کد خبر: 781789
تاریخ انتشار :

قصه‌گویی درباره ثروت خانواده پهلوی

اخیراً مراد ویسی، کارمند شبکه اینترنشنال ادعا کرده که محمدرضا پهلوی ثروت چندانی نداشته است و اینکه می‌گویند شاه از پول و دارایی‌های بسیار زیاد بهره‌مند بوده، دروغ است؛ اما این ادعا در حالی مطرح می‌شود که اسناد و منابع تاریخی، از میزان بسیار بالای ثروت شاه و خانواده‌اش حکایت دارند.

قصه‌گویی درباره ثروت خانواده پهلوی
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

مراد ویسی به تازگی در یکی از برنامه‌های یوتیوبی خود، درباره ثروت شخصی محمدرضا پهلوی سخن گفته و ادعا کرده که شاه ثروت چندانی نداشته است: «کشور ما در اواخر حکومت شاه، روزانه ۶ میلیون نفت بشکه تولید می‌کرد. آن زمان که ما دانشجو بودیم، بحث این بود که معادل کل ثروتی که برای مردم ایران لازم است، خود شاه دارد و اگر آن ثروت شاه را بگیریم و به مردم بدهیم، مسأله حل می‌شود؛ این‌جوری دروغ می‌گفتند که شاه همچین ثروتی دارد. شاه اصلاً چنین ثروتی نداشت! خاطرات کسی که پیشکار شاه بوده و روزانه به شاه کمک می‌کرده موجود است».

اما اگر برخی منابع تاریخی و خاطرات نزدیکان محمدرضا پهلوی را مرور کنیم، می‌بینیم که ادعای مراد ویسی در این زمینه نادرست است. درواقع ویسی بدون اینکه برای ادعاهایش مخاطب را به فکت‌های تاریخی ارجاع دهد، صرفاً با لفاظی اصرار دارد که بگوید شاه اصلاً برای خودش ثروتی جمع نکرده بود.

درباره ثروت محمدرضا پهلوی و خانواده‌اش، به چند نکته می‌توان اشاره کرد و با گزاره‌های مختلف می‌شود به این موضوع پرداخت. اولین نکته که باید به‌عنوان یک اصل پذیرفت، این است که محمدرضا پهلوی برخلاف ادعای مراد ویسی و جریان سلطنت‌طلب، ثروت عظیمی برای خود جمع‌آوری کرده بود؛ به‌گونه‌ای که در شهریور 1357، نشریه «MIDNIGHT GLOBE»در گزارشی، رضا پهلوی پسر محمدرضاشاه را به‌عنوان «ثروتمندترین بچه دنیا» معرفی کرده بود.

درباره نوع ثروت‌اندوزی محمدرضا پهلوی، «جان فوران» استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه سانتا باربارا کالیفرنیا، در کتاب «مقاومت شکننده: تاریخ تحولات اجتماعی ایران از سال ۱۵‌۰۰ میلادی تا انقلاب» می‌نویسد: «شرکت ملی نفت ایران، محرمانه و به‌طور منظم بخشی از درآمد نفت را به حساب [شخصی] شاه واریز می‌کرد. بنا به گزارش‌ها این مبلغ در سال ۱۳۵۵، دست‌کم یک میلیارد دلار بوده است. شاه در ۱۳‌۳۷، بنیاد پهلوی را بنا نهاد که ارزش دارایی‌هایش در ۱۳‌۵۰ به سه میلیارد دلار می‌رسید... خاندان سلطنتی از ۶۳ شاهپور و شاه‌دخت و عموزاده، عمه‌زاده، خاله‌زاده و دایی‌زاده‌های اینان تشکیل می‌شد. جمع ثروت این خانواده به ۵ ـ ۲۰ میلیارد دلار می‌رسید که از شرکت‌های کشت و صنعت و کارخانه‌ها در ایران حاصل می‌شد». (مقاومت شکننده، جان فوران، صص ۳۱۲ ـ ۳۱۳.)

همچنین «فریدون هویدا» برادر امیرعباس هویدا و نماینده شاه در سازمان ملل متحد، در کتاب «سقوط شاه» می‌نویسد: «آن کریتندن، روزنامه‌نگار نوشته است که بر اساس منابع بانکی، ارزش پورتفوی (سبد سرمایه‌گذاری) شخصی شاه بیش از یک میلیارد دلار بوده و و نیز مبلغی بین ۲ تا ۴ میلیارد دلار تنها در طول این دو سال آخر از سوی خانواده سلطنتی ایران به آمریکا منتقل شده است... طبق شایعات موجود، مهم‌ترین بخش از ثروت شاه را بنیاد پهلوی تشکیل می‌داد که این بنیاد کلاً در اختیار او قرار داشت». (سقوط شاه، فریدون هویدا، صفحه ۱۴۴.)

در همین زمینه «رابرت گراهام» خبرنگار سابق روزنامه فایننشال‌تایمز، در کتاب «ایران: سراب قدرت» نوشته: «خود بنیاد پهلوی از ارائه هرگونه اطلاعات در مورد ارزش دارایی‌ها، درآمد سالانه یا ترکیب سرمایه‌گذاری‌ها خودداری می‌کرد؛ حتی بانکداران خارجی که توسط بنیاد برای تجارت دعوت شده بودند، صرفاً فهرست نامناسبی از دارایی‌های اصلی به ارزش دفتری تاریخی ارائه کردند. این احتمال نیز وجود دارد که خود بنیاد نیز اطلاع دقیقی نداشته باشد. بنابراین تنها می‌توان به یک تخمین محافظه‌کارانه بین ۲٫۸ تا ۳٫۲ میلیارد دلار رسید. مهم‌ترین دارایی بنیاد، مالکیت ۱۰۰ درصدی آن بر بانک عمران، پنجمین بانک تجاری بزرگ ایران بود». (ایران سراب قدرت، رابرت گراهام، صفحه ۱۶۰.)

