کد خبر: 637684
تاریخ انتشار :

پاییز بدفرجام برجام

عمق سردرگمی در سیاست‌های داخلی و خارجی تا آنجا پیش می‌رود که دائم علیه نظام سرمایه‌داری و سلطه جهانی شعار داده می‌شود، ولی منافع روسیه و چین در سیاست و اقتصاد کشور دست بالا می‌یابند، مدیران ارشد دولتی به جمع‌آوری ثروت مشغولند و حرص و ولع برای زمین‌خواری و ساختن سلاطین ثروت هر روز افزایش می‌یابد. درعین ‌جنگ علیه داعش به طالبان چراغ سبز نشان داده می‌شود…

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

براساس گزارش اعتبارسنجی بانک سوئیس در مورد ثروت جهانی سال ۲۰۲۱، مردم سوئیس با متوسط سرانه ثروت ۶۷۴۰۰۰ دلار، مردم امریکا با متوسط سرانه ثروت ۵۰۵۰۴۲ دلار، مردم هنگ کنگ با متوسط سرانه ثروت ۵۰۳۰۰۰ دلار، مردم استرالیا با متوسط سرانه ثروت ۴۸۳۰۰۰ دلار، مردم هلند با متوسط سرانه ثروت ۳۷۷۰۰۰ دلار، در ردیف ثروتمندترین مردم دنیا هستند. مردم قطر با متوسط سرانه ثروت ۱۴۶۷۳۰ دلار، در رتبه اول، مردم کویت با متوسط سرانه ثروت ۱۲۹۸۹۰ دلار، مردم امارات با متوسط سرانه ثروت ۱۱۵۴۷۶ دلار، در ردیف دوم و سوم ثروتمندترین مردم منطقه خلیج‌فارس قرار دارند. در نهایت مردم ایران با میانگین ثروت سرانه ۲۲۲۴۹ دلار دارای کمترین میزان ثروت در منطقه خلیج‌فارس هستند.

 درحالی که چنددهه قبل مردم ایران در ردیف بالاترین میزان ثروت در دنیا قرار داشتند چگونه است که ظرف چند دهه به ردیف آخر دارای کمترین میزان ثروت در منطقه خلیج‌فارس قرار می‌گیرند. آسیب‌شناسی این پدیده را به‌راحتی در به‌‎کارگیری کارشناسان اشتباه در حوزه اقتصاد ایران می‌توان مشاهده کرد. هنگامی که بر اثر برخوردهای اشتباه در جریان انقلاب فرهنگی، نخبگان دانشگاهی که فارغ‌التحصیل اقتصاد از دانشگاه‌های معتبر دنیا، یا دانشگاههای طراز اول داخلی با اعتبار بین‌المللی بودند، را از دست دادیم. سپس به حذف باقی مانده اساتید بنام اقتصاددان از عرصه دانشگاه و مدیریت اقتصادی کشور و مهاجرت آنها پرداختند حتی حضور شاگردان طراز اول آنها را هم در عرصه فعالیت مدیران دولت تحمل نکردند. در کنار آن با تخصیص سهمیه، شمار کم‌سوادترین دانشجویان دانشگاهی را به‌صورت انبوه توسعه دادند و آنها را به سطوح بالای هیئت علمی دانشگاه‌های کشور رساندند، مشاهده افت اقتصاد و تنزل رتبه ثروت مردم ایران به پایین‌ترین رتبه های ثروت دنیا خیلی عجیب نمی‌تواند باشد.

