چین، همه متحدان آمریکا را در نوردید/ کمپین فشار حداکثری آمریکا شکست
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
تاریخچه سند همکاری ۲۵ ساله میان ایران و چین، یک هفته پس از شروعِ اجرای برجام و به سفر «شی جین پینگ» رئیسجمهوری چین در بهمنماه سال ۹۴ به تهران باز میگردد. زمانی که دو کشور بیانیه مشترک و رسمی را امضا کردند که در یکی از بندهای آن از اراده راسخ دو طرف برای گسترش همکاریهای جامع ۲۵ ساله سخن گفته شد.
رئیسجمهوری چین پس از این توافق گفت: «اقتصاد چین و ایران مکمل یکدیگر هستند و در این سفر درخصوص برنامهریزی برای همکاری استراتژیک ۲۵ ساله به توافق رسیدهایم و آماده گسترش و تعمیق همکاریها در بخشهای فرهنگی، آموزشی، فناوری، نظامی و امنیتی در سطح شرکای راهبردی، هستیم و ایجاد سازوکاری برای افزایش همکاریهای امنیتی در مواجهه با تروریسم را ضروری میدانیم.»
حال این موضوع سال گذشته و در سفر «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه به چین پی گرفته و سند ابتدایی و پیشنویس به مقامات چینی ارائه شد. در ادامه تعیین جزئیات مورد نظر ایران و چین درباره همکاری مشترک، اول تیر ماه سال جاری هیئت دولت پیشنویس دیگری از این برنامه ۲۵ ساله را تصویب و ظریف را مأمور ادامه مذاکرات با چین کرد.
اعلام این خبر از سوی علی ربیعی، سخنگوی دولت کافی بود تا حملهها به روابط ایران و چین و این قرارداد امضاء نشده از سوی مخالفان داخلی و رسانههای بیگانه علیه ایران وارد فازِ تازهای شود. سندی که از سال 94 تاکنون در دست بررسی بوده و طی دو سال گذشته با سفر مقامات ایرانی به چین و همچنین سفر هیئتهای چینی به ایران به صورت جدی تر در دستور کار قرار گرفته است. پیش از این هم روابط تجاری ایران و چین در بالاترین سطح خود قرار داشته که بر عرصه روابط سیاسی دو کشور نیز تاثیرگذار بوده است. حال سوال این است که جنجالآفرینی در مورد دو کشوری که سالهاست با یکدیگر مراودات سیاسی و تجاری دارند از کجا آغاز شد؟
7 تیرماه، کانالِ دولت بهار، سخنانی از محمود احمدینژاد در جمعی از مردم از گیلان را منتشر کرد که وی قرارداد 25 ساله ایران و چین را، قراردادی مخفیانه عنوان کرده بود. احمدینژاد که در فن بیان پوپولیستی تبحر خاصی دارد، درباره این قرارداد ایران و چین گفته بود: «نمایندگان مجلس که این قرارداد را مورد تأیید قرار دادند از متن آن اظهار بیاطلاعی کردهاند و اکنون نیز شنیدهام که در حال مذاکره هستند و میخواهند یک قرارداد جدید ۲۵ ساله با یک کشور خارجی منعقد کنند و هیچکس هم خبر ندارد.»
هرچند ناگفته نماند که بیشتر خبرسازیها درباره این سند از سایت انگلیسی «پترولیوم اکونومیست» ریشه میگیرد. بازهم پایِ انگلیسیها در میان آمده و رسانه وابسته به این کشور - انگلیس که یَدِ طولانی در ایجاد توطئه تحت عنوان توطئه انگلیسی دارند- مدعی شده بود در این سند، تهران و پکن برای سرمایهگذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری چینیها در صنعت نفت، گاز، پتروشیمی، صنعت و حوزه حمل ونقل ایران به توافق رسیده اند و شرکتهای چینی برای حضور در هر گونه پروژه انرژی ایران در اولویت قرار خواهند گرفت. از دیگر شانتاژهای خبری این نشریه حضور قریب الوقوع پنج هزار نیروی امنیتی چینی برای حفاظت از منافع این کشور در ایران بود.
