عطریانفر : مذاکره برای مذاکره معنا ندارد
محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در یادداشتی برای «فرهیختگان» نوشت:
رهبرانقلاب معتقدند نظام و سیستم اداره کشور مکلفند، متکی بر قاعده و گزاره بهرسمیت شناختهشده «تکلیف در برابر اختیار» یا همان «قانون حق و تکلیف» تکالیفشان را انجام دهند و بهموقع هم پاسخگو باشند. زمانی که رهبری به یک موردی ورود میکنند و موضوعی را مدنظر قرار میدهند، حتماً یک استدلال عقلانی و منطقی پشت آن است که میخواهند برونرفتی را پیش پای مردم باز کنند. ورود رهبری در گفتوگوی پنجشنبهشبشان ذیل همین تحلیل کلی، میگنجد؛ به این معنا که باید ابتدا نیتخوانی کنیم که مبنای ورود رهبری بر پایه این نظریه عقلی و منطقی اشارهکردهشده چیست. ظاهراً به این جمعبندی میرسیم که ایشان بر دو سه نکته تأکید داشتند و آن نقاط و کلیدواژههایی است که باید روی آنها توقف کنیم و از یک فرایند انحرافی نگران باشیم و آن نگرانی ما را به این سمت دلالت میکند که رهبری در آن نقطه قاطع اظهارنظر کرده و راهگشایی کردهاند. معمولاً قول رهبری قول فصل است، قول پایانبخش است، قوّه تعیینکننده است، زبان و کلام جهتدهنده است. ایشان سه نکته را مورد تأکید قرار دادند.
یکی از محورهای مورد نظر ایشان موضوع روز ما با آمریکاست؛ ما در یک چالش سنگین هستهای و موشکی و این جنگ ۱۲ روزه با آمریکا و اسرائیل بودیم و اینکه آیا پیامد این ماجرا ما را اسیر خودباختگی کرد یا خودباوری؛ صحبت ایشان تأکید بر خودباوری بود. مهمترین نشانه که مورد اقبال مردم هم بوده و نیازی به تأیید هم از ناحیه مردم ندارد و پیشاپیش حاصل شد، این بود که برخلاف توقعی که دشمن داشت در حادثه ۱۲ روزه که با حملهای که صورت میدادند، آن حمله مقدمهای میشود یا لگدی میشود که بر دریزده شود که سقف را بر سر ملت خراب کند، این اتفاق نیفتاد. نهتنها این لگد کارساز نبود، بلکه حتی مختصر انتقادها و مرزبندیهایی که بین بدنهای از جامعه ایرانی و حاکمیت بود، این را هم مرتفع کرد و صدای واحدی از خلال شهروندان، از درون قلب و روح و روان و زبان شهروندان با حاکمیت بیرون آمد و یکصدا شدند و در واقع، در مقام دفاع از تمامیت ملی و تمامیت حیثیت استقلالی کشور، یک سخن را فریاد کردند. پیشاپیش این اتفاق افتاد.
رهبری مجدداً به این اشاره کردند. اشارهشان به گذشته نبود؛ فکر میکنم بیشتر تأکیدشان بر این بود که ای ملت! اگر قرار بر این است که بحرانهای آتی را از سر بگذرانیم، یکپارچگی و انسجام ملی که در سطوحی بین ملت و حاکمیت برقرار شد، مجدداً باید استمرار پیدا کند.
نکته دیگر هم برمیگشت به اینکه آیا ما از موضع ضعف امکان ارتباط با رقیب یا دشمن را بر پایه یک مذاکرات داریم؟ گفتند به هیچ عنوان ما حقارت ناپذیریم، اگرچه مذاکره هیچگاه از دستور کار سیاستورزان ما خارج نشده؛ اما مذاکره برای مذاکره معنا ندارد. مذاکره برای تحقق و رسیدن به یک پایه تفاهمی مورد تأکید قرار میگیرد. در خلال فرمایشات رهبری این بود کسانی که تصورشان این است نیازمندیم که کشوری مثل عربستان واسطه بشود، به هیچ عنوان.
اولاً زبان ملت ایران و سیاستمدارانش و استراتژیستهایش بسیار فراتر از این میتواند بینالمللی باشد؛ دهها برابر کارآمدتر از ظرفیتهای ارتباطی عربستان با دنیای غرب این توان ارتباط را دارد. زمانی که کشور عربستان در قهقرا سیر کرده، ایران زبان دیپلماسی داشته و توانسته مسائلش را حل کند؛ نه تنها مسائل خودش، بلکه توانسته واسطه بشود برای حل بسیاری از مسائل در کشورهای منطقه و پیرامونی.
از این جهت اشاره کردند که ما نیاز نداریم از کسانی بهره بگیریم که ورود آنها به ماجرا دلالت بر حقارت سیاستورزی نزد ایرانیان دارد؛ به
هیچ عنوان اینطور نیست.
ما در شرایط متعارفی نیستیم که جریانات سیاسی رقیب بهخصوص کسانی که در جناح مخالف دولت قرار گرفتند، همان رویکردهایی را داشته باشند که در شرایط عادی دارند. در شرایط بحرانی، زمانی که کشور درگیر کشاکشهای سنگین با دنیای پیرامون است، معمولاً اجازه نمیدهند که انتقادها به حدی جهت پیدا کند که مایه تضعیف حاکمیت دولت بشود. اینکه رهبری از دولت دفاع کردند، بیشتر خطابشان معطوف به نمایندگان افراطی مجلس بود. دفاع از دولت و ضرورت حمایت از دولت؛ در ذهنیت رهبری بیشتر معطوف به نیروهای رادیکالی بود که هنگام و نابهنگام، در هر شرایطی فقط زبان تیزشان را بدون توجه به شرایط بحرانی علیه دولت تیز میکنند و میخواهند آسیب بزنند و کشور را از اثربخشی و کارآمدی بیندازند.
دیدگاه تان را بنویسید