسی و دولتش را در مورد گره های بین المللی اخیر ایران و غرب و به خصوص مساله احیاء برجام نشان می دهد.

در این گزارش سعی داریم مروری داشته باشیم بر نامزدهای اصلی و مطرح شده برای نشستن بر سکان وزارت امور خارجه. پیش از این اما بد نیست مروری بر تاریخچه وزارت امور خارجه در 40 سال اخیر و چالش های تاریخی  و فعلی آن داشته باشیم.

مروری بر وزرای امور خارجه ایران

شاید وزارت امور خارجه یکی از قدیمی ترین وزارت خانه های تاریخ ایران باشد. ضرورت ارتباط با کشورهای خارجی باعث شد ایران از زمان حکومت های باستانی تا کنون نهادی برای این امر ایجاد کند.

از زمان فتحعلی شاه قاجار تا سقوط پهلوی افراد مختلفی سکان وزارت امور خارجه را بر عهده داشته اند. افرادی چون مشیرالدوله، حسن اسفندیاری، وثوق الدوله، محمد مصدق، ذکاء الملک فروغی، حسن تقی زاده، علی سهیلی، علی اصغر حکمت، حسین فاطمی، اردشیر زاهدی و ... از جمله مهم ترین و مشهور ترین وزاری امور خارجه قبل از انقلاب اسلامی بوده اند.

بعد از انقلاب اسلامی افراد گوناگونی وزیر امور خارجه شدند. کریم سنجابی، ابراهیم یزدی، ابوالحسن بنی صدر و صادق قطب زاده (به عنوان سرپرست وزارت امور خارجه از جانب شورای انقلاب)، محمد کریم خداپناهی ( سرپرست وزارت خانه در دولت اول)، محمد علی رجایی (سرپرست وزارت خانه در دولت اول)، میرحسین موسوی، علی اکبر ولایتی، کمال خرازی، منوچهر متکی، علی اکبر صالحی و جواد ظریف به ترتیب وزیر یا سرپرست وزارت امور خارجه بوده اند.

اکنون بد نیست به برخی از چالش های ایران در زمان وزارت افراد فوق اشاره کنیم:

کریم سنجابی/ دولت موقت انقلاب وارد عرصه بین المللی می شود

انتخاب کریم سنجابی به عنوان وزیر امور خارجه دولت موقت ( دولت مهدی بازرگان) یک انتخاب بسیار هوشمندانه بود. انقلاب اسلامی ایران باعث ترس بسیاری از دول خارجی شده بود. سنجابی رهبر جبهه ملی بود و نزد دول غربی چهره ای مقبول داشت. از این رو، بسیاری بر آنند که انتخاب سنجابی باعث آرامش موقتی روابط خارجی ایران جدید شد.

با وجود این، سنجابی در همان ابتدای کار مشکلات فراوانی داشت. ایران انقلابی هنوز کینه آمریکا را به دل داشت و دوست نداشت آمریکا بدون غرامت دادن از زیر بار اقداماتش فرار کند. در همان ابتدای انقلاب مارکسیست ها به سفارت آمریکا در ایران حمله کردند و اگر با آنها برخورد نمی شد شاید سنجابی در همان ابتدای کارش با یک بحران لاینحل مواجه می شد.

مساله دیگر، اختلاف سنجابی و دولت موقت بر سر چینش تیم سیاست خارجی بود. بازرگان و اطرافیانش با برخی معاونین سنجابی مخالف بودند اما سنجابی شرط کرده بود که در انتخاب معاونین و همکارانش آزاد باشد. دولت موقتا شرط سنجابی را پذیرفت اما جراید و برخی گروه ها آتش زیر خاکستر را شعله ور کردند. انتقاد جراید انقلابی آن زمان به سنجابی فقط مربوط به انتخاب معاونین او نبود. طبق ادعای برخی روزنامه ها سنجابی در عید سال 58 برای تعطیلات به آمریکا رفته بود. این ادعا باعث خشم شدید مردم انقلابی شد و برای سنجابی دردسر ایجاد کرد.