به ادعای این رسانه انگلیسی، چین میتواند بخشی از تولیدات نفت، گاز و پتروشیمی ایران را با تخفیف تا حدود ۳۲ درصدی خریداری و پولش را حداکثر تا دو سال پرداخت کند. بنا بر این ادعاها ایران این امکان را دارد که با کمک بانکها، پول محصولات خود را به ارز مرجع تبدیل کند و چین به دنبال تخفیف ۸ تا ۱۲ درصدی بر مبنای نرخ مبادله دلار است.
به دنبالِ این اقدام انگلیسیها، برخی داخلیها نیز دچار اشتباه شده و به شایعات و خبرسازی این سایت انگلیسی دامن زدند. تا جایی که حسن نوروزی، نماینده رباط کریم در مجلس، اسفند سال گذشته گفته بود مذاکراتی از سوی دولت در حال انجام بود که جزیره کیش به مدت ۲۵ سال به چینیها واگذار شود.»
استفاده از عبارت «هیچ کس خبر ندارد» از سوی احمدینژاد نیز در ادامه کافی بود تا رسانههای بیگانه، حمله به دولت را آغاز کنند. در حالی که این قرارداد بین ایران و چین، مانند قراردادهای دوجانبه بین کشورهای دیگر است که طبیعتا طرفها براساس منافع ملی متقابل، اقدام به توافق میکنند.
«محمدجواد جمالی نوبندگانی» که در مجلس دهم، سابقه عضویت در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس را دارد در واکنش به اظهاراتِ احمدی نژاد، مبنی براینکه هیچ کس از این قرارداد خبر ندارد، تصریح کرد : «خودِ احمدینژاد، کسی بود که در رابطه با عدم جابجایی اطلاعات به شدت واکنش نشان داد. شاید جزو معدود کسانی باشد که رهبری از حضور در انتخابات دور گذشته او را منع کرد ولی باز هم در انتخابات شرکت کرد. احمدینژاد جز هزینه تراشی، هیچ سود دیگری نداشت و فقط روی آورد به نامههای ذلیلانه به مقامات آمریکایی و هیچکدام پاسخ داده نشد. بهتر است او به توئیت زدن برای مایکل جکسون و افراد دیگر که شاید بیشتر به صلاحش باشد، بپردازد.»
این نماینده پیشین کمیسیون امنیت ملی با اشاره به اینکه، امضاء توافقات بین دو کشور، امری طبیعی است، به خبرنگار سیاسی برنا گفت: بسیاری از کشورها موافقتنامههای طولانی مدت را که برای دو طرف میتواند، مفید باشد و اطمینان خاطری از مراودات به وجود میآورد را به انجام میرسانند. یقینا مواردی که در این موافقتنامهها آورده میشود مورد بررسی و دقت نظر کامل برای حفظ منافع ملی است.
او با بیان اینکه در این سند منافع دوطرف به ویژه منافع کشور ایران در آن لحاظ و حفظ شده و ما باید یک عقل سیاسی و اقتصادی برای این مساله داشته باشیم، تصریح کرد: «بقیه مسائل به نظر من مسائل انحرافی است و بیشتر برای تحت فشار قرار دادن و ترساندن مردم است. نه تنها بین ایران و چین بلکه میان بسیاری از کشورهای دیگر هم روابط راهبردی و طولانی مدت، وجود دارد من جمله اروپاییها، آمریکاییها و خیلی از کشورها با یکدیگر روابط طولانی مدتی دارند، چطور برای آنها مسالهای نیست؟ فکر میکنم مجموعه حاکمیت نظام در جریان کامل این قضیه هستند و شخص مقام معظم رهبری در جریان این قضیه هستند و این سندهای راهبردی در هر وزارتخانهای در حال بررسی است. من امیدوارم آن چیزی که به نفع منافع ملی است همان کار انجام شود.»
