مؤسسه خاورمیانه بررسی کرد:
چگونه انتخابات عراق رقابت آمریکا و ایران را شکل خواهد داد؟
پارلمانی که زیر فشار آمریکا بخواهد این مسیرها را محدود کند، دردسرساز خواهد بود؛ اما پارلمانی که «سری که درد نمیکند را دستمال نمیبندند» ترجیح دهد، شریانهای ایران را باز نگه میدارد.
مؤسسه خاورمیانه در تحلیلی راجعبه انتخابات اخیر عراق نوشت:
پیام ایالات متحده روشن است: تثبیت وضعیت پساجنگ، سرمایهگذاری آمریکا، همکاری انرژی و دسترسی به دلار، همگی مشروط به آن است که بغداد بتواند قدرتمندترین جناحهای همسو با ایران را مهار کند. با این حال، این کمپین در نقطهای حساس با منافع واشنگتن گره میخورد؛ منافعی که اقتصاد عراق را به اقتصاد آمریکا وصل کرده است. شرکتهای بزرگ انرژی آمریکا جایگاه خود در بخش بالادستی نفت عراق را گسترش دادهاند و قراردادهای گاز طبیعی متعارف و مایع امضا کردهاند تا هم کمبود مزمن برق عراق را کاهش دهند و هم نیاز کشور به واردات انرژی از ایران را کمتر کنند.
دریافتهای نفتی عراق همچنان از طریق سیستم فدرال رزرو آمریکا انجام میشود؛ سیستمی که هم ابزار فشار است و هم مسیری که واشنگتن مایل نیست آن را چنان سختگیرانه سیاسی کند که دولت بغداد—که هنوز برای مقابله با تروریسم و مدیریت بحرانهای منطقهای به همکاری آمریکا نیاز دارد—بیثبات شود. حاصل این وضعیت، سیاستی است آمیخته از تهدید و وعده؛ سیاستی که میکوشد هم بازار جهانی انرژی را آرام نگه دارد و هم لطمهای به منافع شرکتهای آمریکایی در عراق وارد نشود. اما این تعادل شکننده در پارلمان آینده بغداد که باید درباره وضعیت قانونی و رد پای بودجهای نیروهای بسیج مردمی تصمیمگیری کند، با چالشهایی جدیتر روبهرو خواهد شد؛ جایی که تقریباً تمام خطوط رقابت ایران و آمریکا در عراق به هم میرسند.
برای ایران، عراق در آنِ واحد عمق راهبردی، پناهگاه سیاسی و خط حیاتی اقتصادی است. نتایج انتخابات ۱۱ نوامبر و رقابت برای تشکیل ائتلاف حاکم تعیین میکند چه کسانی اهرمهای بودجهای، انتصابات امنیت داخلی و کمیتههایی را کنترل خواهند کرد که میتوانند خودمختاری نیروهای بسیج مردمی را—در قامت یکی از بازوهای کلیدی ایران—تصویب یا محدود کنند. مشخص خواهد شد آیا فردی در مقام نخستوزیر میتواند هم با واشنگتن تعامل کند و هم با ائتلاف چتری احزاب شیعه—که بخشی از آن از تهران حمایت میشود اما با جریان مقتدی صدر اختلاف دارند—به بنبست نرسد. همچنین روشن میشود که آیا بلوکهای سنی و کردی میتوانند تحریم انتخابات از سوی جریان صدر را به اهرم بیشتری در تشکیل دولت تبدیل کنند یا خیر.
تهران ترجیح میدهد دولت در اختیار ساختار قدرت شیعی باشد، اما نخستوزیر شیعهای را که به واشنگتن، پایتختهای خلیج فارس یا حتی آنکارا روی خوش نشان دهد نیز تحمل میکند—و حتی گاهی آن را ترجیح میدهد، زیرا چنین دولتی میتواند نقش پل میان ایران و آمریکا و جهان عرب را بازی کند.
با این حال، خطوط قرمز ایران روشن است:
نه خلع سلاح گسترده جناحهای طرفدار ایران،
نه همسویی خصمانه با سیاست تحریمهای آمریکا،
و نه باز گذاشتن مسیر برای اقدامات نظامی اسرائیل یا آمریکا از خاک عراق.
در کنار اینها، مسأله کلیدی اقتصاد است: تجارت ایران، کانالهای بانکی و مسیرهای تأمین قانونی و غیرقانونی تا حد زیادی به عراق متکی است. پارلمانی که زیر فشار آمریکا بخواهد این مسیرها را محدود کند، دردسرساز خواهد بود؛ اما پارلمانی که «سری که درد نمیکند را دستمال نمیبندند» ترجیح دهد، شریانهای ایران را باز نگه میدارد. / جماران
دیدگاه تان را بنویسید