هنوز چندماه از انتصابات دولت جدید نگذشته، فراوانی انتصابات اشتباه در تیم اقتصادی دولت که در حال حاضر از نظامیان و فارغ‌التحصلان یک دانشگاه خاص اشباع شده، تا آنجا پیش‌رفته که عبدالملکی، وزیر کار دولت سیزدهم به‌جای انجام وظایف خود در مورد برنامه‌ریزی برای رفع موانع فعالیت اقتصادی بنگاه‌ها همچنین رفع مشکلات کارگران و بازنشستگانی که حقوق و مستمریشان حتی۱۰ روز از ماه را هم کفایت نمی‌کند، در اظهاراتی عجیب برای توجیه شرایط بدمعیشت اکثریت مردم می‌گوید «شاید برای شما جالب باشد که خود ما دچار مشکلات معیشتی هستیم در قدرت خرید و خیلی موارد دیگر که خوبیت ندارد وارد این مسائل شوم». اخیرا هم به‌دنبال ناتوانی تیم اقتصادی در حل مشکلات و عدم تحقق وعده‌ها، شنیدیم در جلسه هیات دولت رئیس جمهور به وزیر اقتصاد گفته:«آقای خاندوزی چرا خوابی؟ قبل از وزارت چهار تا طرح برای بورس و اقتصاد داشتی، ولی الان خبری از شما و طرح‌های شما نیست». سلیمی عضو هیات رئیسه مجلس هم گفت:«باید مشخص شود که فرمانده ستاد اقتصادی چه کسی است؟ آیا وزیر امور اقتصادی است یا فرد دیگری؟ وزارت اقتصاد مشخص کند برای جبران این اقدامات آسیب‌زا چه برنامه‌ای دارد»؟ دلخوش نماینده مجلس هم گفت: «اقتصاد و بورس عشقی اداره می‌شود. وزیر اقتصاد باید مشخص کند که چه کسی این حوزه‌ها را اداره می‌کند چرا که نه تنها بازار سرمایه بلکه سایر بازارها نیز نابه‌سامان است». رضایی معاون اقتصادی رییس جمهورهم گفت:«۳ سال است که حتی نفت خود را به صورت قاچاق می‌فروشیم. درآمد دلاری خود را مخفیانه وارد کشور می‌کنیم. امریکا سه سال گذشته ما را در محاصره اقتصادی قرار داده‌، که باید با همت مردم شکسته شود. بیش از سه سال است که بدون دلیل قانونی ما را محاصره اقتصادی کرده‌اند، حتی نفت خود را به صورت قاچاق به فروش می‌رسانیم و درآمد دلاری خود را باید مخفیانه وارد کشور کنیم تا قیمت دلار حفظ شود». آیا فعالیت اقتصادی قاچاقی مشابه طالبان در سالهای دور از قدرت، افتخار دارد؟ این اظهارات از کسانی که با حذف دانشجویان نخبه اقتصاد جای آنها را گرفتند، با توصیه نظامیان، مدرک گرفتند، باعث تعجب کارشناسان نمی‌شود، تعجب از فراوانی انتصابات سراسر اشتباه دولت است که به این زودی نتایج فاجعه‌بار خود را به‌ویژه در تورم و اقتصاد کشور آشکار کرده، بدیهی است که تبعات عمیق آن در درازمدت، عدم ثبات کنونی اقتصاد را، به نابودی کامل تبدیل خواهد کرد.

در این شرایط بی ثباتی اقتصادی، تورم افسار گسیخته و نرخ ارز درحال صعود، با وجود فراوانی انتصابات فامیلی در دولتی که انتصاب دامادها صدای روزنامه‌های حکومتی را هم درآورده، سخن گفتن بعضی از رشد ۸ درصدی اقتصاد در بودجه ۱۴۰۱، از آن هم تعجب‌آورتر است. پیش‌بینی دست نیافتنی بودن رشد و توسعه اقتصادی کشور برای تیم اقتصادی دولتی که هنوز برنامه خود را نهائی نکرده است، چندان کار دشواری نیست. تردیدی نیست که سیاستهای اشتباه دولتی در کنار مدیران ناکارآمد و سال‌های طولانی عدم توجه به: خرد جمعی، مشارکت نخبگان و بهره‌گیری از توصیه صاحب‌نظران اقتصادی، از مهمترین دلایل مشکلات اقتصادی کشور، رکود واحدهای تولیدی و تنزل اقتصاد ایران است در کنار آن تنگناهای اقتصادی ایجاد شده برای اقتصاد ایران توسط شدیدترین تحریمهای اقتصادی اعمال شده توسط همه کشورهای دنیا که ناشی از اعمال تحریم توسط خزانه‌داری امریکا در ۴ سال اخیر بوده، در تنزل اقتصاد بسیار موثر بوده است.