به هر روی در حالی که برخی از کنشگران، این قرارداد را خلافِ منافع ملی تلقی میکنند تا جایی که از آن به عنوان «ترکمنچای دوم» یاد می شود اما در مقابل واکنش ها، این سند به عنوان یک سند راهبردی به منظور توسعه مناسبات همهجانبه ایران با چین است که می تواند، موتور رشد و پیشرفت ایران، آن هم در شرایط تحریمی باشد به ویژه اینکه دو کشور ایران و چین هر دو مورد تحریم آمریکا قرار گرفتهاند و در واقع چین به عنوان کشوری شناخته شده است که به عنوان یک قدرت نوظهور در برابر آمریکا، قد علم کرده و آمریکا از رشد چین هراسان و نگران شده است و این نگرانی را میتوان به ویژه از زمان روی کارآمدن ترامپ در کاخ سفید به خوبی درک کرد. تحریم شرکت هوآوی از سوی آمریکا و رایزنی آمریکا با کشورهای اروپایی و کشورهای دیگر برای تحریم محصولات چینی، خود نمونهای است که میتوان به رشد بی سابقه چین در اقتصاد و سبقت آن از بسیاری از کشورهای توسعه یافته اشاره کرد.
پیشرفتی که حتی شیوع کرونا در این کشور نیز نتوانست بر این امر تاثیر زیادی بگذارد. از این روی سند دو جانبه ایران و چین میتواند، دَرِ پیشرفت و توسعه را به روی ایران باز کند. به گفته بسیاری از تحلیلگران، جهان، جهانِ منافع است و هیچ کشوری حاضر نیست از منافع خود در ارتباط با کشورهای دیگر بگذرد و ایران و چین به عنوان دو متحد راهبردی چه در حوزه سیاسی و اقتصادی از این قاعده مستثنی نیستند.
گذشته از اینها، بررسی نموداری که اخیرا توسط نشریه اکونومیست منتشر و به سرعت "وایرال" شد، نشان میدهد اقتصادهای بزرگ دنیا نظیر آلمان، انگلیس، استرالیا، ژاپن، فرانسه و حتی کل جهان (world) طی سال های اخیر از حجم همکاری های تجاری خود با آمریکا کاسته و بر حجم همکاری های تجاری خود با چین افزوده اند.
در شرایطی که همه دنیا با سرعت به سمت افزایش همکاریهای تجاری با چین پیش می روند این همه جنجال و صحنه سازی و دروغ پردازی فقط یک معنا دارد و آن اینکه، همکاری ایران چین، کمپین فشار حداکثری آمریکا را در هم شکسته و موجب بهبود وضعیت معیشت مردم خواهد شد. در واقع این همه واکنشهای تند و خبرسازیها این مفهوم را میرساند که اگر میخواهیم ایران تحت فشار باشد، باید به هر نحوی که شده با این همکاری مخالفت کرد. این همان گزارهای است که سیدعباس موسوی، سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان، به آن اشاره کرده است.
در واقع چین که از سالهای گذشته به عنوان قدرت در حال ظهور از آن نام برده میشود از نگاه بسیاری از تحلیلگران غربی به ویژه آمریکا و اروپا، به سمت قدرتِ اول شدن در حال حرکت است. حال هر چند آمریکا از لحاظِ نفوذ و قدرت بتواند بسیاری از کشورها را زیر سایه هژمونی خود نگه دارد اما تردیدی نیست که چین نه تنها آمریکا بلکه تمام متحدان و هم پیمانان آمریکا را درنوردیده است و به تعبیری کالای چینی، امروز در بازارِ همه کشورهای جهان یافت میشود که حاکی از نفوذِ روبه گسترشِ اقتصاد چین در کشورهای جهان است که این اقتصاد قدرتمند و روبه گسترش، یقینا تاکنون در عرصه سیاست هم تاثیر بسزایی داشته است. به ویژه اینکه چین، عضو شورای امنیت سازمان ملل و دارای حق وتو است.
حال هر چند آمریکا به ویژه دولتِ ترامپ از زمان روی کارآمدن در جهت تضعیف این کشور گامهای بزرگی برداشته است تا چین را از قدرتِ اول شدن در جهان دور کند اما بر هیچ کس و هیچ کشوری پوشیده نیست که چین، یک غولِ اقتصادی است که حتی آمریکا را به نیز زانو درآورده است.
دیدگاه تان را بنویسید