در همین زمان، اختلاف سنجابی و دولت موقت بیشتر و بیشتر شد و سرانجام سنجابی به بهانه بیماری از مقام خود استعفا داد. او بعد از استعفا راهی بیمارستان شد تا مراحل درمان خود را کامل کند. هاشمی رفسنجانی به عیادتش رفت و از قول امام خمینی (ره) از او خواست که تا برگزاری رفراندوم سال 58 استعفا خود را به تعویق بیندازد. سنجابی قبول کرد و بعد از همه پرسی فروردین 58 از مقام خود کنار رفت.

بحران بزرگ آغاز می شود/ از مساله استرداد شاه تا تسخیر سفارت آمریکا

با استعفاء کریم سنجابی، ابراهیم یزدی به جای او وزیر امور خارجه دولت موقت گشت. ابراهیم یزدی در همان ابتدا وارث مشکلات وزارت خانه سنجابی شد. مشکلات ایران و آمریکا با سفر شاه به آمریکا و شایعه پناهنده شدن بیشتر شد. همزمان، دیدار مخفیانه ابراهیم یزدی، مهدی چمران و مهدی بازرگان با مقامات آمریکایی و شخص زیبگنیو برژیسنکی مشاور امنیت ملی کاخ سفید و افشا شدن این ملاقات وزارت امور خارجه وشخص بازرگان و یزدی را دچار دردسر فراوان کرد.

تقابل یزدی با انقلابی های داخلی از یک طرف و مقامات کشورهای خارجی و سازمان ملل که دولت جدید ایران را متهم به تندروی، مقابله سخت با مقامات رژیم سابق و اعدام فرماندهان ساواک و ارتش می کردند، باعث شد وزارت امور خارجه در یکی از سخت ترین شرایط خود قرار بگیرد.

با این حال، یک اتفاق شوکه کننده آخرین ضربه را بر پیکر روز به روز نحیف تر شده وزارت امور خارجه ابراهیم یزدی زد. دانشجویان پیرو خط امام در تاریخ 13 آبان 1358 به سفارت آمریکا در تهران حمله کرده و بعد از تسخیر آن، کارکنان آنجا را به گروگان گرفتند.

این اتفاق توسط دولت موقت و ابراهیم یزدی قابل پذیرش نبود و دولت به بهانه خودمختاری و استقلال گروه های انقلابی مختلف و ضعف دولت در اجرای سیاست های خود استعفا داد و طبعا ابراهیم یزدی نیز پست وزارت امور خارجه را برای همیشه ترک گفت.

با استعفای دولت موقت، امام شورای انقلاب را مامور اداره دولت کرد و ابوالحسن بنی صدر که برای ریاست جمهوری آماده می شد وزارت خارجه را پذیرفت. حالا مشکلات ایران و آمریکا چند برابر شده بود. به جز مساله پولهای بلوکه شده ایران در آمریکا و استرداد شاه، مساله جدیدی به عنوان آزادسازی گروگان های آمریکایی نیز به وجود آمده بود. بنی صدر سعی داشت از طریق معاوضه گروگان ها با شاه یا پولهای بلوکه شده مساله را حل کند اما بحران داخلی به حدی وسیع بود که بنی صدر را بی انگیزه کرد و او یک ماه بعد از آغاز کارش استعفا داده و ترجیح داد خود را آماده کارساز انتخابات ریاست جمهوری کند.

دومین وزیر امور خارجه دولت شورای انقلاب، صادق قطب زاده بود. همراه امام خمینی (ره) در پاریس مواضع ضد شوروی و کمونیسیتی تندی داشت؛ از این رو به محض ورود به وزارت امور خارجه شورای انقلاب، با مخالفت روس ها مواجه شد. با این حال، مشکل اصلی قطب زاده نیز نه شوروی بلکه همچنان آمریکا بود.

مهم ترین اقدام قطب زاده در دوران وزارتش، شایعه باز پس گرفتن شاه از پاناما برای پایان ماجرای گروگان ها بود. اصل قضیه و نگاه داشتن هواپیمای شاه برای چند ساعت درست بود اما قطب زاده قصد استفاده تبلیغاتی داشت تا در کارزار انتخابات به کار او بیاید. اتفاقی که به کار نیامد و او شکست سنگینی در انتخابات ریاست جمهوری متحمل شد.

همچنین در دوران قطب زاده آمریکا به طبس حمله کرد تا با یک حمله برق آسا گروگان هایش را نجات دهد. این عملیات با شکست مفتضحانه ای مواجه شد و در پی آن، روابط ایران و آمریکا به درخواست جیمی کارتر (رئیس جمهور وقت آمریکا) قطع شد؛ تصمیمی که البته تا امروز پابرجا مانده است.

