کد خبر: 235730
تاریخ انتشار :

یک خاطره از سیدمحمود دعایی

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

به گزارش نامه نیوز، آنچه در زیر برای سیدمحمود دعایی - که مراسم نکوداشتش با حضور صدها چهره علمی وفرهنگی حسادتم را برانگیخت- نوشته ام،صرفا کاری است همانند آنکه پیرزن کلاف به دست کرد. سالهاپیش -اواسط دهه 70- او را که از مجلس ختم مرحوم برادر حاج حسین آقای شریعتمداری خارج شده بود دیدم. در خیابان مجاور مسجددر خیابان نیروی هوایی روی پله های خانه ای نشسته بود. سلامی کردم و گفتم حاج آقا چرا اینجا؟ گفت قرارمان بادوستی که با هم آمده ایم اینجاست. احتمالا رفته سیگار بخرد. تعارف کردم که با هم برویم و تاکید کردم شما را به روزنامه اطلاعات(که آن روزها در خیابان خیام بود) می رسانم. تعارفم را رد کرد که: دل این دوست عزیزم می شکند. در همین اثنا صدای بوق خودرویی توجه او را جلب کرد. ماشین پیکان زهوار دررفته روزنامه اطلاعات بود. به گرمی خداحافظی کرد.
یاد گرفتم که می شود به "راننده" گفت:"دوست عزیز" و می شود برای آنکه راننده موسسه اطلاعات ، از دیرآمدنش شرمنده نشود روی پله ای نشست و منتظرش ماند و برای اینکه بیشتر شرمنده شود، سوار ماشین فرد دیگری نشد.
منبع: خبرآنلاین

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها