چرا اختلال در تنگه هرمز هزینههای حملونقل جهان را افزایش داده است؟
تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای دریایی جهان برای جابهجایی انرژی و کالا است و هرگونه اختلال جدی در تردد کشتیها در این مسیر میتواند فراتر از منطقه خلیج فارس، بازار حملونقل بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهد. در ماههای اخیر، کاهش شدید عبور کشتیها از این مسیر باعث افزایش هزینه سوخت، بیمه ریسک جنگ و هزینههای مربوط به تغییر مسیر شده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده در سپتامبر ۲۰۲۶، تعداد کشتیهای حامل کالا که در یک بازه هفتگی از تنگه هرمز عبور کردهاند، به شکل محسوسی کاهش یافته است. این وضعیت به معنای توقف کامل تردد نیست، اما کاهش شدید رفتوآمد در یکی از مهمترین گلوگاههای تجارت دریایی، هزینه و زمان جابهجایی کالا را افزایش داده است.
چرا تنگه هرمز برای تجارت جهانی اهمیت دارد؟
اهمیت تنگه هرمز تنها به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمیشود. بخش قابل توجهی از تجارت دریایی انرژی جهان از این مسیر عبور میکند و به همین دلیل، هرگونه اختلال در آن میتواند بر قیمت سوخت کشتیها و هزینه حمل کالا در مسیرهای مختلف اثر بگذارد.
گزارش کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد (UNCTAD) نشان میدهد که حدود یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکند. این مسیر همچنین برای انتقال گاز طبیعی مایع و برخی مواد اولیه مانند کودهای شیمیایی اهمیت دارد. بنابراین کاهش تردد در هرمز فقط یک مسئله مربوط به نفتکشها نیست و میتواند بخشهای مختلف زنجیره تأمین را تحت فشار قرار دهد.
چرا کاهش تردد کشتیها هزینه حمل را بالا میبرد؟
در نگاه اول ممکن است تصور شود وقتی تعداد کشتیهای عبوری کاهش پیدا میکند، هزینه حمل نیز باید کمتر شود؛ اما در شرایط بحرانی، عوامل دیگری وارد محاسبات میشوند. افزایش ریسک، بالا رفتن قیمت سوخت، طولانی شدن مسیر و هزینههای بیمه میتوانند اثر بسیار بیشتری از کاهش تقاضا داشته باشند.
شرکتهای کشتیرانی در چنین شرایطی باید برای خطرات احتمالی هزینه بیشتری پرداخت کنند. این هزینهها در نهایت میتواند در قالب افزایش نرخ حمل، هزینههای اضافی یا افزایش قیمت خدمات لجستیکی به مشتری منتقل شود.
سوخت گرانتر؛ یکی از مهمترین عوامل افزایش هزینه
کشتیهای تجاری برای طی کردن مسیرهای طولانی به حجم زیادی سوخت نیاز دارند. هنگامی که اختلال در یک مسیر مهم باعث افزایش قیمت سوخت دریایی شود، هزینه عملیاتی ناوگان نیز افزایش پیدا میکند.
از سوی دیگر، تغییر مسیر کشتیها میتواند مسافت سفر را بیشتر کند. هر روز اضافه در مسیر به معنای مصرف بیشتر سوخت، دستمزد خدمه، هزینه نگهداری و استفاده طولانیتر از کشتی است. به همین دلیل حتی کالایی که مقصد آن مستقیماً به منطقه خلیج فارس ارتباطی ندارد نیز ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرد.
ریسک جنگ چگونه وارد قیمت حملونقل میشود؟
عامل مهم دیگر، افزایش هزینه بیمه است. زمانی که یک مسیر دریایی در معرض خطرات امنیتی قرار میگیرد، شرکتهای بیمه برای پوشش کشتی و محموله حق بیمه بیشتری مطالبه میکنند.
گزارشهای UNCTAD و سازمان بینالمللی دریانوردی نشان میدهد که افزایش ریسک در مسیرهای منطقه باعث رشد هزینههای مرتبط با بیمه و ایمنی کشتیها شده است. برای شرکت حملونقل، این هزینه بخشی از قیمت نهایی جابهجایی کالا محسوب میشود و میتواند به نرخ حمل اضافه شود.
تغییر مسیر کشتیها چه اثری بر زنجیره تأمین دارد؟
اگر یک شرکت کشتیرانی تصمیم بگیرد برای کاهش ریسک از مسیر جایگزین استفاده کند، مشکل تنها افزایش مسافت نیست. تغییر مسیر میتواند زمان رسیدن کالا را افزایش دهد و برنامه ورود کشتی به بنادر مختلف را نیز تغییر دهد.
این تأخیرها در ادامه ممکن است باعث ازدحام در بنادر، افزایش هزینه انبارداری و دشوارتر شدن برنامهریزی برای شرکتهای واردکننده و صادرکننده شود. به همین دلیل اختلال در یک مسیر دریایی میتواند اثر خود را در چندین نقطه از زنجیره تأمین نشان دهد.

