چرا تهران پاسخ پیشنهاد کاخ سفید را نمی دهد؟
ترامپ روی نیمکت انتظار ایران
آمریکاییها تا وقتی پیشنهادهای غیرواقعی بدهند؛ نباید انتظار پاسخ سریع داشته باشند
«دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا و «مارکو روبیو»، وزیر خارجه وی در دو روز اخیر با اعلام بازه زمانی برای دریافت پاسخ ایران، چاشنی قلدری در مذاکرات را تندتر کردهاند. ترامپ گفته باید بهزودی پاسخ ایران را دریافت کند و اگر مطابق انتظار او نباشد، دوباره عملیات نظامی در تنگه هرمز را که یکبار اجرا و متوقف شد را بار دیگر از سر میگیرد.
در سوی دیگر، روبیو با اظهاراتی مشابه رئیس خود گفت: «ما امروز باید از ایران پاسخی دریافت کنیم.» شرطگذاری، تعیین بازه زمانی و ضروری دانستن پاسخ ایران حکایت از ناسازگاریهای این کشور در میز مذاکرات دارد. آنچه آمریکا انتظار آن را میکشد روندی دارد؛ ایران نامه و درخواستی ۱۴ بندی به آمریکا داده که واشنگتن به آن پاسخ گفته و حالا در انتظار واکنش تهران به آن است.
الف) پیشنهادها و درخواستهای آمریکا از مسائل مطرحشده در مذاکرات اسلامآباد عقبتر بودهاند. به طور خاص پیشنهادهای آمریکا درباره تنگه هرمز، وضعیت اورانیوم ۶۰ درصد و حق غنیسازی مواردی نیستند که راهگشا باشند. هنگامی که آمریکا در اقدامات خود شکست خورده، دلیلی وجود ندارد که تهران در میز مذاکره چنین امتیازاتی به واشنگتن بدهد.
ب) آمریکا پس از پایان جنگ و ورود به دوره آتشبس همچنان در حال استفاده از قوای نظامی و نقض توافق موقت است. اعلام طرح محاصره دریایی، تلاش برای ورود به تنگه هرمز، تبادل آتش با ایران و بمباران برخی خطوط ساحلی، حکایت از تصاعد فعالیتهای نظامی توسط آمریکا دارد. در چنین شرایطی، واشنگتن پیشنهادهای محدودتری ارائه کرده که از مسائل اسلامآباد عقبتر است.
پیشرانهای حرکت آمریکا به سمت آتشبس و مذاکره
1- مشکل پایگاه، سلاح و مهمات و فرصت تنفس برای بازیابی
آنچه آمریکا را به آتشبس رساند، سرعت بالای اتمام ذخایر تسلیحاتی، تخریب بالای پایگاهها و احتمال واکنشهای شدیدتر ایران بود. جنگ طولانی شد که بر خلاف منافع آمریکا بود و تهدید آمریکا به عملیات نظامی محدودیتهایی دارد.
2- محدودیت در بانک اهداف
آنچه آمریکا را به آتشبس رساند، بنبست در تحقق اهداف با وجود بمبارانهای دقیق بود. اتمام بانک اهداف، آمریکا را به سمت تهدید زیرساختهای برق و پلهای ایران سوق داد؛ اما بمباران شبکه برق ایران به دلیل پراکندگی و پیچیدگی دشواری زیادی داشت و واکنش تهران میتوانست به نابودی زیرساختهای مرتبط با آمریکا در منطقه منجر شود.
3- انتظار برای تبدیل فشار اقتصادی به اغتشاش
آمریکا طرح «ساقطسازی ضربتی نظامی سیاسی ایران» را در وقایع مختلف امتحان کرد. با مشخص شدن پایدار ماندن نظام، دشمن هدف خود را از ساقطسازی فوری به زمینهسازی برای عملیات بعدی تغییر داد. از این رو با هدف قراردادن پتروشیمیها و کارخانجات فولاد تلاش شد هزینههای مالی جنگ برای ایران سنگینتر شود و با تشدید فشارهای اقتصادی زمینه ناآرامی فراهم گردد.
اهداف آمریکا از مذاکره
1- ارزیابی وضعیت ایران
آمریکا بهزعم خود قصد دارد از رهگذر مذاکرات بتواند ساختار، ترکیب تیم و نحوه مدیریت کشور را ارزیابی کرده و از تغییرات رخداده کسب اطلاع کند.
2- اختلاف افکنی سیاسی
واشنگتن از طریق عوامل خود در فضای مجازی و رسانهها میکوشد با تزریق ابهامات و دروغهای جدید، اختلافاتی در داخل ایجاد کند یا آنها را در اذهان برجسته سازد.
3- فشارهای سیاسی
آمریکا در پی ایجاد رعب و هراس در میان سیاستمداران ایرانی است و با تهدید به ترور تلاش کرده مذاکرهکنندگان را تحت فشار قرار دهد.
ایران باید چه کند؟
نوع پاسخ و رفتارهای ایران تأثیر زیادی در نحوه واکنش دشمن دارد.
1- ایجاد فضای ضمنی
1/1 گفتوگوهای دولتی با ذینفعان تنگه هرمز
گفتوگو با دولتهای جهانی از موضع قدرت بر سر تنگه هرمز میتواند مذاکرات با آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد.
1/2 مذاکرات مستقل با دولتهای همسایه
تهران میتواند همزمان به طور جداگانه با دولتهای همسایه درباره وضعیت پایگاههای آمریکا در منطقه مذاکره کند.
2- پاسخ فوری به سخنان ضد ایرانی ترامپ و دولتمردانش
واکنش به سخنان ضد ایرانی ترامپ، همانند دوره جنگ، توازن حملات لفظی را برقرار میسازد.
3- مشروط کردن جواب و ادامه مذاکرات به کاهش تنش
تهران میتواند تداوم مذاکرات سطح بالا را منوط به عقبنشینی واشنگتن نسبت به اقدامات میدانی کند.
4- ارائه برخی پاسخها به شکل علنی
ایران میتواند برای معکوس کردن فضای قلدری در مذاکرات، برخی جوابهای منفی خود به طرحهای زیادهخواهانه آمریکا را به طور علنی اعلام کند.
دیدگاه تان را بنویسید