سیاست خارجه در دوران جنگ 8 ساله

با انتخاب ابوالحسن بنی صدر به عنوان رئیس جمهور و تشکیل اولین دولت جمهوری اسلامی ایران، یک اتفاق مهم رخ داد که همه مسائل داخلی و خارجی را به حاشیه برد. حمله رژیم بعث عراق به ایران و آغاز جنگ تحمیلی مسائل جدیدی برای ایران انقلابی به وجود آورد.

اتفاق عجیب و مهم در این دوره این بود که در گرماگرم جنگ، وزارت امور خارجه هیچ سکان داری نداشت. بین رئیس جمهور وقت (ابوالحسن بنی صدر) و نخست وزیر (محمد علی رجایی) اختلاف شدیدی بر سر انتخاب وزیر امور خارجه پیش آمد. رجایی دوست داشت میرحسن موسوی را به عنوان وزیر انتخاب کند اما بنی صدر با موسوی مخالف بود. این کشمکش بین رئیس جمهور  و نخست وزیر ادامه پیدا کرد و باعث شد در طول حدودا دو سال ریاست جمهوری بنی صدر، وزارت امور خارجه وزیر نداشته باشد و محمد علی رجایی با حفظ سمتِ نخست وزیری، سرپرستی وزارت امور خارجه را هم بر عهده بگیرد.

به جز جنگ، وقایع دیگری نیز در جریان بود. مساله آزاد سازی گروگان های آمریکا و استرداد پولهای ایران توسط دولت ایالات متحده، وزارت بی وزیر امور خارجه را به دردسر انداخت. در مهر 1359 ابراهیم نبوی به نمایندگی از وزارت امور خارجه ایران به الجزایر رفت تا مساله گروگان گیری را حل کند.

به موجب عهدنامه  الجزایر طرفین متعهد گردیدند که:

ایران گروگان‌های آمریکایی را آزاد کند. آمریکا در امور داخلی ایران (چه از لحاظ سیاسی و چه نظامی) مداخله نکند.

آمریکا مجازات‌های تجاری و اقتصادی را لغو و دارایی‌های مسدود شده ایران را آزاد کند.

هر دو کشور متعهد شوند که تا زمان انعقاد کامل بیانیه‌ها از رسیدگی به دعاوی اتباع و دولت‌ها علیه یک‌ دیگر، خودداری کنند و آن‌ها را به داوری مرضی‌الطرفین ارجاع دهند.

آمریکا می‌بایست اطمینان دهد که هر گونه تصمیمات دادگاه ایالتی در رابطه با انتقال هر گونه دارایی حکومت پیشین، مستقل از اصل مصونیت شاه اجرا خواهد کرد.

قروض ایران به نهادهای آمریکایی پرداخت شود.

در بهار سال 1361 اختلاف رجایی و بنی صدر به مجلس نیز کشیده و به اختلاف بنی صدر و حزب جمهوری اسلامی تبدیل شد. افزایش این اختلافات و به خصوص انتقادات به بنی صدر در مورد اداره جنگ نهایتا باعث شد مجلس به عدم کفایت سیاسی او رای داده و او را از این مقام عزل کند.

بعد از این اتفاق، شورای ریاست جمهوری موقتا مسئول اداره کشور شد و در مرداد 1360 هم مجددا انتخابات ریاست جمهوری برگزار گردید و محمد علی رجایی به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد. رجایی پیش از انتخابات و در زمان ریاست بر شورای ریاست جمهوری، میرحسین موسوی را به عنوان وزیر امور خارجه معرفی کرده و موسوی نیز از مجلس رای گرفته بود. میرحسن موسوی دوران کوتاهی را در وزارت امور خارجه داشت و از این رو اقدامات خاصی را نتوانست انجام دهد. مهم ترین اقدام او تلاش برای شکستن ائتلاف عراق با کشورهای عربی و ایجاد یک اتحاد منطقه ای علیه ایران در اوج جنگ تحمیلی بود که البته این تلاش منجر به نزدیک شدن ایران به سوریه و لیبی شد. با بمب گذاری در دفتر ریاست جمهوری و شهادت  محمد علی رجایی بار دیگر دولت از بین رفت و انتخابات دیگری برگزار شد.

