بازار بورس ایران طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین مقاصد سرمایهگذاری برای خانوارهای ایرانی تبدیل شده است. بسیاری از مردم با امید دستیابی به بازدهی بالا وارد این بازار شدند، اما نوسانات شدید شاخص، سقوط برخی نمادهای بزرگ و بیاعتمادی عمومی باعث شد که بورس به یکی از بحثبرانگیزترین حوزههای اقتصادی تبدیل شود.
بازاری که در ظاهر قرار بود موتور مولد سرمایهگذاری باشد، امروز بیشتر به آینهای از بیثباتی اقتصادی و سیاستگذاریهای متناقض شباهت دارد.
در سال ۱۴۰۴، شاخص کل بورس در محدوده چند میلیون واحد نوسان میکند. در ظاهر، ورود پول حقیقی نشانگر اعتماد دوباره سرمایهگذاران است، اما تحلیلگران میگویند این روند پایدار نیست؛ چراکه هنوز متغیرهای بنیادی همچون نرخ ارز، سیاستهای بانکی و کسری بودجه، چشمانداز بازار را مبهم کردهاند.
میانتیتر: نقدینگی سرگردان و رفتار هیجانی سرمایهگذاران
در بسیاری از روزها، بازار بورس از منطق اقتصادی فاصله میگیرد و بیشتر به رفتار جمعی و موجهای هیجانی وابسته است. زمانی که شاخص رشد میکند، هجوم سرمایهگذاران خرد به بازار باعث افزایش تقاضا میشود، اما با نخستین نشانه نزول، همان پولها با سرعت خارج میشود و صف فروش شکل میگیرد.
این سیکل تکرارشونده، بورس ایران را از یک بازار بلندمدت به محلی برای سفتهبازی کوتاهمدت تبدیل کرده است.
از سوی دیگر، افزایش نرخ بهره بانکی در دورههای اخیر باعث خروج بخشی از نقدینگی از بازار سرمایه شده است. وقتی سپردهگذاری بانکی سودی بالاتر از بازده بازار سهام داشته باشد، سرمایهگذاران خرد ترجیح میدهند دارایی خود را بهسمت گزینههای کمریسکتر ببرند.
میانتیتر: چالش شفافیت و ساختار مدیریتی
یکی از مشکلات ساختاری بورس ایران، ضعف در شفافیت اطلاعات و دسترسی نابرابر به دادههای مالی است. بسیاری از شرکتهای بورسی گزارشهای خود را با تأخیر منتشر میکنند یا در افشای واقعیتهای مالیشان محافظهکارانه عمل میکنند. همین امر زمینه را برای دستکاری قیمتی و سوءاستفاده فراهم میکند.
از سوی دیگر، برخی تصمیمات سازمان بورس و شورای عالی بورس گاه بدون هماهنگی با سایر ارکان اقتصادی گرفته میشود؛ تصمیماتی که میتواند طی یک شب بازار را دچار شوک کند — از دامنه نوسان گرفته تا تغییر حجم مبنا.
در واقع، بازار سهام ایران بهجای اینکه بر پایه پیشبینی سودآوری و عملکرد شرکتها حرکت کند، بیشتر تابع تصمیمات مقطعی و هیجانات بیرونی است. همین بیثباتی نهادی، عامل اصلی کاهش اعتماد عمومی و خروج تدریجی سرمایهگذاران حقیقی بوده است.
میانتیتر: وابستگی بورس به سیاست و نرخ ارز
بورس ایران بهشدت از نرخ دلار تأثیر میگیرد. افزایش نرخ ارز معمولاً باعث رشد نمادهای صادراتمحور میشود و افت آن موجی از رکود را در کل بازار به راه میاندازد.
اما این وابستگی نشاندهنده ضعف بنیادی بازار است؛ چراکه رشد شاخص نه از مسیر افزایش بهرهوری شرکتها، بلکه از مسیر کاهش ارزش پول ملی حاصل میشود.
علاوه بر این، بیثباتی در سیاستهای کلان اقتصادی، از جمله تغییرات مداوم در نرخ بهره، مالیات بر عایدی سرمایه و نحوه عرضه اولیهها، باعث شده بازار در فضای عدم اطمینان دائمی قرار گیرد.
میانتیتر: مسیر اصلاح و امید به بازسازی اعتماد
کارشناسان برای اصلاح وضعیت بورس، چند پیشنهاد کلیدی دارند:
۱. افزایش شفافیت و نظارت دقیقتر بر اطلاعات شرکتها تا سرمایهگذار بتواند تصمیم آگاهانه بگیرد.
۲. کاهش دخالتهای مقطعی در تصمیمات بازار و ثباتبخشی به مقررات معاملاتی.
۳. تقویت بازار اولیه و تشویق به عرضه واقعی شرکتهای سودده برای افزایش عمق بازار.
۴. همراستا کردن سیاستهای پولی و مالی با بازار سرمایه تا سرمایهگذار احساس امنیت و پیشبینیپذیری داشته باشد.
اگر بورس بتواند از این مسیر اصلاح عبور کند، میتواند دوباره به جایگاه واقعی خود یعنی موتور تأمین مالی تولید و بخش خصوصی بازگردد. در غیر این صورت، این بازار همچنان میان نوسان، بیاعتمادی و سیاستزدگی گرفتار خواهد ماند.