چرا حملونقل هوایی در چنین شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند؟
در شرایطی که حمل دریایی با تأخیر یا افزایش هزینه مواجه میشود، بخشی از صاحبان کالا به گزینههای سریعتر مانند حمل هوایی توجه بیشتری نشان میدهند. البته حمل هوایی معمولاً برای کالاهای حساس به زمان یا محمولههایی با حجم و وزن مشخص اقتصادیتر است و نمیتواند جایگزین کامل کشتی شود.
برای نمونه، کسبوکاری که نیاز دارد کالا یا تجهیزات مشخصی را در مدت کوتاهتری به آمریکای شمالی برساند، ممکن است به سراغ فریت بار کانادا یا سایر گزینههای حمل هوایی برود. انتخاب روش مناسب به وزن، حجم، نوع کالا، زمان موردنیاز و هزینه نهایی بستگی دارد.
آیا افزایش هزینه فقط مربوط به حمل دریایی است؟
خیر. افزایش هزینه در حمل دریایی میتواند به شکل غیرمستقیم بر سایر روشهای حمل نیز اثر بگذارد. زمانی که بخشی از صاحبان کالا از دریا به مسیرهای هوایی یا ترکیبی روی میآورند، تقاضا برای ظرفیتهای جایگزین افزایش پیدا میکند.
در تجارت بینالمللی، انتخاب میان هواپیما، کشتی یا مسیرهای زمینی معمولاً بر اساس یک عامل انجام نمیشود. زمان تحویل، وزن و حجم بار، نوع کالا، مقصد، محدودیتهای گمرکی و شرایط مسیر همگی در تصمیم نهایی نقش دارند. برای مثال، ارسال یک محموله حجیم به استرالیا همچنان ممکن است از نظر اقتصادی با حمل بار با کشتی به استرالیا منطقیتر باشد، حتی اگر زمان بیشتری نیاز داشته باشد.
تأثیر اختلال هرمز بر حمل کانتینری
تأثیر بحران تنها به نفتکشها محدود نمانده است. گزارشهای بازار حملونقل در سپتامبر ۲۰۲۶ از افزایش قابل توجه نرخ برخی مسیرهای کانتینری و رشد هزینه سوخت کشتیها خبر میدهند.
وقتی نرخ حمل یک کانتینر افزایش پیدا میکند، شرکت واردکننده باید هزینه بیشتری برای رساندن همان کالا به مقصد پرداخت کند. این افزایش هزینه ممکن است در نهایت به قیمت تمامشده کالا، هزینه توزیع و در برخی موارد قیمت مصرفکننده منتقل شود.
البته میزان اثرگذاری برای همه کالاها یکسان نیست. کالاهایی که حاشیه سود بالاتر یا ارزش بیشتری دارند ممکن است افزایش هزینه حمل را راحتتر جذب کنند، در حالی که برای کالاهای کمارزشتر، هزینه حمل میتواند سهم قابل توجهی از قیمت نهایی را تشکیل دهد.
آیا حمل هوایی میتواند جایگزین حمل دریایی شود؟
در بیشتر موارد، پاسخ مثبت یا منفی مطلقی وجود ندارد. حمل هوایی از نظر سرعت مزیت قابل توجهی دارد، اما ظرفیت و هزینه آن با حمل دریایی قابل مقایسه نیست. به همین دلیل، انتخاب روش حمل باید بر اساس ویژگیهای هر محموله انجام شود.
برای کالاهای سبکتر یا محمولههایی که زمان تحویل اهمیت زیادی دارد، گزینههایی مانند فریت بار آمریکا میتواند مورد بررسی قرار گیرد. در مقابل، کالاهای حجیم و محمولههایی که محدودیت زمانی کمتری دارند، معمولاً گزینههای دریایی را نیز در سبد انتخاب خود نگه میدارند.

اختلال در هرمز چه پیامی برای تجارت جهانی دارد؟
تجربه اختلال در تنگه هرمز بار دیگر نشان میدهد که زنجیره تأمین جهانی تا چه اندازه به مسیرهای دریایی اصلی وابسته است. یک گلوگاه جغرافیایی میتواند همزمان بر سوخت، بیمه، زمان حمل، نرخ کشتیها و هزینه نهایی کالا تأثیر بگذارد.
به همین دلیل شرکتهای فعال در تجارت بینالمللی بیش از گذشته به تنوع مسیرها، ترکیب روشهای حمل و برنامهریزی برای شرایط غیرعادی توجه میکنند. در چنین شرایطی، انتخاب روش حمل صرفاً بر اساس ارزانترین قیمت انجام نمیشود؛ بلکه ریسک، زمان و قابلیت اطمینان مسیر نیز اهمیت پیدا میکند.
اختلال در تردد تنگه هرمز نمونهای روشن از این واقعیت است که هزینه حملونقل بینالمللی فقط به فاصله میان مبدأ و مقصد وابسته نیست. قیمت سوخت، بیمه، امنیت مسیر، ظرفیت ناوگان، زمان انتظار و حتی امکان استفاده از مسیرهای جایگزین میتوانند هزینه نهایی یک محموله را تغییر دهند.
دیدگاه تان را بنویسید