با برگزاری مجدد انتخابات ریاست جمهوری، آیت الله سید علی خامنه ای به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد و ایشان میرحسین موسوی را به عنوان وزیر امور خارجه معرفی نمودند. با انتخاب موسوی به عنوان نخست وزیر، علی اکبر ولایتی به عنوان وزیر امور خارجه انتخاب شد.

علی رغم انتخاب چند وزیر امور خارجه در دو سال، علی اکبر ولایتی یک دوره ثبات را در وزارت امور خارجه تجربه کرد. او 16 سال وزیر امور خارجه بود و توانست در 8 سال ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای و 8 سال ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی این وزارت خانه را اداره کند.

در 8 سال ابتدایی وزارت ولایتی مساله جنگ و ارتباط با غرب مهم ترین گره های وزارت خانه او بودند.

در دوره اول وزارت ولایتی چند اتفاق حاشیه ای رخ داد که او و وزارت امور خارجه را درگیر کرد. ماجرای مک فارلین یکی از اتفاقات مهم وزارت امور خارجه در دوره ولایتی بود (در این باره اینجا بخوانید). مساله کشتار و شهادت حجاج ایرانی در حج سال 66 نیز یکی دیگر از بحران های خارجی ایران بود که روابط ایران و عربستان را بحرانی کرد.

با وجود این مسائل، مهم ترین حادثه در سال 68 به وقوع پیوست. جنگ هشت ساله به سخت ترین روزهای خود رسیده و نیروها دچار فرسایش شده بودند. در این شرایط سازمان ملل سعی داشت دو کشور درگیر را به صلح وا دارد. متن قطعنامه جنگ ایران و عراق در ابتدا با مخالفت دولت ایران موجه شد و ولایتی از سازمان ملل قاطعانه خواست عراق به عنوان مسئول آغاز جنگ شناخته  شده و غرامت بپردازد. با این حال، با حمله وحشیانه آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران و شهادت مظلومانه مسافران و وقوع چند اتفاق در جنگ مانند سقوط فاو ایران سرانجام قطعنامه اصلاح شده 598 را پذیرفت و جنگ 8 ساله بین ایران و عراق به پایان رسید.

وزارت امور خارجه در دوره سازندگی

با پیروزی اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری سال 68 و همزمان پایان جنگ تحمیلی، کشور در مسیر بازسازی قرار گرفت. در این دوره تنش زدایی نسبی خارجی یکی از اهداف وزارت امور خارجه بود. علی اکبر ولایتی در دوره دوم زعامت خود سعی کرد به خصوص در حوزه روابط با همسایگان و بالاخص عربستان پیشرفت هایی را به وجود آورد.

با وجود این، در همان دوره 8 ساله نیز مشکلاتی برای ولایتی و وزارت خانه اش به وجود آمد. مساله اسرائیل و لغو مسابقه با ورزشکارهای رژیم اشغالگر قدس ( که البته در سال 1983 آغاز شده بود و در سالهای بعد ادامه یافت)، ماجرای میکونوس و خروج سفیران 15 کشور اروپایی از ایران و فشار آمریکا بر کشورمان و اعمال تحریم های گسترده از جمله اصلی ترین مسائل وزارت امور خارجه در 8 سال دوم وزارت ولایتی بود.

کمال خرازی و سیاست گفتگوی تمدن ها

با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال 76 و پیروزی سید محمد خاتمی، جریان جدیدی در کشور به وجود آمد. اصلاح طلبان با شعار افزایش حقوق مدنی، آزادی های اجتماعی و سیاسی و تنش زدایی با کشورهای خارجی به قدرت رسیدند.

محمد خاتمی به وزارت 16 ساله ولایتی پایان داد و کمال خرازی را که پیش از این، سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل بود به عنوان وزیر امور خارجه به مجلس معرفی کرد.