همین‌طور رابرت گراهام در ادامه، درباره نوع عملکرد بانک عمران می‌نویسد: «این بانک، کنترل‌کننده مالی توسعه تفرجگاه جزیره کیش در نزدیکی سواحل ایران در خلیج‌فارس بود و ۲۰ درصد در آن مشارکت داشت. این جزیره با هزینه گزافی که محتاطانه حدود یک‌صد میلیون دلار تخمین زده می‌شود، به‌عنوان یک مرکز تفریحات زمستانی ثروتمندترین طبقات ایران ساخته می‌شد. برای شاه و دوستانش در آن‌جا ویلا و خانه‌هایی پیش‌بینی شده بود. این توسعه شامل ساخت ۱۲‌۰۰ ویلا سه هتل مجلل و یک کازینو، یک زمین گلف و امکانات خرید بود که برای اولین‌بار در ایران از پرداخت مالیات معاف شدند». (ایران سراب قدرت، رابرت گراهام، صفحه ۱۶۱.)

گفتنی است که «اسدالله علم» وزیر دربار پهلوی، در خاطراتش می‌نویسد: «عرض کردم والاحضرت شهناز ضمن فرمایشات مختلف که به من امر فرمودند، دَه میلیون تومان هم اضافه‌برداشت از بانک عمران می‌خواهند. فرمودند فقط دَه میلیون؟ عرض کردم بلی». (یادداشت‌های علم، جلد ۵، صفحه ۵۰۵، شنبه ۱۶ اسفند ۱۳‌۵۴.)

آنچه از این گزاره‌های به دست می‌آید، این است که بخش عظیمی از این ثروت نه فقط برای خود شاه، بلکه حتی برای خانواده و اطرافیانش هم هزینه می‌شد. اسدالله علم در جایی دیگر از خاطراتش نوشته: «عرض کردم پریشب علیاحضرت شهبانو تلفن فرمودند و یک میلیون و نیم تومان در دو چک خواستند که حضور مبارکشان تقدیم کردم. فرمودند عیبی ندارد». (یادداشت‌های علم، جلد ۵، صفحه ۳۸۱، چهارشنبه ۱۷ دی ۱۳‌۵۴.)

در این‌باره «فریدون هویدا» نوشته: «فسادی که در درون دربار شاه وجود داشت، حقیقتاً ابعاد وحشتناکی به خود گرفته بود. برادران و خواهران شاه به‌خاطر واسطگی برای عقد قرارداد بین دولت ایران و شرکت‌هایی که گاه خودشان نیز جزء سهام‌داران عمده آن‌ها بودند، حق‌العمل‌های کلانی به چنگ می‌آوردند؛ ولی گرفتاری اصلی در این قضیه فقط مسأله رشوه‌خواری یا دریافت حق کمیسیون توسط خانواده سلطنت نبود؛ بلکه اقدامات آن‌ها الگویی برای تقلید دیگران می‌شد و به صورت منبعی در آمده بود که جامعه را در هر سطحی به آلودگی می‌کشانید». (سقوط شاه، فریدون هویدا، صفحه ۹۰.)

یکی از مسائلی که درباره ثروت پهلوی‌ها همواره مطرح بوده، میزان پول‌ها و دارایی‌هایی بود که شاه و خانواده‌اش هنگام فرار از ایران است. درواقع خانواده پهلوی در هنگام فرار از ایران، حجم زیادی از ثروت و اموال ملی را به غارت بردند؛ برای مثال «احمدعلی مسعودانصاری» نوه خاله فرح، در خاطراتش می‌گوید: «ملکه مادر یعنی تاج‌الملوک، مقدار کمی از جواهرات خودش را [در سال ۱۳‌۵۹] به دخترش شمس هدیه داد که شمس آن‌ها را به قیمت ۱۰ میلیون دلار فروخت». (پس از سقوط، احمدعلی مسعودانصاری، صفحه ۳۰۳.)

در این زمینه «محمدحسنین هیکل» روزنامه‌نگار مشهور مصری، می‌نویسد: «زمانی که [شاه] از ایران خارج شد، مالک ثروتی هنگفت بود که میزان آن بین پنج تا ۲۰ میلیارد دلار تخمین زده شد». (دیداری تازه با تاریخ، محمدحسنین هیکل، صفحه ۱۸۴.)

همچنین «عباس میلانی» تاریخ‌نگار حامی پهلوی در کتاب «نگاهی به شاه» می‌آورد: «در ۱۳ مهر ۱۳‌۵۷، سفارت انگلیس در گزارشی خبر داد که از منبعی که قاعدتاً به اقتضای موقعیتش از واقعیات خبر دارد و در گذشته گزارش‌هایش همواره درست از آب درآمده، شنیده که شاهدخت شمس و اشرف و خانواده‌هایشان حدود «یک میلیارد و هشتصد میلیون دلار» از ایران خارج کرده‌اند. این بیش و کم عین مبلغی است که به گفته مقامات بانکی سوئیس، اخیراً از حساب‌های آن بانک‌ها سر درآورده است». (نگاهی به شاه، عباس میلانی، صص ۴۳۶ ـ ۴۳۷.)

 

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها