کد خبر: 628459
تاریخ انتشار :

دیکتاتور هنجارشکنی که در ترکیه به قدرت رسید

راز ماندگاری پدر ترکیه؛ چه شد که آتاتورک ماند و رضا شاه رفت؟

امروز سالروز به قدرت رسیدن مصطفی کمال پاشا یا همان آتاتورک است. او در 13 اوت 1923 و بعد از اشغال عثمانی توسط متفقین توانست قسمتی از سرزمینش را با نام امروزی ترکیه مستقل کند و نخستین رئیس جمهور این کشور شود.

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

در مورد آتاتورک مقالات و کتب بسیار زیادی نوشته اند. او بدون شک پدر ترکیه نوین است. همانطور که خودش در پایان زندگی اش گفته: " این جمهوریت را ما بنا نهادیم؛ بقا و پیشرفت آن با شماست." این جمله به خوبی نشان می دهد که آتاتورک چه نقشی در استواری ترکیه امروزی دارد.

بد نیست در این گزارش مروری بر زندگی او و تاثیرات مفید و مخرب او داشته باشیم.

سرباز جوانی که استانبول را فتح کرد

a2b4a4345c4cd688ef666408a7456c3d

آتاتورک در در 1881 در شهر تسالونیکی، در شمال یونان کنونی به دنیا آمد. در جوانی به مدرسه نظام وارد  شد و بلافاصله به ارتش ملحق گردید. در همان زمان به یگان ارتش عثمانی در طرابلس لیبی پیوست و در آنجا با ایتالیایی ها جنگید. چندی بعد به همراه سایر افسران، ائتلاف "ترکان جوان" را به وجود آورد. ترکان جوان جریانی سیاسی – نظامی بود که ملی گراهای ترک را دور هم جمع می کرد. اعضاء این جبهه معتقد بودند که عثمانی باید به جای تمرکز بر اسلام گرایی بر ملی گرایی و پان ترکیسم تمرکز کند. اعضاء این جبهه بعدها حزب توسعه و ترقی را تشکیل دادند و در پی یک کودتا به قدرت رسیدند.

آتاتورک با به قدرت رسیدن ترکان جوان به پیشرفت رسید. همزمان، آغاز جنگ جهانی اول هم باعث شد به عنوان یک نظامی وارد جنگ شود. در همین زمان بود که با شجاعت خود در میان ترکان مشهور شد. او در چند نبرد با تلاش خود توانست متفقین را از استانبول دور کرده و مانع از سقوط پایتخت شود. با فتح سایر نقاط عثمانی و فروپاشی این کشور، آتاتورک به عنوان فرمانده عالی رتبه قوای ترکان جوان در استانبول و با مقاومت در برابر متفقین توانست ترکیه را تشکیل داده و خود رهبر آن شود.

مروری کوتاه بر مهم ترین تحولات آتاتورک در ترکیه جدید

آتاتورک همانند اسلاف خود در ائتلاف ترکان جوان معتقد بود محور کشور جدید ترکیه باید ملی گرایی شدید ترکی باشد. او همچنین، باور داشت تنها از طریق اجرای یک برنامه مدرنیزاسیون دقیق می توان ترکیه را به یک کشور مترقی تبدیل کرد.

 آتاتورک در اجرای طرح خود تا حد زیادی موفق بود. او با همکاری عصمت اینونو و چند افسربلندپایه ترک و نیز برخی از روشنفکران توانست طرح های خود را پیش ببرد. سرکوب عشایر و اجبار آنان به یکجا نشینی، مبارزه با مذهبی ها و روحانیون مخالف دولت ملی، ترویج سکولاریسم، تغییر خط عربی زبان ترکی به خط لاتین، کشف حجاب، موزه کردن مسجد ایاصوفیه و ... از جمله اصلی ترین اقدامات او بود.

آتاتورک با این اقدامات جنجالی توانست شکل کشور جدید ترکیه را تغییر داده و خود نیز با تصفیه ارتش و سرکوب مخالفان تا پایان عمر بر اریکه قدرت بنشیند.

راز ماندگاری آتاتورک در ترکیه/ چرا رضا شاه سرنوشتی دیگر پیدا کرد؟

خوب که نگاه بیندازیم متوجه می شویم که اقدامات آتاتورک بسیار شبیه اقدامات رضاشاه پهلوی در ایران بوده است. اما چه اتفاقی افتاد که اقدامات آتاتورک در ترکیه نهادینه شد و اقدامات رضا شاه نه؟ بگذارید برای فهم بهتر این مساله دقیق تر سخن بگوییم. به این جمله دقت کنید: "در هشتاد و یکمین سالروز انتقال مصطفی کمال آتاتورک سردار و فرمانده بزرگ جنگ استقلال، بنیانگذار جمهوری و اولین رئیس جمهور جمهوری ترکیه به جهان ابدی، یک بار دیگر یاد وی را با رحمت گرامی می داریم. یاد و خاطره مقدس مرحوم آتاتورک و همرزمان وی و نیز تمامی شهدا و جانبازینی که بی وقفه مبارزه کرده و هزاران سال است این خاکها را تبدیل به وطن برای ما کرده اند، همیشه در قلب ملت ما جاوید خواهد بود. با تمام توان در راه ادامه حیات، توسعه و اعتلای جمهوری ترکیه که امانت ایشان نزد ماست، تلاش خواهیم کرد. خدا روحش شاد."