ماموریت خرازی تنش زدایی در روابط ایران و غرب بود. در طول 8 سال وزارت خرازی، ایران به خصوص روابط بسیار خوبی با کشورهای اروپایی ( بالاخص تروئیکا یعنی انگلیس و آلمان و فرانسه) پیدا کرد و تنش های بین ایران و آمریکا نیز تا حدی کم شد؛ تا جایی که تیم ملی کشتی آمریکا به ایران سفر کرد و در اتفاقی تاریخی در ایران مسابقه داد. این اتفاق البته بسیار حاشیه ساز بود. روزنامه جمهوری اسلامی  در آن زمان به این اتفاق سخت تاخت و امکان برنده شدن تیم آمریکا و بالا رفتن پرچم ایالات متحده و پخش سرود ملی این کشور را در ایران باعث شرم ‌ساری دانست.

در مورد بهبود روابط ایران و آمریکا در این دوره یک نکته دیگر نیز لازم به ذکر است. در این دوره است که  مادلین آلبرایت (وزیر اسبق امور خارجه آمریکا) بابت شرکت در کودتای 28 مرداد علیه محمد مصدق ابراز تاسف کرد و خواستار بهبود روابط بین دو کشور شد.

با وجود این وقایع، وزارت امور خارجه خرازی در سال های پایانی  دولت خاتمی با حواشی بسیاری روبه رو شد. وقوع جنگ در افغانستان و به شهادت رسیدن دیپلمات های ایرانی در مزارشریف و احتمال جنگ با طالبان، حمله آمریکا به افغانستان و عراق، مساله کنفرانس برلین و ... از جمله حواشی خرازی در این دوره بود.

 اما شاید مساله مذاکرات هسته ای مهم ترین اتفاق سیاست خارجی در این دوره باشد. در سال 2002 مشخص شد که ایران در حال از سرگیری فعالیت هسته ای خود بعد از مدتی وقفه است. کشورهای اروپایی  و آمریکا با این اتفاق مخالفت کردند و مسیر طولانی و سخت مذاکرات هسته ای بین ایران و غرب آغاز شد.

در آن زمان حسن روحانی، دبیر شورای امنیت ملی بود. روحانی با همراهی خرازی و تیم مذاکره کننده توافق نامه های بروکسل و پاریس را به امضا رسانده و ایران توافق کرد کلیه فعالیت‌های مربوط به غنی‌سازی و بازفرآوری مانند ساخت، تولید، نصب، آزمایش، سرهم‌بندی و راه‌اندازی سانتریفیوژهای گازی، و فعالیت‌های مربوط به جداسازی پلوتونیم را متوقف کند و در عوض اتحادیه اروپا سعی در پذیرش ایران در سازمان تجارت جهانی نماید.

منوچهر متکی و بازگشت بحران بین المللی

با پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات سال 84 همه چیز تغییر کرد. ایران در مقابل غرب قرار گرفت، فعالیت هسته ای ایران از سر گرفته شد و احمدی نژاد با حمله به هولوکاست و اظهارات جنجالی اش باعث افزایش نگاه بدبینانه به ایران شد.

در همین زمان، از سرگیری فعالیت هسته ای ایران و بی توجهی به قطعنامه های سازمان ملل، ایران را به دردسر انداخت. منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران در این دوره بود. او باید مساله هسته ای را حل می کرد و مانع صدور قطع نامه علیه ایران می شد که البته در این راه موفقیتی به دست نیاورد.

بعد از انتخابات 1388 و پیروزی مجدد احمدی نژاد، رئیس جمهور وقت تیم جدیدی را وارد دولت خود کرد. رحیمی مشایی و برخی نزدیکان او وارد دولت شدند و هرچند متکی همچنان وزیر امور خارجه باقی ماند اما اختلافاتش با احمدی نژاد بیشتر و بیشتر شد تا جایی که سرانجام به طرز بسیار عجیبی از مقامش عزل شد.

متکی در بیست و دوم آذر ماه 1389 در حالی که به منظور ابلاغ پیام محمود احمدی‌ نژاد در سنگال به سر می‌برد، از سمت خود برکنار شد. این اتفاق کم سابقه باعث انتقادات شدید به احمدی نژاد و دولتش شد و دولت سنگال نیز آن را توهین به خود تلقی کرد.

طبق برخی ادعاها علت اصلی عزل ناگهانی متکی درگیری لفظی او با حمید بقایی، نماینده ویژه رئیس‌جمهور در امور آسیا بوده است. گویا بقایی نسبت به کشتار ارامنه به دست ترکیه عثمانی اعتراض کرده و این اقدام او باعث ناراحتی ترکیه شده بود و متکی هم به بقایی تشر زده و این سخنان او را نسنجیده خوانده بود.