عمق سردرگمی در سیاست‌های داخلی و خارجی تا آنجا پیش می‌رود که دائم علیه نظام سرمایه‌داری و سلطه جهانی شعار داده می‌شود، ولی منافع روسیه و چین در سیاست و اقتصاد کشور دست بالا می‌یابند، مدیران ارشد دولتی به جمع‌آوری ثروت مشغولند و حرص و ولع برای زمین‌خواری و ساختن سلاطین ثروت هر روز افزایش می‌یابد. درعین ‌جنگ علیه داعش به طالبان چراغ سبز نشان داده می‌شود. همچنین پائین‌ترین حقوق دنیا را به کارگر و کارمند آن هم با تاخیر چندماهه داده می‌شود. تناقض‌ها در عرصه سیاستهای داخلی و خارجی تا آنجا پیش رفته که ایران به آسانی مورد هدف هر کسی قرار می‌گیرد که هر نسبت روا یا ناروایی را بدهد و افکار عمومی دنیا هم آن را به‌راحتی بپذیرد. آیا دولتمردان ما نمی‌دانند اخلاق در روابط بین‌المللی به‌ویژه در روابط اقتصادی جایی ندارد و فقط در محدوده‌های: نیازبه روابط، ترس از گسیختن روابط، اجبار به احترام متقابل دولت‌ها تعریف می‌شود؟ همان استقبال اندک اروپایی‌ها از برجام به خاطر فروش کالا و خدماتشان به ایران است و روسیه و چین برای حفظ روابط اقتصادی با امریکا و اروپا به‌جز در موارد کم‌اهمیت غیراستراتژیک، حتی با قراردادهای آنچنانی هم هیچگاه به‌طور جدی حاضر به دفاع از ایران در مقابل آمریکا و شرکایش نیستند؟

در حال حاضر رفع تنشها و ایجاد روابط گسترده با همه کشورها یکی از پیش‌نیازهای اصلی در رشد و توسعه اقتصادی کشورهاست که در نتیجه: نیازبه روابط، ترس از گسیختن روابط، اجبار به احترام متقابل دولت‌ها را به‌وجود می‌آورد. درهمین حال همزمان با شروع مذاکرات باقری معاون وزارت خارجه در بروکسل، سخنگوی وزارت امور خارجه سه شرط عملا غیرممکن را در بازگشت امریکا به برجام اعلام می‌کند. آمریکا باید: «مقصر بودن خود را بپذیرد، تحریم‌ها باید یکجا لغو شود، تضمین دهد که هیچ دولت دیگری اقدام ترامپ در خروج از برجام را تکرار نکند». پیش‌شرط‌های محال به‌طور آشکاری نشان از عزم دولت برای به نتیجه نرسیدن مذاکرات برجامی در شرایط کنونی دارد. اگر ابهامات بالا در عدم موفقیت تیم اقتصادی دولت را در نظر بگیریم، نیاز شدید دولت کنونی به کمک گرفتن از نتایج اقتصادی برجام برای سروسامان دادن به اقتصاد آشکار خواهد شد. پس باید نتیجه گرفت که همزمان مذاکرات دیگری به‌جز مذاکرات بروکسل و ژنو باید در جریان باشد که ما در اخبار رسمی از آن بی‌خبریم و دولت به نتایج آن دلبسته است وگرنه باید بگوییم سردرگمی سیاستهای دولت سیزدهم در کنار حذف ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی، هدفی به‌جز بدفرجامی برجام و تکمیل جریان فروپاشاندن اقتصاد ایران در نظر ندارد. گزینه‌ای که باید در آن بسیار تامل کرد.

از شعر سعدی یادی کنیم:

نه اختیار منست، این معاملت، لیکن  /  رضای دوست، مقدم، بر اختیار منست

ستمگرا، دل سعدی بسوخت، در طلبت  /  دلت نسوخت، که مسکین، امیدوار منست

نویسنده: مهدی  نظیفی- تحلیل‌گر اقتصادی

دیدگاه تان را بنویسید

 

پیشنهاد ما

Markets