فکر می کنید این جمله را چه کسی گفته است؟ شاید باورش سخت باشد اما این جمله از رجب طیب اردوغان است. رئیس جمهور فعلی ترکیه که زمین تا آسمان با آتاتورک فرق دارد. او یک اسلام گرای ترک است که بر خلاف آتاتورک بیشتر تمایل دارد سیاست های سلطان عبدالحمید را تکرار کند نه ترکان جوان. با این حال، حتی او هم بالاجبار یا به اختیار آتاتورک را پدر ترکیه می داند. هر ساله در سالروز مرگ آتاتورک مراسمی بزرگ در ترکیه برگزار می شود و کاخ دولمه باغچه استانبول، محل وفات آتاتورک نیز با زیارت کم سابقه بازدید کنندگان مواجه می گردد و این در شرایطی است که سیاست های دولت فعلی ترکیه کاملا با سیاست آتاتورک فرق دارد.

بر خلاف آتاتورک، رضا شاه بعد از تبعید قدرت خود را به پسرش محمدرضا داد و انقلاب چنان طومار این پدر و پسر را برچید که امروز شاه پهلوی حتی از داشتن قبری نیز محروم است.

علت این تفاوت جایگاه در چیست؟ برخی معتقدند قدرت نظامی بیشتر آتاتورک، نزدیک بودن به غرب و کودتاهای ارتش وفادار به او و آرمانش علت این امر هستند. به نظر نمی آید که این تحلیل درست باشد؛ چرا که رضا شاه نیز از هر سه این عوامل برخوردار بود.

ایجاد یک طبقه حامی؛ رازی که آتاتورک را حفظ و رضا شاه را نابود کرد

f9bc15f09c37b24fc7eb87b909861838

به نظر می رسد علت تفاوت سرنوشت رضا شاه و آتاتورک تحول اجتماعی است که همزمان با آتاتورک در ترکیه رخ داد. این مطلبی است که یراوند آبراهامیان (مورخ و ایران شناس مشهور) هم بر آن تاکید کرده است. از نظر آبراهامیان، آتاتورک بر خلاف رضا شاه توانست یک طبقه حامی برای خود به وجود بیاورد؛ این در حالی است که رضا شاه از عهده این کار برنیامد. با بررسی اقدامات آتاتورک متوجه می شویم که او به سرعت دانشگاه ها و مدارس غربی را در کشور خود ترویج داد. همچنین شهرهایی مثل استانبول به سرعت شکل غربی به خود گرفتند و با افزایش تجارت و صنعت و شکل گیری بوروکراسی طبقه متوسط شهری در ترکیه شکل گرفت. این طبقه حامی آتاتورک بودند و آتاتورک هم قسمت های مهم حکومت و ارتش را به اعضاء این طبقه سپرد. این شد که این طبقه توانست از آتاتورک حمایت کند و قدرتش را در ترکیه نهادینه نماید.

این در حالی است که رضا شاه  بر خلاف آتاتورک، طبقه متوسط شهری را سرکوب کرد. روشنفکران بزرگ ایرانی در دوره پایانی قاجار ( از محمد علی فروغی گرفته تا تیمورتاش و فرمانفرما و تقی زاده و ...) به شدت از روی کار آمدن رضا شاه حمایت کردند چرا که معتقد بودند تنها چکمه نظامی او می تواند ایران را مدرن کند. رضا شاه نیز در ابتدای قدرت مو به مو منویات این روشنفکران را اجرا کرد اما در انتها همانند بسیاری از دیکتاتورها، این اشخاص را نیز حذف کرد. تیمورتاش به قتل رسید، فروغی از قدرت عزل شد، فرمانفرما به زندان رفت و بسیاری از روشنفکران چپ و راست قلع و قمع شدند. این اتفاق باعث شد طبقه متوسط جدید و به خصوص روشنفکران از رضا شاه روی گردان شوند و میراث او را نیز کنار بگذارند.

جالب اینکه این مشی در دوره محمدرضا پهلوی نیز ادامه یافت. شاه جوان به خصوص در دهه 20 و 30 به شدت در مقابل این طبقه متوسط شهری و جمعیت جدید دانشجو و کارمند ایستاد و آنها را از خود روی گرداند و همین امر باعث شد خانه پهلوی روی آب بنا شود نه یک پی محکم.

شاید علت این تفاوت در ایران و ترکیه موقعیت جغرافیایی این دو کشور هم باشد. موقعیت ایران به نحوی بود که می توان آن را پل ارتباطی دنیای شرق و غرب دانست. غرب به خصوص از شیوع کمونیسم در ایران بسیار می ترسید چرا که اگر کمونیسم بر ایران حاکم می شد ممکن بود سراسر خاورمیانه را در برگیرد. این ترس به حکام پهلوی هم سرایت کرد و آنها بسیاری از روشنفکران و دانشجوها را به بهانه ترویج کمونیسم سرکوب کردند. این نگرانی در ترکیه آتاتورک به مراتب کمتر بود و همین باعث شد مصطفی کمال پاشا کمتر از پهلوی ها با جوانان شهری و روشنفکران آرمان خواه سرشاخ شود و حمایت آنان را نیز جلب کند. در نتیجه نام آتاتورک علی رغم مخالفت ها هنوز هم باقی است اما بنای رضا شاه پس از مدت کوتاهی در ایران فروریخت.

منبع: خبر فوری

 

دیدگاه تان را بنویسید

 

پیشنهاد ما