علی اکبر صالحی و گره کوری به نام توافق هسته ای

در پی عزل منوچهر متکی، احمدی نژاد، رییس سازمان انرژی اتمی را برای وزارت خارجه در نظر گرفت. در این دوره مساله هسته ای تبدیل به یک گره کور شده بود و صالحی ماموریت داشت با توجه به توان فنی اش این مساله را حل کند.

صالحی در کنار سعید جلیلی ( دبیر وقت شورای عالی امنیت) مسئول حل بحران هسته ای و لغو قطعنامه ها و تحریم ها بودند. اگرچه از نظر برخی، صالحی در این دوره قدرت زیادی نداشت و جلیلی حرف اول و آخر را می زد اما در مورد مسائل فنی هسته ای صاحب رای بود و هر چند نتوانست بحران هسته ای را در زمان احمدی نژاد حل کند اما همین توان فنی باعث شد بعد از حضورش در وزارت امور خارجه در دوره حسن روحانی بار دیگر رئیس سازمان انرژی اتمی ایران شود.

دوران 8 ساله محمد جواد ظریف؛ برجام، ترامپ، برجام

با انتخاب حسن روحانی به عنوان وزیر امور خارجه، محمد جواد ظریف به عنوان وزیر امور خارجه انتخاب شد. ظریف مدتها سفیر ایران در سازمان ملل متحد بود که در زمان احمدی نژاد از این مقام عزل گشت. با ورود ظریف به کابینه همه فهمیدند اصلی ترین مساله دولت حسن روحانی حل مساله سیاست خارجی و توافق هسته ای با کشورهای غربی است. روحانی در طول تبلیغات انتخاباتی نیز وعده حل سریع بحران هسته ای را داده بود.

با انتخاب ظریف به عنوان وزیر امور خارجه، تیم مذاکره کننده هسته ای به سرعت کار خود را آغاز کرد. در این مذاکرات برای نخستین باز وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و آمریکا (ظریف  و جان کری) با هم ملاقات کردند.

مذاکرات تیم سیاست خارجی ایران و 5+1 حدودا 2 سال طول کشید و سرانجام در وین اتریش به نتیجه رسید. در طول این دو سال ایران و غرب تصمیم گرفتند در توافق نامه ای به نام برجام مساله هسته ای را به پایان برسانند.  فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و ظریف، در یک نشست رسمی در مقابل رسانه‌ ها در وین با خواندن بیانیه‌ ای به زبان انگلیسی و فارسی اعلام کردند که توافق نهایی در برنامه هسته ‌ای ایران به دست آمده ‌است.

بعد از انعقاد برجام، ظریف تبدیل به یکی از محبوب ترین سیاستمداران ایران شد. بسیاری او را با امیر کبیر مقایسه می کردند و برخی هم او را بزرگترین دیپلمات ایران می دانستند. با این حال، گروهی نیز منتقد شدید برجام بوده و با آن مخالفت می کردند.

بعد از انتخابات 2016 آمریکا و پیروزی دونالد ترامپ جمهوری خواه و تندرو برجام نیز دچار تزلزل شد. با خروج شوکه کننده آمریکا از برجام این توفق تقریبا از اعتبار افتاد و تمام رشته های ظریف پنبه شد. البته ظریف تلاش کرد برجام را با اروپایی ها ادامه دهد اما همه می دانستند برجام بدون آمریکا معنای خاصی ندارد.

از سال 94 تا 1400 ظریف تقریبا درگیر بحران های بسیار زیادی بود. روابط آمریکا و ایران و تحریم های سخت ترامپ دو کشور را تا آستانه جنگ پیش برد. روابط ایران و عربستان در پی اشغال سفارت این کشور به هم ریخت. در داخل نیز بسیاری در کار وزارت امور خارجه دخالت می کردند. ظریف روز به روز ناتوان تر می شد و اعتبارش هم کمتر.

این اتفاقات باعث استعفا ظریف هم شد. وزیر امور خارجه در روز 6 اسفند ماه سال 97 با انتشار پستی در صفحه شخصی اش در اینستاگرام استعفا خود را اعلام کرد که البته با این استعفا مخالف شد. بهانه او سفر برخی مقامات کشورهای دیگر به ایران بدون هماهنگی با وزارت امور خارجه بود.

ظریف در یک فایل صوتی که جنجال زیادی برای او ایجاد کرد، علیه سپاه قدس نیز صحبت هایی کرد و به مقامات این ارگان اتهام زد که در کار دیپلماسی او دخالت می کنند.

مذاکره با طالبان در تهران، توافق 25 ساله ایران و چین، دست دادن با اوباما در حاشیه برگزاری هفتادمین دوره مجمع عمومی سازمان ملل متحد، درگیری لفظی با کوچک زاده (نماینده مجلس) و ... از جمله حواشی دیگر محمد جواد ظریف در طول 8 سال سکان داری وزارت امور خارجه بوده است.

مهم ترین چالش های وزارت امور خارجه در دولت جدید

وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدا با چالش های بسیار زیادی مواجه بوده است. بررسی چالش های وزرای امور خارجه بالا نشان می دهد بسیاری از این وزرا در مقطعی با مقامات بالا دستی خود به اختلاف خورده اند. کریم سنجابی، ابراهیم یزدی، کمال خرازی، منوچهر متکی و حتی محمد جواد ظریف در مقاطعی از دخالت مقامات بالادستی در کارشان انتقاد کرده اند. این اتفاق نشان می دهد که شاید قدرت وزارت امور خارجه در اجرای سیاست های کلی هم آنقدرها زیاد نیست و کار برخی وزرا را به استعفا می کشاند.

اگر این مساله کلی را کنار بگذاریم، مساله برجام شاید مهم ترین گره سیاست خارجی دولت آینده ایران باشد. برجام مساله ای است که می تواند آینده ایران وغرب، تحریم ها و سرنوشت دیپلماتیک کشور را تغییر دهد. پذیرش برجام به یک معنا قبول ارتباط دیپلماتیک (حداقلی) با غرب است. این ارتباط به معنای حل سریع یک سری مسائل مهم دیگر است. شاید قبول FATF و خروج سریع از لیست سیاه آن، یکی از جدی ترین اولویت های سیاست خارجی ایران باشد. مساله ای که البته دیگر از دست وزارت امور خارجه خارج شده و مسئول مستقیمش، مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

مسائل منطقه ای نیز یکی دیگر از بحران های سیاست خارجه در این سالها است. حسن روحانی با وعده حل اختلافات با برخی رقبای منطقه ای به خصوص عربستان سعودی به پاستور آمد. با وجود این، در پایان 8 سال قدرت او، روابط دیپلماتیک ایران و عربستان به یک ویرانه تبدیل شده است. قدرت گیری طالبان در افغانستان، حضور ترکیه در سوریه و شمال آفریقا، اعتراضات مردمی در عراق و لبنان و به خصوص حضورعربستان در پاکستان همه و همه بحران های منطقه ای ایران است.

مساله قرارداد 25 ساله ایران و چین و ارتباط با روسیه نیز از جمله مسائل مهم دولت جدید در عرصه بین المللی است. چرخش ایران از غرب به شرق به خصوص در مورد مساله نفت (اینجا بخوانید)، چیزی است که شاید وضعیت دیپلماتیک دولت بعدی را به کلی تغییر دهد. امروز بسیاری در داخل از این چرخش تاریخی سخن می گویند و دولت جدید اگر موضع مناسب و منسجمی در این رابطه نداشته باشد ممکن است آسیب فراوانی به رابطه ایران با غرب و شرق وارد کند.

همچنین، افزایش تجاوزگری رژیم صهیونیستی و اقدامات خرابکارانه آنان از جمله مسائل ایران در 4 سال آینده خواهد بود. هر چند دولت اسرائیل تغییر کرده و نتانیاهو کنار رفته است اما اقدامات خصمانه اسرائیل در دولت جدید نیز تداوم یافته و اوضاع را به وخامت کشانده است.

چه کسی وزیر امور خارجه دولت سیزدهم می شود؟

در مورد وزیر امور خارجه آینده کشور گمانه زنی های مختلفی شده است. در میان چهره های مطرح شده، دو دسته شخصیت سیاسی وجود دارند. دسته اول طیف دیپلمات های اصولگرا و نزدیک به جبهه پایداری و سعید جلیلی هستند. سعید جلیلی که در انتخابات 1400 ابتدا رقیب رئیسی بود و بعد به نفع او کنار کشید. دسته دوم نیز، دیپلمات های حاضر در وزارت امور خارجه فعلی هستند که گرایش اصولگرایی بیشتری داشته و بعضا با دولت نیز فاصله پیدا کرده اند.

در طیف اول، خود سعید جلیلی (عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی از سال 97 و مسئول سابق تیم مذاکره کننده هسته ای)، علی باقری کنی (معاون امور بین‌الملل قوه قضائیه ایران و دبیر ستاد حقوق بشر و معاون جلیلی در زمان مسئولیت در شورای عالی امنیت و مذاکرات هسته ای)، منوچهر متکی (وزیر امور خارجه اسبق ایران)، سید علی حسینی تاش (معاون راهبردی و بررسی‌های عمومی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در زمان علی لاریجانی) و مهدی صفری (عضو تیم مذاکره کننده هسته ای در زمان حضور جلیلی در شورای عالی امنیت) محتمل ترین گزینه هستند.  در طیف دوم هم نام حسین امیرعبداللهیان (معاون عربی آفریقایی ظریف و دستیار ویژه رئیس مجلس شورای اسلامی در زمان لاریجانی)، کاظم غریب‌آبادی (نماینده دائم ایران در دفتر سازمان ملل متحد در وین)، علی اکبر صالحی (وزیر امور خارجه سابق و رئیس فعلی سازمان انرژی اتمی کشور) و حتی عباس عراقچی (معاون وزیر امور خارجه و مسئول تیم مذاکره کننده در وین) شنیده می شود.

در میان گزینه های بالا دو نام حسین امیرعبداللهیان و علی باقری بیش از بقیه شنیده می شود. به نظر می رسد ابراهیم رئیسی اکنون میان دو گزینه برای سیاست کلی خارجی و دیپلماتیک اش مردد است. به نظر می رسد برجام همچنان اصلی ترین گره سیاست خارجی ایران باشد. ابراهیم رئیسی پیش از این درباره برجام گفته بود: «یک روز اقتصاد را به یک قرارداد گره زدیم و گفتیم باید برجام بسته شود، یک روز به اجرای آن و روز دیگر به احیای آن گره خورد. اقتصاد کشور به هیچ عنوان نباید گره به نوعی از این قراردادها بخورد.» این اظهار نظر نشان می دهد که رئیسی نمی خواهد تیم سیاست خارجه اش را در بند برجام نگه دارد. با این حال، همانطور که او در جایی دیگر گفته حل مساله برجام و پایبندی به آن در اولویت های سیاست های خارجه او قرار دارند. از این رو شاید امیر عبداللهیان گزینه مناسبی برای وزارت امور خارجه باشد. او هم در دوره ظریف، معاون وزیر امور خارجه بوده، هم مدتی مشاور علی لاریجانی بود و هم تا حدی از تیم فعلی سیاست خارجه فاصله گرفته است. از این رو یک چهره میانه رو است که در عین عدم انحصار اولویت های وزارت امور خارجه به برجام، آن را به کلی کنار نمی گذارد.

با این حال، علی باقری نیز چهره ای است که نامش بسیار مطرح می شود. باقری اخیرا در نخستین دیدار دیپلماتیک ابراهیم رئیسی ( دیدار با وزیر خارجه هند) حاضر بود. همچنین، نزدیکی بسیار باقری به رئیسی به‌ دلیل انتصابش در قوه ‌قضائیه و ازسوی دیگر نزدیکی ‌اش به سعید جلیلی، دبیر اسبق شورای‌عالی امنیت ملی در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی ‌نژاد و حضور در تیم مذاکره کننده هسته ای در آن زمان او را به وزارت امور خارجه نزدیک تر می کند. لازم به ذکر است که ابراهیم رئیسی، باقری کنی را به‌عنوان یکی از اعضاء تیم سیاست خارجی خود در دوران انتقال به کمیته‌ «تطبیق متن نهایی توافق احتمالی ایران و گروه ۱+۴» معرفی کرده و او در بسیاری از جلسات در کنار عباس عراقچی می نشیند.

 

منبع: خبر فوری

 

 

 

دیدگاه تان را بنویسید

 

پیشنهاد ما